زراعت لوبیا (کاشت ، داشت ، برداشت)

زراعت لوبیا (کاشت لوبیا ، داشت لوبیا ، برداشت لوبیا)

مقدمه

حبوبات از نظر تأمین امنیت غذایی، بعد از غلات، مهم ترین محصولات کشاورزی هستند، که 71% مصرف جهانی آنها در سبد تغذیه انسان است. بذور رسیده و خشک حبوبات دارای 20 تا 35 درصد پروتئین می باشند. تولید پروتئین گیاهی حبوبات، برتری های متعددی نسبت به تامین پروتئین حیوانی از نظر اقتصادی و سلامت مصرف کنندگان دارد. بهترین پروتئین گیاهی متعلق به لوبیا است. ترکیب مناسبی از پروتئین حبوبات با غلات می تواند سوء تغذیه و کمبود اسیدهای آمینه را در چرخه غذایی انسان برطرف سازد. بر اساس آمار سازمان خوار و بار جهانی کل تولید لوبیا در جهان 22923401 تن که کشور هندوستان با 4870000 تن بیشترین تولید و جمهوری اسلامی ایران با تولید 194111 تن در رتبه نوزدهم جهان قرار گرفته است. سطح زیر کشت حبوبات در کشور 0.9% سطح زیر کشت است که از آن 14.9% به کشت انواع لوبيا اختصاص دارد. سطح زیر کشت لوبیا در کشور در سال زراعی 92-91 معادل 111001 هکتار با تولید 185400 تن و با میانگین 1670 کیلوگرم در هکتار بود که استان آذربایجان شرقی با سطح زیر کشت 4828 هکتار، تولید 7306 تن و میانگین عملکرد 1579 کیلوگرم در هکتار حدود 4% تولید و 12.5% سطح زیر کاشت لوبیا را به خود اختصاص داد. همچنین این استان رتبه ششم تولید و کاشت لوبیا کشور را دارا می باشد که نشان دهنده اهمیت لوبیا و بدان معنی است که کشاورزان زیادی در این استان از راه تولید لوبيا امرار معاش می نمایند. از طرف دیگر تثبیت زیستی نیتروزن یکی از ابعاد مهم کشاورزی پایدار و احیای اراضی است که ویژگی بارز این محصولات است و اهمیت همزیست ریزوبیوم به حدی است که این گیاهان بدون این همزیستی قادر به استفاده از نیتروژن موجود در اتمسفر نیستند. به واسطه توانایی تثبیت نیتروژن در این گیاهان، قرار دادن آنها در تناوب به پایداری سیستم های زراعی کمک میکند. بر این اساس جهت بالا بردن اطلاعات علمی و عملی کارشناسان، مروجان و کشاورزان استان و کمک به افزایش عملکرد در واحد سطح ، دستورالعمل فنی توسط محققین مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان شرقی تهیه تا در کنار ارقام جدید معرفی شده به منطقه در اختیار آنها قرار گیرد. امید است این دستور العمل بتواند در جهت بهره وری بهتر از اراضی زیر کاشت لوبیا در استان مثمر ثمر واقع شود.

جدول 1 ترکیبات غذایی دانه لوبیا

رطوبت11 %
پروتئین22 %
چربی1.6 %
کربوهیدرات57.8 %
الیاف (فیبر)0.4 %
خاکستر3.6 %

لوبيا دارای تمامی اسید های آمینه ضروری برای بدن انسان است (اسید های آمینه ضروری به اسید آمینه هایی اطلاق می شود که توسط بدن ساخته نمی شود و بایستی در جیره غذایی وجود داشته باشد).

 

کاشت لوبیا

زمان کاشت لوبیا :

زمان کاشت لوبیا به آب و هوای منطقه (دما)، رقم، میزان رطوبت خاک و مقدار آب در دسترس کشاورز بستگی دارد.

دما:

لوبیا گیاهی روز کوتاه بوده و مبدا آن مناطق گرمسیری است و در سایر مناطق در صورتیکه درجه حرارت کمتر از 10 درجه سلسیوس (سانتیگراد) نباشد، می توان آنرا کشت کرد. در زمان کاشت لوبیا میانگین دمای هوا بایستی بین 13 تا 14 درجه سلسیوس و دمای خاک 16 درجه سلسیوس باشد. در غیر اینصورت قادر به جوانه زدن نمی باشد. بدیهی است هرچه دما در زمان کاشت بالاتر باشد لوبیا زودتر جوانه می زند به طوریکه جوانه زنی لوبیا در دمای 13 درجه سلسیوس 10 روز طول می کشد و با افزایش میانگین دما به 18 درجه سلسیوس این مدت به 4 روز کاهش می یابد. دمای مناسب برای رشد و نمو 25-30 درجه سلسیوس است. در دمای بالای 45 درجه سلسیوس گیاه به بذر نمی رود و دمای کمتر از 15 درجه سلسیوس برای رشد و نمو آن مطلوب نیست. صفر فیزیولوژیک لوبيا 10 درجه سلسیوس و حداقل دمای قابل تحمل برای بوته لوبیا 5 درجه سلسیوس است. این گیاه به دمای بالا و خشکی هوا بسیار حساس است و به سرما و کم آبی حساس می باشد.

جدول تاریخ کاشت و برداشت برای مناطق مختلف لوبیا کاری کشور

—-کاشتبرداشت
لرستاناردیبهشتاواسط شهریور تا اوایل مهر
مرکزیاواخر اردیبهشت تا اواخر خرداداواسط شهریور تا اواسط مهر
آذربایجاناواخر اردیبهشت تا اواخر خرداداواسط شهریور تا اواسط مهر
خراساناواخر اردیبهشت تا اواسط خرداداواسط شهریور تا اواسط مهر
چهارمحالاردیبهشت تا اواسط خرداداواسط شهریور تا اواسط مهر
فارساواخر اردیبهشت تا اواسط خرداداواسط شهریور تا اواسط مهر

 

عادت رشد لوبيا

لوبيا تنوع زیادی از نظر عادت رشدی (محدود و یا نامحدود)، ویژگی های رویشی، رنگ گل و اندازه آن، شکل و رنگ نیام ها و بذور دارد. طبقه بندی لوبیا از نظر عادت رشدی با عنوان تیپ بوته مطرح و بر اساس محل قرار گرفتن گل و استحکام ساقه به چهار تیپ تقسیم شده است.

  • الف: تیپ 1: ساقه رشد محدود و ایستاده دارد. در این تیپ فاصله بین میانگره ها بسیار کم و ساقه مستحکم است.
  • ب: تیپ 2: ساقه رشد نامحدود و ایستاده دارد. در این تیپ فاصله میانگره ها زیاد بوده و ساقه رشد طولی کرده و به یک پیچک منتهی می شود ولی به دلیل استحکام لازم حالت ایستاده دارد.
  • ج: تیپ 3: ساقه رشد نامحدود و رونده دارد. در این تیپ ساقه روی زمین قرار می گیرد.
  • د: تیپ 4: ساقه رشد نامحدود و بالارونده است. در این تیپ رشد ساقه زیاد و تعداد شاخه فرعی کم است. دوره رشد گونه های متعلق به این تیپ زیاد و بیش از 150 روز است و اغلب در مناطقی با فصل رشد کوتاه دانه تولید نمی کند.

تناوب در زراعت لوبیا

بهترین تناوب برای لوبیا، گندم و جو می باشد. به دلیل تفاوت های ریشه ای و موفولوژیکی گندم و لوبيا اغلب پاسخ مناسبی گرفته می شود. از دیگر تناوب ها می توان به لوبیا-گندم (جو) و یا لوبیا-گندم (جو)-ایش اشاره کرد.

خاک:

در زمان کاشت لوبيا، خاک بایستی دارای رطوبت مناسبی باشد. در صورتی که خاک دارای رطوبت زیاد باشد با انجام عملیات خاک ورزی بافت خاک متراکم شده و ریشه در طول فصل رشد نمی تواند به خوبی در خاک نفوذ کند. چنانچه رطوبت خاک بسیار کم باشد با شخم زدن کلوخ های بزرگی در سطح خاک جمع شده که عملیات خاکورزی و کاشت بذر را دچار مشکل نموده و بذر نمی تواند به راحتی جوانه بزند.

در صورتی که کاشت به صورت خشکه کاری انجام شود ابتدا شخم عمیق و سپس عملیات کودپاشی دیسک و لولر انجام می شود و لوبیا توسط بذرکار کشت می گردد. اما در صورتیکه کاشت به صورت هیرم کاری (نم کاری) انجام شود ابتدا زمین را شخم، دیسک و لولر زده، در مرحله بعد، کرت بندی و سپس آبیاری می کنند و بلافاصله با گاورو شدن زمین اقدام به کاشت بذر می نمایند. با توجه به اینکه لوبیا در شرایط سله خاک به سختی جوانه می زند روش هیرم کاری بسیار مناسبتر از روش خشکه کاری بوده و درصد جوانه زنی بذور در روش هیرم کاری بسیار بیشتر از روش خشکه کاری است. عمق کاشت لوبيا بسته به نوع خاک از 5 تا 10 سانتیمتر متغیر است، از آنجاییکه حساس به سله است، در خاک هایی که دیرتر رطوبت را از دست می دهند می توان لوبیا را در عمق کمتری کاشت و در خاک هایی که زودتر رطوبت خود را از دست می دهند لوبیا در عمق بیشتری کاشته می شود.

خاک مناسب برای لوبیا بایستی دارای بافت لومی تا لوم رسی غنی از مواد آلی باشد و لوبیا در خاکهایی با pH حدود 8 توانایی رشد نسبتا خوبی دارد ولی pH مطلوب بین 6 تا 7 است. لوبیا از جمله گیاهان حساس به شوری بوده، و تا 2 دسی زیمنس بر متر شوری را تحمل می کند، ولی کاهش عملکرد آن از شورى 8 دسی زیمنس بر متر شروع میشود.

انتخاب بذر لوبیا

هرگاه در انتخاب بذر برای کاشت دقت کافی به عمل آید به همان نسبت نتیجه حاصل از زراعت رضایت بخش تر خواهد بود. بنا براین رعایت موارد زیر پیشنهاد می شود

  1. خلوص بذر: بذر انتخابی باید خالص و یکنواخت باشد.
  2. قوه نامه بذر: بذر مصرفی باید تازه، سالم و کاملا رسیده بوده و قوه نامه آن نباید کمتر از 95٪ باشد.
  3. پاکی بذر : بذر لوبیا باید از ناخالصی های بذر و غیر بذری و به ویژه بذور علفهای هرز پاک باشد.

بهتر است بذر از مراجع ذیصلاح تهیه گردد و در صورتی که کشاورز از محصول تولیدی خود برای بذر استفاده می کند بهتر است در دو مرحله بذر خود را خالص نماید. در مرحله اول در زمان کاشت لوبیا قطعه زمینی را به تناسب نیاز سال اینده مشخص کرده و در این قطعه ضمن رعایت دقیق مسائل زراعی نظیر کود، آب، مباره با آفات و بیماریها و علف های هرز، بوته های ناخالص را که از طریق شکل بوته، رنگ گل و اندازه و رنگ غلاف قابل تشخیص است، شناسایی و جدا نماید و سپس بذور این قطعه را جداگانه برداشت نماید. در مرحله دوم بذور برداشت شده از قطعه مذبور را به دقت وارسی و بذور مخلوط ضعیف و بد شکل را جدانماید و این بذر را در سال آینده در قطعه زمین اصلی بکارد. توصیه می شود بذر مربوطه بیش از سه سال مورد استفاده قرار نگیرد و بعد از آن کشاورز از بذر جدید استفاده نماید.

آماده سازی خاک مزرعه لوبیا

شخم:

با توجه به اینکه ریشه لوبیا تا عمق زیادی در خاک نفوذ می کند ( 90 تا 120 سانتیمتر)، جهت کاشت آن حتما نیاز به شخم عمیق تا حدود 30 سانتیمتر می باشد که بهتر است این کار در پاییز انجام شود. در بهار نیز با زدن شخم سطحی و دیسک و لولر عملیات آماده سازی خاک ادامه می یابد. کودهای فسفاته و پتاسه را می توان در فصل پاییز با خاک مخلوط کرد ولی کود نیتروژنه را در بهار در دو قسمت یکی در زمان کاشت و دیگری بعد از دوره تنش رطوبتی به زمین میدهند.

بذرکار پنوماتیک و بذرکار معمولی برای کاشت لوبیا

روش های کاشت لوبیا

خشکه کاری:

در روش خشکه کاری پس از انجام عملیات شخم، کوددهی، دیسک و لولر، بذر را یا بوسیله دست یا دستگاه بذرپاش و یا بذر کار (ساده و یا پنوماتیک) بر اساس مقدار توصیه شده (از 130 تا 150 کیلوگرم در هکتار) برای ارقام دانه ریز و (200-180 کیلوگرم در هکتار) برای ارقام دانه درشت کاشته میشود.

در صورتی که بذر با بذر پاش پاشیده شود پس از آن بوسیله فاروئر خاک را فارو زده و بلافاصله آبیاری انجام می شود. بزرگترین مشکل روش خشکه کاری این است که با توجه به اینکه لوبیا دارای برگ کوتیلدونی پهنی است و رویش آن به صورت اپی ژیل (برون زمینی) است، بعد از آبیاری به سختی از زیر سله ها بیرون می آید و درصد سبز مزرعه به شدت کاهش می یابد. از معایب دیگر این روش خسارت مگس لوبیا و بیماریهای پوسیدگی گیاهچه (مرگ گیاهچه) است.

هیرمکاری (نم کاری):

در این روش پس از آماده شدن خاک، مزرعه را کرت بندی نموده و اقدام به آبیاری می نمایند با گاورو شدن زمین، بذور توسط دست، بذرپاش و یا بذرکار (معمولی و یا پنوماتیک) در زمین کاشته میشوند. با توجه به مرطوب بودن خاک، بذور با استفاده از رطوبت موجود جوانه زده و به راحتی از زیر خاک بیرون می آیند. در این روش درصد سبز مزرعه بسیار خوب است علاوه بر این در صورتیکه باران های بهاری در اردیبهشت ماه وجود داشته باشد می توان بلافاصله بعد از گاورو شدن خاک را آماده و بذر را کاشت و تا حدود سه هفته نیاز به آبیاری ندارد. این روش دارای مزایای زیر است:

  • می توان از رطوبت باقیمانده از بارندگی استفاده کرد و با توجه به حداکثر مصرف آب برای محصولات پاییزه حداکثر بهره وری را برد.
  • در این روش محیط برای رشد مگس لوبیا و بیماریهای پوسیدگی ریشه و مرگ گیاهچه مناسب نیست در نتیجه نیاز کمتری به استفاده از سم برای کنترل مگس لوبیا و بیماری های فوق می باشد.

معایب روش هیرم کاری:

در بعضی موارد خسارت کرم طوقه بر لوبیا زیاد می شود

هیرم کاری در لوبیا

تراکم بوته و مقدار بذر مورد نیاز در زراعت لوبیا

رقم، درصد قوه نامية بذر، زمان کاشت، نوع خاک، مقدار کود مصرفی و آب و هوای منطقه در تراکم کاشت لوبيا موثرند. آزمایشات انجام شده نشان داده است که تراکم 40 تا 50 بوته در مترمربع يعني 400 تا 500 هزار بوته در هکتار می تواند حداکثر عملکرد را داشته باشد. جهت انجام عملیات داشت به صورت مکانیزه مخصوصأ سمپاشی برای کنترل علفهای هرز بهتر است فاروهای ایجاد شده زمان کاشت و یا بذر کار پنوماتیک به فاصله 50 سانتیمتر ایجاد شود تا بتوان از تراکتورهای چرخ باریک در مراحل اولیه رشد جهت کنترل علفهای هرز و آفات و بیماری ها استفاده کرد. در صورتیکه فاصله ردیف کاشت 50 سانتیمتر باشد، بذرها روی ردیف بسته به تراکم (300، 400 و 500 هزار بوته در هکتار) به ترتیب به فاصله ی 6، 5 و 4 سانتیمتر کاشته می شوند. ارقام ایستا با تراکم بیشتری کاشته می شوند ولی ارقام خوابیده و با آنها که ارتفاع زیادی دارند بایستی با تراکم کمتری کاشته شوند. تراکم بسیار پایین گیاه باعث زودرس شدن محصول، کم شدن محصول، رشد بیش از حد علفهای هرز، تبخیر زیاد آب از سطح زمین و خسارت کنه تارتن دولکه ای می شود. تراکم بسیار بالای گیاه باعث دیررس شدن محصول، کم شدن مقدار محصول و شیوع بیماری های قارچی می گردد. در خاکهای ضعیف و دارای کمبود عناصر غذایی بایستی تراکم بوته لوبیا را کاهش داد. مقدار بذر مصرفی بر اساس روش کاشت (هیرم کاری یا خشکه کاری، کاشت با دست یا با سانتریفیوژ و یا با دستگاه بذرکار معمولی و پنوماتیک)، ریز و درشتی بذر تعیین می شود. بر این اساس مقدار بذر مصرفی در روش خشکه کاری، کاشت با سانترفیوژ و ارقام بذر ریز لوبیا بیشتر از روش هیرم کاری، کاشت با دستگاه بذر کار معمولی و پنوماتیک است. با توجه به اینکه تراکم مناسب برای کاشت لوبیا بین 400 تا 500 هزار بوته در هکتار متغیر است و وزن صد دانه انواع لوبیا (چیتی، قرمز و سفید) بین 25 تا 55 گرم متغیر است مقدار بذر مصرفی در هکتار می تواند از 100 تا 220 کیلوگرم در هکتار و 125 تا 275 کیلو گرم در هکتار تغییر کند. می توان با استفاده از وزن صد دانه و تراکم کاشت مقدار بذر مصرفی را محاسبه کرد به عنوان مثال در صورتیکه وزن صد دانه رقم مورد استفاده 40 گرم و تراکم بوته در هکتار 500000 بوته باشد :

وزن بذر لازم به گرم در هکتار  200000=(40/100)*50000

وزن بذر لازم به کیلوگرم در هکتار  200=200000/1000

که بایستی با توجه به قوه نامیه درصد بذوری که جوانه نمیزنند را به مقدار فوق اضافه کرد.یعنی مقدار فوق را بر درصد قوه نامیه تقسیم تا مقدار بذر مورد نیاز به دست آید.

مثلا اگر قوه نامیه بذر 95% باشد آنگاه

کیلوگرم در هکتار بذر مورد نیاز  210.5=200/0.95

 

کاشت بذر

ضد عفونی کردن بذر

در این مرحله بذور باید توسط قارچکشها ضدعفونی شوند. در صورت اهميت خسارت مگس لوبیا در منطقه بذور را با سم سوین آغشته می نمایند. مقدار مصرف سم با توجه به برچسب روی سموم تعیین می شود.

کاشت لوبیا

در این مرحله بذر با دست، بذر پاش سانتریفیوژ، بذر کار معمولی و یا بذرکار پنوماتیک کاشته می شود. در صورتیکه بذر با دست و یا سانتریفیوژ کاشته شود بایستی با شخم سطحی بذور را پوشاند. در بعضی موارد بعد از شخم با استفاده از فاروئر زمین را فارو می زنند. با بذر کار معمولی نیز می توان کود و بذر لوبیا را بر اساس مقدار توصیه شده کاشت بذر کار پنوماتیک یکی از بهترین ادوات کاشت است که به وسیله آن هم فاصله ردیف و هم فاصله بذور روی ردیف قابل تنظیم می باشد.

آبیاری لوبیا

بدون شک آب یکی از ضروری ترین عناصر لازم جهت کاشت گیاهان زراعی است و لوبیا نیز از این قضیه مستثنی نیست. مقدار و دور آبیاری لوبیا به آب و هوا (دما و رطوبت هوا)، رقم، نوع خاک و مرحله رشد لوبيا بستگی دارد. لوبیا با توجه به طول دوره رشد (زودرس یا دیررس) به 200 تا 700 میلیمتر آب نیاز دارد. مقدار و دور آبیاری به شرایط محیطی مخصوصا دما و رطوبت نسبی، ظرفیت نگهداری آب خاک، رقم و مرحله رشد لوبيا بستگی دارد. طبیعتا ارقامی که دارای طول دوره رشد کمتری هستند نیاز آبی کمتری دارند. با افزایش دما و کاهش رطوبت نسبی بایستی مقدار آب آبیاری بیشتر و دور آبیاری کاهش یابد در غیر این صورت گیاه دچار تنش شده، گل ها و غلاف ها ریزش مینمایند و با افزایش خسارت کنه تارتن دو لکه ای، عملکرد به شدت کاهش می یابد. لوبیا نیز مانند بسیاری از محصولات در مراحل مختلف رشد نسبت به مقدار و دور آبیاری عکس العمل نشان می دهد به عبارت دیگر مقدار آب و فاصله آبیاری بر روند رشد و نمو لوبیا و مقدار محصول آن تاثیر زیادی دارد. در صورتیکه لوبیا به روش هیرم (نم کاری) کشت شود با توجه به دمای هوا، بین 3 تا 4 هفته آبیاری انجام نمی شود. ولی اگر کشت به صورت خشکه کاری صورت گیرد بلافاصله بعد از کاشت آبیاری انجام می شود. بعضی مواقع جهت بالا بردن درصد سبز مزرعه یک هفته بعد آبیاری دوم انجام می شود. بعد از طی شدن دوران تنش که در افزایش طول ریشه بسیار موثر بوده و باعث افزایش مقاومت و تحمل گیاه به کمبود رطوبت خاک می شود، آبیاری بایستی به صورت منظم انجام گیرد. به طور کلی لوبیا از زمان کاشت تا زمان ظهور اولین گل نسبت به کم آبی زیاد حساس نیست اما از این مرحله تا قبل از رسیدن یعنی در مراحل گلدهی، تشکیل غلاف و پرشدن غلافها نسبت به تنش آبی بسیار حساس است و تنش در این مراحل باعث ریزش گل و غلاف و در نتیجه کاهش عملکرد می شود.

تغذیه و کوددهی لوبیا :

تغذیه لوبیا و حاصلخیزی خاک ها

ارزیابی خاک به منظور بررسی وضعیت عناصر غذایی خاک و مصرف بهینه عناصر غذایی از منابع کودهای شیمیایی و آلی از فاکتورهای مدیریت تغذیه ای محسوب میشود. آزمون خاک سریع ترین روش ارزیابی وضعیت حاصلخیزی خاکها می باشد. آزمون خاک دارای سه مرحله می باشد که مهمترین مرحله آن نمونه برداری مرکب از خاک مزرعه است که این مرحله بایستی به دقت انجام گیرد، زیرا نمونه های 1 تا 2 کیلوگرمی که جهت تجزیه خاک به آزمایشگاه ارسال می گردند بایستی نماینده بیش از 2 میلیون کیلو گرم خاک مزرعه ( تا عمق حدود 25 سانتی متری) باشند، در غیر این صورت با وجود دقت زیاد در تجزیه آزمایشگاهی، نتایج و تفسیر آزمون خاک به منظور توصیه کودی غلط خواهد بود. بنابراین بایستی نمونه برداری با مشارکت کشاورزان و با نظارت کارشناس در سطح مزرعه انجام شود.

حاصلخیزی خاک یکی از عوامل موثر در تولید محصول سالم و حفظ باردهی خاک و پایه اصلی کشاورزی پایدار تلقی می شود، خاک حاصلخیز به خاکی گفته میشود که توانایی تأمین متعادل عناصر غذایی گیاهان را در طول دوره رشد داشته باشد. برای ارزیابی حاصلخیزی خاکها از شاخص هایی از قبیل pH خاک، میزان ماده آلی خاک، میزان فراهمی عناصر پرمصرف و کم مصرف خاک استفاده می شود.

نیتروژن

بعد از آب نیتروژن به عنوان گلوگاه تولید از اهمیت فراوانی برخوردار است. گیاهان خانواده بقولات قادرند از طریق فرآیند همزیستی بین ریشه گیاهان با باکتری های خانواده ریزوبیوم، نیتروژن مولکولی هوا را به نیتروژن نیتراتی تبدیل کنند. مقدار تثبیت نیتروژن به وسیله گیاهان خانواده بقولات نوسانات زیادی دارد. نیتروژن قابل جذب برای گیاهان بسته به نوع لگوم، واریته، گونه، نژاد باکتری و شرایط محیطی (به ویژه pH خاک و NH4+ قابل جذب خاک) متغیر است. غیر موثر بودن نژاد باکتریهای ریزوبیوم می تواند مربوط به عدم آلودگی ریشه، عدم فعالیت آنزیم نیتروژناز و یا راندمان پائین عمل تثبيت نیتروژن در گیاه باشد. لازم به ذکر است استفاده از انواع مایه تلقيح تجارتی لوبیا که حاوی نژادهای مختلف هستند به علت وجود رقابت با گونه های بومی خاک در سال اول بیشترین تاثیر را خواهد داشت ولی در سال های بعدی تاثیر آنها کاهش می یابد. ضد عفونی بذور لوبیا با قارچ کش ها می تواند تاثیر مایه تلقيح لوبیا را کاهش بدهد، به ویژه اگر قارچ کش جیوه ای باشد. در اراضی که کربن آلی خاک آنها کمتر از یک درصد باشد کاربرد 50 کیلوگرم کود اوره در تشکیل گرهک های تثبیت نیتروژن موثر است. با توجه به اینکه در مرحله پرشدن غلافها فعالیت گرهک ها بسیار کاهش یافته، استفاده از محلول پاشی اوره با غلظت 3 در هزار در افزایش عملکرد دانه و پروتئین دانه لوبیا موثر است.

عوامل محیطی موثر بر گره بندی و میزان تثبیت نیتروژن

اثر بازدارندگی نیتروژن قابل جذب خاک:

اثر بازدارندگی نیتروژن قابل جذب خاک تا حد قابل توجهی به گونه های تثبیت کننده و محیط بستگی دارد. به طوری که مقادیر متعادل نیتروژن قابل جذب خاک برای تثبیت نیتروژن در بعضی از بقولات سودمند می باشد، در خصوص لوبيا نتایج نشان داده است که در شرایطی که نیتروژن نیتراتی خاک کمتر از 10 میلی گرم در کیلوگرم خاک باشد به کاربرد کودهای نیتروژنه واکنش مثبتی نشان می دهد. برای شناسایی گره های موثر می توان رنگ داخل گرهک ها را مورد بررسی قرار داد. اصولا گرهکهای موثر دارای رنگ صورتی (به علت وجود رنگدانه لگ هموگلوبین) و گره های غیر موثر رنگ سبز یا قهوه ای دارند.

مواد معدنی

کمبود عناصر فسفر، آهن، گوگرد و مولیبدن در خاک می تواند بر میزان تثبیت نیتروژن گیاه لوبیا تاثیر منفی بگذارد زیرا رشد گرهک ها و فعالیت آنزیم نیتروژناز وابسته به میزان کافی عناصر یاد شده در خاک می باشد. کمبود آنها شديدأ فعالیت آنزیم نیتروژناز را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث کاهش میزان تثبیت نیتروژن در گیاه لوبیا می شود.

سموم کشاورزی

سموم شمیایی اعم از علف کش ها، آفت کش ها و قارچ کش هایی که به صورت خاک مصرف بوده و یا به صورت بذرمال استفاده می شوند می توانند بر فعالیت باکتری ریزوبیوم تاثیر منفی گذاشته و از تشکیل گرهکها و رشد آنها جلوگیری کنند.

درجه حرارت خاک:

درجه حرارت مطلوب خاک برای فعالیت باکتری ریزوبیوم و برقراری همزیستی بین ریشه و باکتری در مناطق معتدل نظير آب و هوای استان 30-20 درجه سلسیوس است، درجه حرارت بالاتر از این مقدار اثر منفی بر برقراری و رشد گرهکها خواهد داشت.

رطوبت خاک:

زیادی رطوبت خاک یا بالا بودن سطح آب زیرزمینی باعث پایین آمدن میزان تثبیت نیتروژن خاک می شود. رطوبت مناسب برای رشد و برقراری تثبیت نیتروژن حدود 50 تا 100 درصد ظرفیت مزرعه ای (FC) می باشد.

فسفر

فسفر محلول و فسفات تبادلی اشکالی هستند که جزء فسفر قابل جذب خاک محسوب می شوند و به عبارت دیگر غلظت فسفات محلول با فسفر تبادلی خاک در حال تبادل است و مجموعا فسفات فعال خاک را تشکیل می دهد. مناسب ترین pH برای جذب فسفر بین 6 تا 7 است. ولی اغلب خاکهای آذربایجان آهکی و دارای pH بالاتر از 7 می باشند بنابراین فسفر قابل جذب آنها کم می باشد.

علایم کمبود نیتروژن و فسفر در لوبیا

استفاده از کودهای آلی و کودهای زیستی نقش بسیار مهمی در حلالیت کودهای فسفره دارد. از کودهای زیستی که حاوی قارچها و باکتری های حل کننده فسفر با قدرت معدنی کردن فسفات غير قابل جذب خاک، می توان به کودهای موجود نظیر کود بارور 2 اشاره کرد، این کود در اراضی که میزان فسفر قابل جذب آن کم باشد از طریق فرآیند همزیستی میکوریزا و ترشح ترکیبات اسیدی و کلاتها باعث افزایش حلالیت فسفر خاک شده، و شرایط جذب بیشتر فسفر از خاک را توسط ریشه گیاهان زراعی و باغی فراهم می نماید. حد بحرانی فسفر در خاکهای زراعی و باغی حدود 15-12 میلی گرم در کیلوگرم خاک است. در غلظت های بالاتر از این مقدار نیازی به مصرف کودهای فسفره نمی باشد. کاربرد توام کودهای آلی و زیستی همراه با مقدار حداکثر 100 کیلوگرم در هکتار کود فسفره علاوه بر افزایش شرایط فعالیت قارچها و باکتریهای حل کننده فسفر خاک، کارایی مصرف کودهای فسفره نیز افزایش می دهد و از آلوده کردن محیط زیست ناشی از مصرف بی رویه کودهای فسفره که حاوی عناصر سنگین به ویژه کادمیوم، آرسنیک و جیوه می باشند جلوگیری می کند. با توجه به نیاز فراوان لوبيا به عنصر فسفر مقدار کود فسفره مورد نیاز آن بر اساس آزمون خاک به شرح جدول زیر می باشد:

جدول 2 نیاز کود فسفره برای لوبیا بر اساس آزمون خاک

غلظت فسفر خاک mg/kgنیاز کود فسفره
0 – 5دو بسته کود بارور 2 و 150 کیلوگرم در هکتار کود فسفره
5 – 10یک بسته کود بارور 2 و 100 کیلوگرم در هکتار کود فسفر
10 – 15یک بسته کود بارور 2 و 50 کیلوگرم در هکتار کود فسفره
15<2 بسته کود بارور 2 به صورت بذرمال

پتاسیم

منبع عمده پتاسیم خاک برای رشد گیاهان در شرایط طبیعی از هوازدگی کانیهای پتاسیم دار تامین می شود. رس ایلیت و دیگر کانیهای 2 به 1 که حاوی پتاسیم می باشند مهمترین منبع پتاسیم در خاک های رسی به شمار می آیند. مشکلی که در خاک های رسی وجود دارد، فرآیندی به نام تثبيت پتاسیم است که با وجود اضافه کردن کودهای پتاسمی افزایشی در عملکرد لوبيا مشاهده نمی شود و باعث غیر قابل جذب شدن پتاسیم مصرفی برای گیاه می شود. بنابراین برای رفع مشکل بایستی با استفاده از محلول پاشی پتاسیم از منبع کود (سولوپتاس) در مراحل اولیه رشد (قبل از گلدهی) کمبود پتاس در این اراضی را مرتفع کرد. عنصر پتاسیم از نظر وظایف فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی مهمترین کاتیون است و غلظت آن در برخی از گیاهان حتی بیش از غلظت نیتروژن می باشد و رابطه مستقیمی بین غلظت نیتروژن و پتاسیم در بافت های گیاهی در حال رشد وجود دارد. شدت رشد در گیاهان تحت کنترل هورمونهای سیتوکینین میباشد و پتاسیم در فعال سازی هورمون یاد شده بسیار موثر است. حداکثر جذب پتاسیم در مرحله رشد رویشی می باشد. در گیاهانی که به قدر کافی از K+ برخوردار نیستند فعالیت روزنه ای تنفسی گیاهان مختل میشود و شدت تعرق در گیاهان افزایش و آب مصرفی در آنها بیشتر تلف می گردد.

کمبود پتاسیم:

اغلب کمبود پتاسیم در خاک هایی با بافت سبک (شنی) و یا خاکهای رسی و آهکی که رس غالب آنها از نوع ورمیکولیت باشند دیده میشود. بهترین روش ارزیابی پتاسیم خاک روش آزمون خاک (تجزیه خاک) و مقایسه میزان پتاسیم قابل جذب خاک با حد بحرانی پتاسیم خاک برای لوبیا است. حد بحرانی پتاسیم خاک برای اغلب گیاهان در حدود 250 میلی گرم در کیلوگرم برآورد شده است. بهترین منبع کود پتاسیم برای لوبیا که به یون کلر حساس می باشد کود سولفات پتاسیم می باشد. جدول زیر توصیه کودی پتاسیم بر اساس آزمون خاک برای لوبيا ارائه نموده است.

جدول3 نیاز کودهای پتاسه بر اساس نتایج آزمون خاک

میزان پتاسیم خاک mg/kgنیاز کودهای پتاسیم kg/ha
150>200
150 – 200125
200 – 25075
250<0

گوگرد

گوگرد در خاک های معدنی به صورت آلی و معدنی یافت می شود. میزان کل گوگرد خاک بستگی به میزان ماده آلی خاک و شرایط آب و هوایی دارد. با توجه به اینکه میزان ماده آلی خاک های استان کم است، امکان کمبود آن در اکثر محصولات کشاورزی وجود دارد. نتایج تجزیه خاک اکثر مناطق مختلف استان حاکی از این است که بیش از 90 درصد خاکهای استان با کمبود گوگرد مواجه هستند. با توجه به اینکه در برخی از پروتئین های گیاهی گوگرد وجود دارد، کمبود گوگرد مانع ساخته شدن پروتئین گیاهی شده و باعث تجمع نیتروژن غیر پروتئینی در گیاه می شود.

با توجه به اینکه دانه لوبيا بیش از 20 درصد پروتئین دارد و اکثر خاک های استان با کمبود گوگرد مواجه است، از این رو کاربرد کودهای حاوی گوگرد نقش مهمی در تولید محصول لوبیا در خاک های آهکی دارد. منابع کود گوگرد در ایران شامل گوگرد پودری، گوگرد گرانوله و بیوگوگرد آلی می باشد. میزان کاربرد گوگرد برای اراضی آهکی با pH قلیایی به میزان 200 کیلوگرم در هکتار همراه با باکتری تیوباسیلوس است (لازم به ذکر است به ازای هر 100 کیلوگرم کود گوگرد یک بسته باکتری تیوباسیلوس بایستی با آن مخلوط کرد). نتایج تحقیقات انجام شده در استان نشان داد که با کاربرد کود گوگرد دیگر نیازی به مصرف کودهای ریز مغذی (کم مصرف) نمی باشد زیرا با کاهش pH خاک حلالیت عناصر ریز مغذی در خاک افزایش می یابد و نیاز به عناصر کم مصرف لوبیا را تامین می کند. زمان مصرف کود گوگرد قبل از کاشت می باشد.

علایم کمبود پتاسیم و گوگرد در لوبیا

نقش ریز مغذی ها در افزایش تولید لوبیا:

پس از متعادل سازی عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم توجه به مصرف بهینه عناصر ریز مغذی در اراضی که میزان عناصر ریزمغذی آن کمتر از حد بحرانی برای زراعت لوبیا می باشد، می تواند منجر به افزایش تولید لوبیا در واحد سطح شود. خوشبختانه امروزه کشاورزان پیشرو در استان به اهمیت کاربرد مصرف متعادل کودهای شیمیایی از جمله عناصر کم مصرف واقف شدند. در ایران و منجمله استان آذربایجان شرقی به لحاظ اینکه منشاء خاکهای اراضی کشاورزی آهکی بوده و فاقد عناصر ریز مغذی می باشد، کمبود عناصر ریز مغذی در لوبیا که حساس به کمبود عناصر ریز مغذی می باشد، شایع است. لوبیا به کمبود عناصر آهن، منگنز، روی و کمی به بور حساس می باشد. کاربرد عناصر ریز مغذی روی، آهن و مس علاوه بر افزایش عملکرد دانه می تواند باعث غنی سازی دانه لوبیا از نظر عناصر یاد شده باشد و کمبود این عناصر را در بدن انسان برطرف نماید. در این راستا نتایج تحقیقات دو ساله در شهرستان های خرم آباد و الشتر نشان داد که کاربرد کودهای ریز مغذی و گوگرد موجب غنی سازی دانه لوبیا در ارقام لوبیا قرمز، گلی، ناز و دو رقم پیشرفته در دست معرفی شد.

جدول 4 – حد بحرانی عناصر ریز مغذی خاک را در زراعت لوبیا

عناصرحد بحرانی mg/kg
آهن5 – 8
منگنز4 – 6
روی1>
بور0.3>
مس1 – 0.5>
مولیبدن0.1 – 0.3

در صورتی که غلظت عناصر ریز مغذی در خاک بیش از حد بحرانی باشد نیازی به مصرف این عناصر نمی باشد و فقط بایستی شرایط افزایش حلالیت آنها را در محلول خاک افزایش داد. بهترین شیوه برای افزایش حلالیت عناصر ریز مغذی در خاک مصرف کودهای آلی و کودهای گوگردی همراه با مایه تلقیح باکتری تیوباسیلوس می باشد. پس از ارزیابی حاصلخیزی خاک به روش آزمون خاک بهترین شیوه مصرف عناصر ریزمغذی در خاکهای آهکی استفاده از کلاتهای عناصر ریز مغذی همراه با آب آبیاری (کود آبیاری می باشد، بهترین زمان محلول پاشی عناصر ریز مغذی قبل از گلدهی (مرحله رشد رویشی) است. محلول پاشی بایستی حداقل دو بار به فاصله 10 روز در مرحله رشد رویشی (قبل از ظهور گلدهی) در زمانی که دمای محیط کمتر از 27-25 درجه سلسیوس است، انجام گیرد.

علایم کمبود کلسیم و منیزیوم در لوبیا

کودهای محرک رشد در زراعت لوبیا (PGPR)

روابط متقابل و مفیدی بین گیاه و برخی از موجودات ذره بینی خاک در ناحیه ریزو سفر برقرار می گردد. تثبیت نیتروژن ملکولی هوا، تولید انواع ویتامین ها، آزادسازی عناصر فسفر، پتاسیم، عناصر کم مصرف و تولید هورمون رشد در خاک از PGPR منجر به تحریک و افزایش رشد گیاه لوبیا توسط باکتری های محرک رشد میشود. هم چنین باکتری هایی از طریق ترشح ماده آلی به نام سیدروفورها که آهن مورد نیاز قارچ ها را به صورت کلات در آورده و از دسترس قارچهای بیماری زا خارج می سازد، نقش مهمی در کنترل بیولوژیک بیماری هایی از قبیل مرگ گیاهچه پیتیومی و فوزاریومی دارد. به علاوه، از طریق ترشح آنتی بیوتیک ها سبب توقف رشد عوامل بیماری زا می شوند. نتایج تحقیقات انجام شده در شرایط مزارع تاثیر مثبت و معنی دار کاربرد باکتری های باسیلوس، سودوموناس، آزوسپريلوم و ریزوبیوم بر رشد و عملکرد لوبیا چیتی و قرمز را نشان داد. خوشبختانه امروزه PGPR به صورت تجارتی در بازار ایران موجود است و لوبیاکاران می توانند از باکتریهای انواع این کود زیستی به منظور کاهش مصرف سم و کود استفاده نمایند.

به منظور استفاده از کودهای زیستی بایستی به نکات زیر توجه کرد:

  1. این کودها بایستی دارای تاریخ تولید و انقضا بوده و 6 ماه پس از تولید اثر بخشی خود را از دست می دهند.
  2. کودهای زیستی بایستی به صورت بذر مال مورد استفاده قرار گیرند. به این منظور قبل از کاشت باید به ازای هر 100-80 کیلوگرم بذر یک بسته کود محرک رشد PGPR را در 3-2 لیتر آب حل و از صافی عبور داده و مایع صاف شده به کمک اسپری کوچک (2-1 لیتری) بر روی بذور پاشیده و به خوبی مخلوط نمود و سپس در محیط سایه پهن تا بذور خشک شوند. لازم به ذکر است رطوبت خاک در زمان استفاده از کودهای PGPR بایستی حدود 75 درصد ظرفیت مزرعه ای خاک باشد در غیر این صورت کارایی مصرف کودهای زیستی محرک رشد کاهش می یابد. بنابراین کاشت به روش نم کاری مطلوب بوده و توصیه می شود. در صورت خشکه کاری لازم است بعد از کاشت آبیاری سبک انجام شود.

کودهای زیستی حاوی باکتری و قارچ های محلول کننده فسفات خاک:

فسفر در خاک بصورت معدنی و آلی موجود است، که پس از تجزیه به صورت فسفر قابل جذب (H2PO4-) جذب ریشه گیاهان می شود. واکنش های بیولوژیک در خاک موجب تبدیل فسفر غير محلول به فسفر قابل جذب خاک می شود. این تغییرات بیولوژیکی ناشی از آزاد سازی آنزیم های بیوکاتالیزور خاک می باشد. انواع فسفاتازهای خاک که توسط باکتری ها و قارچها ترشح می شوند نقش مهمی در معدنی شدن فسفر آلی خاک دارند. ریشه های میکوریزی شده گیاهان دارای مقادیر قابل توجهی از فسفاتاز قلیایی بوده که قادرند فسفر آلی خاک را تجزیه و در اختیار گیاهان از جمله لوبیا قرار بدهند. لازم به ذکر است که مصرف زیاد کودهای شیمیایی فسفره اثر منفی بر فعالیت آنزیمهای فسفاتاز دارد. حد بحرانی فسفر در خاک حدود 20-15 میلی گرم در کیلوگرم خاک می باشد. کاربرد کودهای شیمیایی فسفره زمانی که فسفر خاک بیش از 20-15 میلی گرم بر کیلوگرم خاک باشد به کلی فعالیت این آنزیم را متوقف می کند. نتایج تحقیقات بر روی گیاهان ذرت و سویا نشان داد که کاربرد کودهای زیستی حاوی قارچهای میکوریزا تاثیر مثبتی بر عملکرد سویا و ذرت در اراضی که میزان فسفر قابل جذب خاک کم بوده داشته است و می تواند جایگزین بخشی از کودهای فسفره در زراعت لوبیا در استان بشود.

کود آلی و زیستی (حاوی ترکیبات مواد آلی، باکتری های تیوباسیلوس و حل کننده فسفات):

باکتری های حل کننده فسفات (PSM) با تولید اسیدهای آلی و ترشح یون H+ در محیط اطراف ریشه باعث کاهش موضعی pH ریزوسفر (محیط اطراف ریشه) می شوند که این تغییر pH موضعی باعث افزایش حلالیت فسفر قابل جذب خاک و عناصر کم مصرف می شود. همچنین وجود ماده آلی و باکتری تیوباسیلوس در این کودها علاوه بر اکسیداسیون می تواند گوگرد قابل جذب گیاه (SO4-2) را تامین و با تولید یون هیدروژن PH(H+) خاکهای آهکی که منجر به تثبیت عناصر کم مصرف و فسفر خاک می شود را کاهش دهد. کاهش یک واحد pH خاک حلالیت عناصر کم مصرف را در محلول خاک بین 100 تا 1000 برابر افزایش میدهد. نتایج تحقیقات انجام شده نشان داد در زراعت لوبیا با کاربرد گوگرد در خاک های آهکی به میزان 200 – 300 کیلوگرم در هکتار همراه با باکتری تیوباسیلوس شرایط جذب عناصر کم مصرف و فسفر خاک را افزایش داده و غلظت فسفر و عناصر کم مصرف خاک در ارقام لويبا قرمز افزایش یافت و نیازی به مصرف انواع کودهای کم مصرف (ریز مغذی) به شکل کلات که از نظر اقتصادی بسیار گران قیمت اند، نمی باشد. لازم به ذکر است قیمت هر کیلوگرم کلات آهن، روی، منگنز، مس حداقل بیش از 50 هزار تومان می باشد و برای رفع کمبود عناصر ریز مغذی (کم مصرف) بایستی حداقل 10 کیلوگرم در هکتار از هر کود کلات عناصر کم مصرف قبل از کاشت یا همراه با آب آبیاری استفاده نمود.

کودهای آلی

همانطوری که میدانید کاربرد کودهای آلی (کودهای حیوانی، کمپوست، کود سبز) در درجه اول منجر به اصلاح خصوصیات فیزیکوشیمیایی، بیولوژی و حاصلخیزی خاکها می شود. کاربرد کودهای آلی علاوه بر تأمين عناصر غذایی و بهبود خصوصیات فیزیکی خاک از قبیل نفوذپذیری خاک، نگهداری و ذخیره آب در خاک و بهبود خصوصیات شیمیایی خاک از قبیل تغییر pH موجب افزایش ظرفیت کاتیونی می شود، این خصوصیات در افزایش کارایی مصرف کود شیمیایی بسیار با اهمیت است و هم چنین خصوصیات بیولوژیک خاک، از طریق افزایش تعداد و فعالیت باکتریهای بومی خاک شرایط برقراری همزیستی بین ریشه لوبیا و باکتری را بهبود می بخشد، نتایج تحقیقات نشان داده است کاربرد کودهای آلی باعث افزایش فعالیت باکتری های خانواده ریزوبیوم در خاک شده و میزان تثبیت بیولوژی نیتروژن خاک را افزایش داد. لازم به ذکر است برای افزایش یک درصد کربن آلی خاک، حدود 25 تن کود آلی مورد نیاز است که می توان از منابع مختلف کودهای آلی تامین نمود. اما یادآوری می شود که در مقایسه با کاربرد یکباره با میزان زیاد، افزایش تدریجی ماده آلی خاک مناسب تر است. با توجه به اینکه افزایش ماده آلی خاک با افزایش فعالیت میکروبی خاک رابطه مستقیم دارد، از این رو توصیه می گردد که با اعمال سایر مدیریت های زراعی از قبیل رعایت تناوب مناسب زراعی، جلوگیری از کلش سوزی، برگرداندن بقایای گیاهی، کاشت گیاهان به عنوان کود سبز با اهداف دو گانه (تأمین بخشی از علوفه مورد نیاز دامداران و برگرداندن آن به خاک به عنوان کرد سبز) بتوان نتایج مثبتی در کاهش بیماری ها، آفات، پایداری تولید و افزایش حاصلخیزی خاک به بار آورد.

علف های هرز، آفات و بیماریهای لوبیا

مدیریت علف های هرز در مزارع لوبيا

در طول دوره رشد هر یک از گیاهان زراعی به ویژه وجینی مرحله خاصی از رشد وجود دارد که بیشترین حساسیت رقابت با علفهای هرز را دارد. به عبارتی دوره ای وجود دارد که اگر عمل کنترل انجام شود حداقل خسارت از علف های هرز حاصل شده و از نظر کارایی علفکشها و روش های کنترل بهترین زمان بوده و در نهایت منجر به افزایش بازده اقتصادی می گردد. مطالعات انجام شده در مورد این دوره در لوبیا با توجه به نسبت رشد لوبيا، در رقابت با تاج خروس ریشه قرمز سه هفته تا شش هفته پس از جوانه زنی لوبیا ذکر کرده اند. در حالت کلی این دوره برای محصولات زراعی مختلف از یک سوم مراحل ابتدایی رشد تا نیمه چرخه زندگی ذکر شده است. در کل ارقام با تیپ های رشد محدود و ایستا دارای طول دوره بحرانی بیشتری نسبت به بقیه هستند. در تحقیقات انجام شده روی دوره بحرانی روی ارقام محدود (درخشان) و نامحدود رشد (صیاد) برای رقم صياد 4 تا 10 هفته پس از سبز شدن و برای رقم درخشان 3 تا 10 هفته در مخلوط علفهای هرز پهن برگ انواع تاج خروس (غلطان، ریشه قرمز و خزنده)، قياق، پیچک صحرایی ،سوروف، خارخسک و شیرین بیان ذکر نموده اند. بیشترین خسارت علف هرز در این آزمایش به کاهش تعداد غلاف در بوته، کاهش ارتفاع و شاخص سطح برگ و تعداد دانه در غلاف نسبت داده شد. خسارت رقابت علف های هرز بر ارقام لوبیا در منابع مختلف متفاوت گزارش شده است. این خسارت در ارقام رشد نامحدود و رونده کمتر از ارقام رشد محدود و ایستا گزارش شده است. در تحقیقی رقابت کامل علف های هرز (عدم وجین) با رقم صياد (رشد نامحدود) 90%، و با رقم درخشان (رشد محدود) 86% موجب افت عملکرد دانه گردید.

پیشگیری و کنترل علف های هرز لوبیا

کنترل شیمیایی

توصیه می شود جهت به حداقل رساندن خسارت علف های هرز لوبیا در درجه اول به روشهای پیشگیری و کنترل زراعی مانند رعایت تناوب صحيح، رعایت تراکم بوته (فاصله روی ردیف و بین ردیف)، انتخاب رقم مناسب زراعی (ارقام نامحدود رشد با سرعت رشد اولیه بالاتر و سرعت رشد جوانه زنی سریع تر)، رعایت تاریخ کشت مناسب، مدیریت صحیح مزرعه جهت بالا بردن قدرت رقابت گیاه و … اقدام گردد. در درجه دوم تلفيق روشهای مکانیکی (کولتیواتور) و شیمیایی کاهش یافته (IWM یا مدیریت تلفیقی علفهای هرز) مبتنی بر مبارزه تلفیقی علف های هرز توصیه می شود. و با تلفیق روش های مکانیکی (کولتیواتور بین ردیفی حداقل 2 مرتبه در طول فصل رشد) با روش های شیمیایی کاهش یافته (علفکشها) بشرح زیر اقدام گردد.

جدول 5 تلفیق روشهای مکانیکی و شیمیایی در مبارزه با علفهای هرز لوبیا

نام علف هرزعلف کشمقدار مصرف در هکتارطرز مصرفملاحظات
یک ساله پهن برگ شامل تاج خروس ، سلمه تره ، سوروف ، پنجه مرغی و … 

تریفلورالین

(ترفلان)

 

2.5 لیتر در خاک های سبک و شنی

 

 

بیش از کاشت مخلوط با خاک

زمین زراعی از قبل شخم و دیسک خورده و خاک نیز خشک باشد. بهتر است پس از سم پاشی در اواخر روز که شدت خورشید کم شده با دو دیسک عمود بر هم به سرعت 8 کیلومتر در ساعت سم را در عمق ده سانتی متری زیر خاک کرد
 

تاج ریزی

 

اتان فلورالین

(سونالان)

 

2.5 – 4

 

پهن برگ یک ساله

بنتازون

(بازاگران)

1 – 2 

پس رویشی

سم پاشی در مرحله اولیه رشد علف های هرز و هنگام شادابی و طراوت آن ها انجام شود.
 

 

باریک برگان

نابو اس2 – 4 

پس رویشی

زمان رشد 2 تا 3 برگی برای یکساله ها و ارتفاع 10 تا 15 سانتی متری برای چند ساله ها
گالانت1.5 – 3
سوپر گالانت1.5 – 3

کنترل علف های هرز لوبیا

حبوبات عموما از نظر رقابت با علفهای هرز ضعیف هستند. بنابراین کنترل علفهای هرز باید قبل از کاشت شروع و تا هنگامی که گیاه به اندازه کافی رشد می کند ادامه یابد. کنترل علف های هرز به دو روش به شرح زیر صورت می گیرد :

مکانیکی:

آبیاری قبل از کاشت و سپس شخم زدن و یا کاشت با بذرکار (معمولی یا پنوماتیک) بسیاری از علفهای هرز یک ساله را از بین می برد. با کاشت با بذر کارهای پنوماتیک به فاصله های ردیف 50 سانتیمتر می توان در مراحل اولیه رشد لوبيا به وسیله کولتیواتور و یا رتیواتور به صورت مکانیکی علف های هرز را کنترل نمود. همچنین با وجین دستی علف های هرز توسط کارگر می توان علفهای هرز را کنترل نمود.

کنترل شیمیایی علف کش های خاک کاربرد:

حدود 2 هفته قبل از کاشت بذر، ابتدا علف کش را به وسیله سمپاش پشتی تراکتوری در سطح خاک پاشیده و سپس توسط دیسک با خاک مخلوط می نمایند. در این مرحله از سمومی مانند ترفلان (2 – 2.5 لیتر در هکتار) و سونالان (4 لیتر در هکتار) استفاده میشود. لازم به ذکر می باشد که مصرف مقدار بیشتر از مقادیر توصیه شده و یا کاشت زود هنگام بذر قبل از 2 هفته) باعث جلوگیری از سبز شدن لوبیا می شود.

علفکشهای پس رویشی:

پس از سبز شدن لوبیا می توان از بنتازون یا بازاگران (2 لیتر در هکتار) برای علفهای هرز پهن برگ یک ساله و علفکشهای گالانت، سوپر گالانت، فوکوس و نابو-اس برای کنترل علف های هرز باریک برگ مزارع لوبیا استفاده کرد. مصرف کلیه سموم بر اساس توصیه روی برچسب آنها صورت می گیرد.

تناوب:

معمولا رعایت تناوب كاشت باعث کاهش جمعیت علف های هرز، آفات و بیماری ها می شود. تناوب کاشت لوبیا با محصولات پاییزه نظیر گندم، جو و کلزا می تواند از جمعیت علف های هرز لوبیا بکاهد.

آفات لوبیا

مگس لوبیا (Delia cilicrura)

این آفت شبیه مگس های خانگی ولی کمی کوچکتر از آن است. لاروهای این مگس از بذرهای کاشته شده تغذیه می کنند و تمام یا قسمتی از بذر را از بین می برند در صورتیکه بذر جوانه زده باشد به ریشه های کوچک خسارت زده و باعث پژمردگی و خشک شدن گیاه می شوند.

راه های کنترل مگس لوبیا :

کاشت دیر هنگام (در صورت امکان)، هیرم کاری، کاشت در خاک های دارای هوموس پایین و در صورت امکان عدم استفاده از کودهای حیوانی، ضدعفونی بذر با سوین به نسبت 2 گرم برای هر کیلوگرم بذر

مگس لوبیا (Delia cilicrura)

کنه تارتن دولکه ای (Tetranychus urticae)

کنه تارتن متعلق به زیررده کنه ها می باشد. این بندپایان چهار جفت پا دارند و جانوران بسیار کوچکی هستند به طوری که ماده های بالغ آنها 0.5-1 میلی متر طول داشته و به زحمت با چشم غیرمسلح قابل رویت می باشند. این کنه ها توسط تارهایی که میتنند از خود محافظت می نمایند. برگهای آلوده غبار آلود دیده می شوند. تخمگذاری کنه ها در سطح زیرین برگهای لوبیا انجام می گیرد. بسته به شرایط آب و هوایی، هر یک نسل آفت حدود 12-10 روز به طول می انجامد. این آفت اندام سوزنی شکل خود را داخل سلول های سطحی برگها وارد نموده و این سلول ها را تخریب و محتویات آنها را تغذیه می کند. نتیجه این کار نقره ای شدن، نکروزه شدن و در نهایت خشک شدن و افتادن برگ ها می باشد.

کنه تارتن( کنه تار عنکبوتی)

کنترل کنه تارتن :

  • مدیریت آبیاری: تنظیم دور آبیاری و جلوگیری از بروز تنش در لوبیا از نکات بسیار اساسی و مهم در مدیریت این آفت در مزارع لوبيا میباشد. مزارعی که با تنش کم آبی روبه رو می شوند، مورد هجوم این آفت قرار خواهند گرفت.
  • حذف علفهای هرز حاشیه مزارع : علف های هرز حاشیه مزارع محل مناسبی برای تکثیر کنه تارتن دولکه ای هستند و به عنوان منشا آلودگی مزرعه محسوب می گردند. چنانچه قبل از هجوم آفت اقدام به شخم علف های هرز اطراف مزرعه (به خصوص زمین هایی که در مسیر جهت وزش بادهای منتهی به مزرعه قرار دارند) شود، ورود کنه به مزرعه به شکل قابل توجهی به تاخیر خواهد افتاد.
  • در صورت امکان، اجتناب از کاشت لوبیا در مجاورت باغ ها که خود درختان (خصوصا درختان دانه دار مانند سیب) و علف های هرز آنها بستر بسیار مناسبی برای این آفت هستند و به عنوان منشا آلودگی مزارع لوبیا محسوب می گردند.
  • استفاده از ارقام متحمل و مقاوم لوبیا : برخی از ارقام لوبیا نسبت به این کنه مقاومت نسبی دارند. به طور کلی بیشترین تا کمترین میزان مقاومت به کنه تارتن دولکه ای به ترتیب مربوط به ارقام لوبیا سفید، قرمز و چیتی می باشد. بر اساس تحقیقات صورت گرفته، لوبیا قرمز رقم درخشان و لوبیا چیتی رقم محلی خمین نسبت به این آفت نسبتا مقاوم هستند. همچنین لوبیا چیتی رقم تلاش و لاین COS16 نسبتا مقاوم می باشد.
  • مصرف کودهای ماکرو: نتایج تحقیقات انجام گرفته نشان میدهد که استفاده از کودهای نیتروژنه (کود سفید) سبب حساس شدن لوبیا به این کنه خواهد شد. توصیه می گردد که از مصرف بیش از 50 کیلوگرم در هکتار کودهای نیتروژنه در مزارع لوبیا اجتناب گردد. نتایج تحقیقات نشان می دهد در صورتی که باکتری های تثبیت کننده نیتروژن در خاک به اندازه کافی وجود داشته باشند افزایش مصرف کودهای نیتروژنه هیچ تاثیری بر افزایش عملکرد محصول ندارد. برخلاف کودهای نیتروژنه، کودهای فسفاته و پتاسه سبب ایجاد مقاومت لوبیا در برابر حمله این آفت می شوند. به طوریکه در مناطق آلوده به این کنه، در صورت کاشت لوبیا در خاک های فقیر از نظر پتاسیم، باید منتظر طغیان این آفت بود.
  • سمپاشی موضعی: در صورت مشاهده لکه های آلوده به آفت در مزرعه، می توان به صورت موضعی اقدام به سمپاشی نقاط آلوده نمود و از سمپاشی مزرعه به صورت سراسری اجتناب نمود.

مدیریت تلفیقی کنه تارتن دولکه ای لوبیا:

در مناطق آلوده به این آفت چنانچه فاصله بین آبیاریها کاهش یافته و مزرعه دچار تنش کم آبی نگردد، مشکلی از نظر کمبود فسفر و پتاسیم نداشته و رقم لوبیا کشت شده غیر حساس به آفت باشد، کنه دو نقطه ای طغيان نخواهد کرد. در چنین مزرعه ای نیازی به سمپاشی علیه آفت نیست و محصول متعادلی تولید خواهد شد.

آثار خسارت کنه تارعنکبوتی در مزرعه لوبیا

مینوز برگ لوبیا (Liriomyza sp)

ایجاد دالان توسط لارو ها و همچنین منافذ ناشی از تغذیه و تخم ریزی توسط افراد بالغ موجب کاهش فعالیت فتوسنتزی گیاه می شود. جمعیت بالای لاروها می تواند باعث پیچیدگی برگها و ریزش زود هنگام آنها شود.

کنترل مینوز برگ لوبیا

تناوب زراعی، استفاده از تله های زرد چسبناک یا تله های حاوی مواد قندی، استفاده از سموم تماسی و جذبی.

پیله خوار لوبیا (Maruca vitrata)

لاروهای این پروانه بعد از گلدهی وارد گل می شوند و با تغذیه از بخش های مختلف موجب گرده افشانی ناقص و ریزش گل ها می گردند. لاروهای سنین بالاتر می توانند از شاخه ها و ساقه ها تغذیه کنند. در هنگام جوان بودن نیامها، لاروها وارد آنها شده و از دانه ها تغذیه می کنند. در طول روز لاروها درون نیام باقی مانده ولی شب هنگام بیرون آمده و به نیامهای دیگر حمله می کنند. این امر بر عملکرد و کیفیت نیام ها تاثیر می گذارد.

کنترل پیله خوار لوبیا

تناوب کشت، شخم عميق بعد از برداشت محصول جهت از بین بردن لانه های زمستانه، سمپاشی با سموم سوین و لاروین به محض تفریخ تخم ها و خروج لاروها از تخم صورت گیرد زیرا در صورتی که لاروها به داخل نیام وارد شده باشند سمپاشی چندان موثر نیست.

زنجرک لوبیا (Empoasca decipiens Paoli)

در مزارع لوبیا استان دو گونه Zyginidia sohrab Zachvatkin و Empoasca decipiens Paoli متعلق به خانواده Cicadellidae و یک گونه Javasella pellucidia از خانواده Delphacidae و جمعا سه گونه در مزارع لوبيا فعالیت می نمایند که E . decipiens به عنوان گونه غالب و بیش از 95 درصد از جمعیت زنجرک ها را در مزارع لوبیا شامل می گردد. زنجرکها ضمن تغذیه از شیره گیاهی، موجب انسداد آوندها و به دنبال آن ایجاد گیاه سوزی می شوند. همچنین انتقال بیماریهای ویروسی توسط برخی از این گونه ها به اثبات رسیده است. همه ساله جمعیت انبوهی از زنجرک E . decipiens در مزارع لوبيا به چشم می خورد. تحقیقات نشان می دهد که در لوبیا چیتی توده محلی خمین عملکرد دانه لوبیا به شکل معنی داری توسط این زنجرک کاهش می یابد اما لوبیا چیتی لاین COS16 و چیتی رقم تلاش نسبت به این زنجرک مقاومت نسبی نشان میدهند. نتایج تحقیقات منطقه نشان میدهد لوبیا چیتی رقم محلی خمین برای کشت در منطقه مناسب نیست و رقم تلاش و لاین COS16 به عنوان بهترین ارقام جهت کشت در اوایل خرداد استان معرفی می شوند. در صورت کشت لوبیا چیتی تلاش در اواخر خرداد، جمعیت زنجرک به شکل معنی داری کاهش می یابد.

تریپس پیاز (.Thrips tabaci Lind)

تریپس پیاز با استفاده از قطعات دهانی زننده مکنده خود از سلول های سطحی برگهای لوبیا تغذیه نموده که در تراکم های پایین آفت موجب نقره ای شدن سطح زیرین برگها شده و در تراکم بالای آفت، خشک شدن و ریزش برگها را به دنبال دارد. برخی از سالها تراکم این آفت به گونه ای است که کشاورزان مجبور به انجام عملیات سمپاشی می شوند. با توجه به اینکه خسارت تریپس پیاز جدا از خسارت زنجرک نیست، بنابراین انجام یک مرحله عملیات سمپاشی جمعیت تریپس را به شکل قابل قبول و جمعیت زنجرک را به طور نسبی کنترل می نماید.

تریپس پیاز (.Thrips tabaci Lind)

بیماریهای لوبیا

در گذشته پستی با عنوان بیماری های طوقه و ریشه لوبیا منتشر گردیده است که میتوانید به مطالعه آن نیز بپردازید.

بیماریهای طوقه و ریشه لوبيا:

بیماریهای پوسیدگی ریشه لوبيا نظیر پوسیدگی فوزاریومی، پیتیومی، ریزوکتونیایی و ماکروفومینایی، مرگ گیاهچه و شانکر طوقه گاهی 80 تا 100 درصد خسارت به محصول لوبیا وارد می سازند. برآوردها نشان میدهد که در ایران بیشترین درصد مزارع الوده به بیماری های حبوبات مربوط به اقلیمهای معتدل است و مهمترین عوامل خسارت، قارچی و در درجه بعد ویروسی می باشد.

پوسیدگی ریشه فوزاریومی (Fusarium Root Rot) یا پوسیدگی خشک ریشه لوبيا

عامل بیماری ، Fusurium solani f.sp.phaseoli می باشد. این قارچ خاکزاد روی ریشه های اولیه، یک یا دو هفته بعد از جوانه زنی ایجاد نقاط قرمز رنگی مینماید. اندازه نقاط بزرگ تر و رنگ آنها قرمزتر شده و ممکن است تمام ریشه را آلودگی فرا بگیرد. سپس لکه های قرمز قهوه ای توسعه یافته، روی سطح ریشه های اولیه را فرا گرفته و تمامی هیپوکوتیل را به طرف سطح خاک آلوده می نماید و این ریشه ها متورم شده، ترک خورده و می میرند. به هر حال ریشه های ثانویه در بالا و جوانب ریشه های اولیه از بین رفته تشکیل می شوند. گیاهان آلوده ممکن است از بین نرفته ولی عملکرد آنها به شدت کاهش می یابد .

خسارت پوسیدگی ریشه فوزاریومی روی بوته لوبیا

کنترل بیماری پوسیدگی ریشه فوزاریومی :

تناوب زراعی با فواصل 6 سال یا بیشتر، انهدام یا دفن بقایای آلوده گیاهی، کاشت گیاهان در خاکهایی که هوادهی مناسب دارند در کاهش بیماری موثر است. تأخیر کاشت نیز در کاهش بیماری موثر است به طوریکه در خصوص لوبیا چیتی هفته سوم خرداد بهترین نتیجه را داده است. ضدعفونی بذر می تواند باعث کاهش آلودگی و یا به تأخیر افتادن آلودگی گردد.

پوسیدگی ریشه پی تیومی (Pythium Root Rot)

چندین گونه از جنس پی تیوم عامل بیماری گزارش شده اند از جمله Pythium ultimum ، Pythium aphanidermutum ، Pythium myriotylum و Pythium debaryanum . قارچ عامل بیماری می تواند باعث آلودگی کوتیلدون ها و هیپوکوتیل گردیده و سبب پوسیدگی ریشه، ساقه، و حتى انشعابات آن شود. همچنین می تواند باعث مرگ گیاهچه ( Damping – off ) گردد. علائم اولیه به صورت لکه های کشیده و آبکی روی قسمت های پایینی هیپوکوتیل و ریشه گیاهچه ها ظاهر می گردد. این لکه ها اندکی فرو رفته و به رنگ قهوه ای کمرنگ می باشند. گیاهچه ها و گیاهان بالغ تر ممکن است پژمرده شده و بمیرند و اگر شرایط محیطی مساعد برای آلودگی ادامه یابد، قارچ قسمت های بالایی گیاه را نیز در بر می گیرد. شرایط رطوبتی بالای خاک برای توسعه بیماری مساعد می باشد. گونه های Pythium debaryanum و Pythium ultimum در شرایط دمایی پایین خاک فراوانتر بوده و گونه های Pythium myriotylum و Pythium aphanidermutum عمومأ زمانی که دمای خاک بالا است شایع تر می باشند. انتشار عامل بیماری در مزرعه توسط زئوسپورها، اسپورانژیوم و قطعات میسلیوم قارچ که توسط آب و یا باد حمل می شوند، صورت می گیرد.

کنترل بیماری پوسیدگی ریشه پی تیومی :

کاشت گیاهان در فواصل بیشتر (تراکم کمتر) باعث جریان بهتر هوا و کاهش انتقال عامل بیماری بین گیاهان می گردد. جلوگیری از ایجاد آسیب به ریشه ها در حین عملیات زراعی، کاشت در زمین هایی که زهکش مناسب دارند. کاشت ارقام مقاوم به این بیماری و کنترل شیمیایی با قارچکشهای سیستمیک نظیر متالاکسیل شدت بیماری را کاهش می دهد

مرگ گیاهچه و پوسیدگی ریشه ناشی از رایزوكتونيا (Rhizoctonia Root Rot)

قارچ عامل بیماری Thanatephorus cucumeris که فرم جنسی آن Rhizoctonia solani می باشد. در این بیماری شانکرهایی در اندازه های متفاوت روی ساقه و هیپوکوتیل ظاهر شده که رنگ آنها قهوه ای متمایل به قرمز می باشد. عامل بیماری می تواند سبب مرگ گیاهچه شود. آلودگی به سرعت به قسمت های مرکزی ساقه و هیپوکوتیل نفوذ کرده و سبب ایجاد رنگ قرمز آجری می گردد. این قارچ دارای جدایه های زیادی بوده که روی محصولات مختلف ایجاد آلودگی می نمایند. دمای مناسب خاک برای ایجاد آلودگی روی هیپوکوتیل 18 درجه سلسیوس می باشد. توسعه شانکر در دمای بالای 21 درجه سلسيوس خیلی کم می گردد. عموما رطوبت متوسط به بالای خاک و دمای متوسط به پایین برای توسعه بیماری مناسبتر میباشد.

مرگ گیاهچه لوبیا و پوسیدگی ریشه ناشی از رایزوکتونیا

کنترل بیماری مرگ گیاهچه و پوسیدگی ریشه ناشی از رایزوكتونيا :

کاشت بذر در عمق کم باعث کاهش آلودگی می گردد. از آنجاییکه رطوبت و دمای خاک ارتباط مستقیمی با گسترش خسارت بیماریهای خاکزاد دارد، کاشت بذر می بایست در زمانی که دمای خاک به اندازه کافی بالا باشد انجام شود. تناوب زراعی با غلات، کاشت ارقام مقاوم، مقاومت به R . solani باید با سایر عوامل قارچی بیماری زای ریشه و نیز نماتدها ترکیب گردد. کنترل شیمیایی به صورت ضدعفونی بذر با PCNB ، کاربوکسین تیرام و یا بنومیل انجام می گیرد.

زردی فوزاریومی لوبیا (Fusarium yellow or wilt)

عامل این بیماری قارچ Fusurium oxysporum f.sp.phaseoli می باشد. ایجاد بیماری در شرایط رطوبتی متوسط به بالا و دمای متوسط به پایین خاک سریع تر صورت می گیرد. قارچ به صورت کنیدی در سطح یا درون بذر انتشار می یابد. این قارچ به درون آوندهای ریشه و هیپوکوتیل رخنه می یابد و به همین دلیل مناطق قرمز روی تمامی ریشه، ساقه، دمبرگ و ساقه اصلی ایجاد می نماید. ابتدا روی برگ های پایینی گیاهان آلوده زردی یا کلروز ایجاد و سریعا در برگهای جوان نیز مشاهده می شود و برگها شروع به ریزش می نمایند. آلودگی گیاهچه ها ممکن است باعث پژمردگی و مرگ آنها گردد.

کنترل بیماری زردی فوزاریومی لوبیا :

مشابه روش های کنترل F . solani شامل: تناوب زراعی، ضدعفونی بذر، کاشت ارقام مقاوم

بلایت خاکستری ساقه Ashy stem Blight

عامل بیماری قارچ Macrophomina phaseolina می باشد. علائم عمومأ زمانی مشاهده می شود که میسلیوم قارچ یا اسکلروت آن در خاک جوانه زده و ساقه های گیاهچه ها یا قاعده کوتیلدون های روئیده شده را مورد حمله قرار میدهد. عامل بیماری در محل آلودگی روی قاعده ساقه ایجاد شانکرهای سیاه زنگ که در درون آن حلقه های متحدالمرکز وجود دارد، می نماید. در اثر بیماری مریستم انتهایی از بین رفته و یا ساقه ها شکسته و گیاهچه خشک می شوند. آلودگی در گیاهان مسن باعث پژمردگی، زردی، ریزش برگها قبل از رسیدگی، پوسیدگی ریشه و هیپوکوتیل و در نهایت مرگ گیاه می شود. شرایط رطوبتی متوسط به پایین و شرایط دمایی متوسط به بالا برای توسعه بیماری مناسب است. در میان شانکرهای ایجاد شده پیکنید و گاهی اسکلروتهای قارچ تشکیل شده که قابل مشاهده می باشند.

Macrophomina phaseolina

کنترل بیماری بلایت خاکستری ساقه

استفاده از بذور سالم و ضدعفونی بذر قبل از کاشت، جمع آوری بقایای آلوده گیاهی، شخم عمیق و زیر خاک نمودن بقایای آلوده گیاهی، کاربرد مواد آلی در خاک، استفاده از ترکیبات قارچ کش قبل از کاشت در خاک برای کاهش جمیعت اسکلروت قارچ نظیر بنومیل، تیوفانات متیل و یا متيل بروماید و کلرو پیکرین و بعضی ارقام مقاوم نیز گزارش گردیده است.

بیماریهای ویروسی لوبيا:

برخی بیماری های ویروسی از طریق بذرهای آلوده منتقل می شوند، مانند ویروس موزاییک معمولی لوبیا که گاهی تا 50 درصد و بالاتر از طریق بذر بوته های آلوده لوبیا قابل انتقال هستند و برخی دیگر بذر زاد نیستند مانند ویروس موزاییک زرد لوبیا که غالبا به وسیله شیره گیاهان آلوده به صورت مکانیکی یا گزش حشرات منتقل می شوند.

ویروس موزائیک معمولی لوبیا (BCMV) Bean common mosaic virus

دو تیپ اصلی علائم این بیماری، موزائیک معمولی و موزائیک نکروتیک معمولی می باشد. هر یک از دو نوع، بسته به خصوصیت و ویژگی ویروس و دارا بودن ژن مقاومت غالب I در رقم لوبیا، ظاهر می گردد. اگر رقم لوبیا دارای ژن غالب I باشد به نژادهای ویروس موزائیک معمولی لوبیا مقاوم بوده اما به نژادهای موزائیک نکروتیک معمولی لوبیا، حساسیت نشان میدهد.

ویروس موزائیک معمولی لوبیا (BCMV) Bean common mosaic virus

علائم موزائیک معمولی

علائم این ویروس (BCMV)، بیشتر به دو صورت شایع می باشد. زمانیکه ارقام حساس آلوده می شوند، علائم موزائیک معمولی که به رنگ سبز متمایل به زرد کم رنگ و گاهی سبز تیره روی برگها (سه برگچه ای) ظاهر می گردد اغلب رگبرگها سبز تیره و بین رگبرگها سبز کم رنگ متمایل به زرد می باشد. برگها تغییر رنگ داده معمولا چروکیده، تاول زده، بد شکل و به سمت پایین پیچیده و لوله می شوند. فراوانی و شدت علائم بستگی به نژاد ویروس، رقم لوبیا و سن گیاهان و زمان آلودگی دارد. هرچه گیاه در سنین جوان تر آلوده شود، کوتولگی و بدشکلی بیشتر است.

علائم موزائیک نکروتیک معمولی:

به دلیل اینکه ویروس موزائیک نکروتیک معمولی لوبیا به صورت بومی نمی باشد علائم آن نیز کمتر مشاهده می گردد. علائم نکروز (قهوه ای شدن) تنها زمانی توسعه می یابد که ارقام آلوده به ویروس حامل ژن غالب I باشند. علائم ابتدا به صورت لکه های قهوه ای قرمز رنگ روی برگهای سه برگچه ای اولیه بعد از انتقال توسط شته ناقل ظاهر می گردد. رگبرگهای اطراف این لکه ها قهوه ای تیره شده و به تدریج نکروز به داخل بافت آبکش گیاه نیز توسعه می یابد و سبب پژمردگی و سپس مرگ برگهای جوان نکروز شده و مریستم می گردد و سرانجام گیاه از بین می رود. در برش عرضی ساقه و غلافها، حلقه های قهوه ای متمایل به قرمز در محل آوندها مشاهده می گردد. این علائم اغلب شبیه پوسیدگی سیاه ریشه که توسط قارچ Thielaviopsis basicola ایجاد می گردد، می باشد که نمی تواند با این بیماری اشتباه گردد (چون ریشه ها سالم هستند). همچنین علائم موزائیک نکروتیک معمولی ممکن است با زردی های فوزاریومی هم اشتباه گردد (توسط Fusurium oxysporum f.sp.phaseoli) . به هر حال علامت نکروز که در بافت آوندی غلاف ها در زردیهای فوزاریومی دیده نمی شود یک علامت تشخیص بیماری موزائیک نکروتیک معمولی لوبیا است. در ارقامی از لوبیا که فاقد ژن I می باشند، ویروس موزائیک نکروتیک معمولی لوبیا علائم موزائیک معمولی شبیه به ویروس موازئیک معمولی لوبیا بروز می دهد. مسلما سایر ویروسها نیز می توانند علائم نکروز روی لوبیا ایجاد نمایند. بنابراین توسعه نکروز به تنهایی برای تشخیص نهایی بیماری موزائیک نکروتیک لوبیا کافی نمی باشد و می بایست روش های تشخیص دیگری نیز انجام گردد.

کنترل ویروس موزائیک معمولی لوبیا

کاشت بذور گواهی شده، کاشت ارقام مقاوم که حامل ژن I یا سایر ژن های مقاومت به بیماری ویروس موزائیک معمولی لوبيا (BCMV) هستند. کاشت ارقام حساس می بایست محدود به مناطق ایزوله ای باشد که این بیماری شایع نیست. ویروس موزائیک نکروتیک معمولی لوبیا (BCMV) در ارقامی از لوبیا که واجد ژن I مستند قادر به انتقال توسط بذر، به دلیل واکنش نکروز در این ارقام، نمی باشد و تنها توسط بذر در ارقام فاقد ژن I قادر به انتقال می باشد. بنابراین می بایست از کاشت ارقام فاقد ژن I در مناطقی که بیماری (BCMV) گزارش گردیده جلوگیری نمود.

ویروس موزائیک زرد لوبیا Bean Yellow Mosaic Virus

علائم تشخیص BYMV ظهور موزائیک سبز متمایل به زرد خفیف یا Mottle در برگهای آلوده است که با مسن تر شدن برگها، این علائم واضح تر دیده می شوند. برگهای آلوده همچنین درجات مختلفی از بدشکلی، فتجانی شدن و چروکیدگی را نشان می دهند. گیاهانی که در مراحل اولیه رشد آلوده شده اند توقف رشد دارند، وجود علائم موزائیک زرد در اثر این بیماری کاملا متمایز از علائم موزائیک معمولی سایر ویروسها می باشد که ایجاد موزائیک سبز تیره و خفیف در برگهای آلوده می نمایند. ویروس موزائیک زرد لوبيا، دامنه میزبانی وسیعی در خانواده لگومینوز دارد و می تواند به سهولت در لگومینوزهای یک ساله (نظیر یونجه و شبدر) یا علفهای هرز (نظیر ماشک) زمستان گذرانی نماید. این ویروس به وسيله بیش از 20 گونه شته منتقل می شود (نظير شته نخود، شته سبز هلو و شته سیاه لوبیا). زمانیکه شته های ناقل ویروس در مزارع حرکت می نمایند، بوته های لوبیای سالم را آلوده می نمایند. شته ها به صورت کاملا موثر آلودگی را با سرعت بالا در مزرعه انتقال می دهند. انتقال این ویروس در لوبیا به وسیله بذر گزارش نگردیده است. ویروس موزائیک زرد لوبيا (BYMV) در همان خانواده ویروس موزائیک معمولی لوبیا (BCMV) بوده و معمولا آلودگی آنها در مزرعه به صورت مختلط با هم می باشد. این امر می تواند باعث اشتباه در تشخیص ویروس در مزرعه شود که اهمیت خاصی در مزارع تولید بذر دارد. تست های آنتی بادی اغلب برای تشخیص دقیق این دو ویروس مورد نیاز می باشد.

ویروس موزائیک زرد لوبیا Bean Yellow Mosaic Virus

کنترل ویروس موزائیک زرد لوبیا

  • در صورت امکان کاشت لوبیا در مزارع دور از لگومهای یک ساله و مزارع زنبق،
  • کاشت ارقام مقاوم : تعدادی ارقام لوبيا مقاوم (Dry bean) معرفی شده اند در حالیکه مقاومت در ارقام لوبیا سبز (Snap bean) خیلی کم می باشد.
  • کاربرد حشره کش ها باعث کاهش سرعت انتشار آلودگی توسط شته ها می گردد که معمولا روش موثری نیست. ولی اگر در مزارع لوبیا نزدیک مزارع لگومینوز علوفه ای و یا در مزارع لوبیا در ابتدای فصل رشد به کار روند، باعث کنترل محدودی می شوند.

برداشت

طول دوره رسیدن لوبيا به عواملی مانند رقم، زمان کاشت، دمای هوا، تراکم بوته، نوع خاک (سبک و یا سنگین)، میزان مصرف کود اوره و آبیاری بستگی دارد. ارقام ایستا و رشد محدود معمولا زودرس تر بوده و طول دوره رسیدن آنها کمتر است. ارقام لوبیا از نظر دوره رسیدن به سه دسته زودرس (94-85 روز)، میان رس (104-95 روز) و دیررس (115-105 روز) تقسیم می شوند ولی به طور دقیق نمی توان تعداد روز مشخصی برای دوره رشد یک رقم بیان نمود زیرا بسته به دمای هوا )میانگین دمای هوا( تراکم بوته، نوع خاک، میزان مصرف کود اوره، و میزان آبیاری، دوره رسیدن تغییر می یابد. ولی میتوان با ثبت روز درجه (DD= میانگین دمای شبانه روزی منهای حداقل دمای مورد نیاز جهت جوانه زدن لوبیا که 14-12 درجه سلسیوس است) زمان رسیدن را تا حدی پیش بینی کرد. در خاک های سبک (ماسه ای) معمولا ارقام زودرس تر می شوند و خاکهای سنگین باعث دیررس تر شدن ارقام می شوند. افزایش تراکم باعث سایه اندازی و کم شدن نور و در نتیجه دیررس شدن محصول می شود. مصرف بیش از حد کود اوره نیز باعث افزایش رشد رویشی و در نتیجه دیررس شدن محصول می شود. آبیاری در دوره های کوتاه و بیش از اندازه باعث دیررس شدن محصول می شود. دما مخصوصا در طول شب، طول دوره رویش یک رقم لوبیا را تعیین می کند.
لوبیا قرمز صیاد، سفید دانشکده و لاین چیتی COS16 از ارقام زودرس و ارقام گلی و تلاش از ارقام دیررس لوبيا هستند.

زمان برداشت

برداشت محصول لوبیا زمانی است که غلافهای آن کاملا رسیده باشند. بعضی از ارقام مانند رقم قرمز صیاد بایستی به محض رسیدن و تا قبل از خشک شدن غلافها برداشت شود در غیر این صورت بیشتر محصول ریزش می یابد. در ارقامی که غلافها همزمان نمی رسند برداشت زمانی انجام می شود که 75-65 درصد غلافها رسیده باشند. هر هکتار 80-50 نفر ساعت برای برداشت نیاز دارد. کاه و کلش لوبیا با دارا بودن 14-7 درصد پروتئین علوفه بسیار مناسبی برای دام هاست.

منابع مورد استفاده

  • آسترکی، ح. 1389. بررسی و مقایسه عملکرد ارقام زودرس لوبیا سفید و قرمز بعد از برداشت جو. گزارش نهایی پروژه تحقیقاتی، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی لرستان .گزارش نهایی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی. شماره انتشار: 1627.
  • باقری، ع. محمودی، ع. او دین قزلی، ف. 1380. زراعت و اصلاح لوبيا. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. چاپ اول. 556 ص.
  • باقری، ع. 1390. حبوبات، چالش ها و فرصت ها. چهارمین همایش ملی حبوبات ایران. اراک. 20-19 بهمن
  • بی نام. 1392. آمارنامه کشاورزی، اداره کل آمار و اطلاعات وزارت جهاد کشاورزی، معاونت طرح و برنامه وزارت جهاد کشاورزی.
  • بی نام: 2010. آمار نامه سازمان خواروبار جهانی ( فائو).
  • پارسا، م. و باقری،ع. 1385. حبوبات انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. چاپ اول. 522 ص.
  • دری، ح و همکاران، 1382. لوبیا از کاشت تا برداشت. مدیریت ترویج و مشارکت مردمی. سازمان جهاد کشاورزی استان مرکزی.
  • کوشکی، م. ح. 1388. بررسی تأثیر تاریخ کاشت و تراکم بوته بر عملکرد محصول در سه لاین امیدبخش لوبیا سفید. گزارش نهایی پروژه تحقیقاتی، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی لرستان گزارش نهایی، سازمان تحقیقات، ترویج و آموزش کشاورزی. شماره انتشار: 88/398

 

 


مقاله زراعت لوبیا


توضیحات

  • فرمت : PDF
  • حجم فایل : 2.48 مگابایت
  • نویسنده : محمد باقر خورشیدی بنام (عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان شرقی)
  • سازنده PDF : شرکت کشاورزی و دامپروری سرافراز هزارمسجد


کانال تلگرام شرکت کشاورزی و دامپروری سرافراز هزارمسجد

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *