شانکر سیتوسپورایی درختان سیب

مدیریت بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب

نرم افزار شناسایی سموم

نرم افزار شناسایی آفات ئرختان

مقدمه:

گونه های قارچ Cytospora باعث بیماری شانکر روی تنه یا شاخه های درختان مثمر و غیر مثمر میشوند و بسته به شدت بیماری باعث خشک شدن قسمتی و یا تمام درخت میشوند . بیمارگر با ایجاد آلودگی در پوست باعث ایجاد شانکر روی تنه میشود که با فراگرفتن دور تنه منجر به خشکشدن قسمتهای بالایی آن میگردد .  شانکر سیتوسپورایی دارای اهمیت ویژه ای روی درختان در ایران، و یکی از مخربترین بیماریهای سیب در جهان است که در شرایط خشکسالی و تنشها بروز و توسعه آن بسیار شدید است. گونه های مختلف عامل بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب اغلب دارای سیکل بیماری، علائم و روشهای کنترل مشابه هستند. آلودگی روی درختان در سنین مختلف اتفاق می افتد اما میزان خسارت در درختان جوان بیشتر است. با مدیریت صحیح بیماری میتوان از بروز و توسعه آن پیشگیری و یا خسارت آن را در شرایط خشکسالی کاهش داد. در این راستا مدیریت آب، آفات و رعایت تناسب عناصر غذایی به خصوص ازت، پتاس و کلسیم که در استحکام بافتها و نیاز آبی درختان سیب نقش مؤثری دارند، از راهکارهای مناسب پیشگیری از بروز و توسعه این بیماری مخرب در باغهای سیب است .

تاریخچه بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب:

عامل بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب اولین بار در سال 1325 در کرج و سپس در سال 1355 در اصفهان از روی درختان زردآلو و گیلاس جمع آوری شد و در سال 1358 تاکسونومی، زیست شناسی و دامنه میزبانی آن مورد بررسی قرارگرفت (1993, 1991  Ashkan ) . شانکر سیتوسپورایی در تمام جهان شیوع داشته و بیش از 70 گونه از سایه داران و درختان مثمر را آلوده مینماید . شانکر سیتوسپورایی درختان سیب یکی از مخربترین بیماریهای سیب (Malus domestica Borkh ) در شرق آسیا و به صورت حاد در چین ، ژاپن و کره جنوبی می باشد که تولید این محصول را تحت الشعاع قرار داده است . در خصوص مناطق انتشار، درصد آلودگی درختهای بیمار، علائم، زیست شناسی عامل و راههای کنترل شیمیایی بیماری، بررسیهای جامعی در ایران به عمل آمده است .

عامل بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب :

در ایران گونه های C.chrysosperma و C. leucostoma ،C. cincta  ، Cytospora schulzer به عنوان قارچهای همراه علائم شانکر درختان سیب با فرمهای جنسی Valsa spp و Leucostoma spp تشخیص داده شده اند .

علائم و نشانه های بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب :

شانکر سیتوسپورایی به عنوان یک بیماری بسیار مخرب درختان میوه دانه دار شناخته شده است؛ عامل بیماری قادر است روی تنه و شاخه ها شانکر ایجاد نماید (شکلهای 2 و 1 ) .

شانکر سیتوسپورایی روی شاخه و شانکرهای تراشیده شده و محل برش افقی روی درخت

شانکر روی تنه درخت سیب و اندام بارده قارچ روی شاخه

شانکر سیتوسپورایی روی درختان سیب همراه با تراوش صمغ نیست، قارچ پوست خارجی شاخه ها را از بین میبرد (شکل 3 ) و سرانجام با فراگرفتن دور شاخه منجر به خشکیدگی شاخه میشود ( شکل 5 ) .

خسارت بیماری شانکر سیتوسپورایی روی درختان سیب

بیمارگر از طریق زخمهای ایجاد شده توسط سرمازدگی، هرس و صدمات مکانیکی ایجاد شده توسط ادوات کشاورزی و وسایل سمپاشیها وارد پوست درخت میگردد. سلولهای خسارت دیده غذای مورد نیاز برای تندش و رویش اسپورهای قارچ را فراهم می آورند. در حدود 30 روز بعد از آلودگی و شروع تشکیل شانکر، تعداد زیادی اسپورهای قارچ برای تراوش از اندامهای بارده (شکل 4 ) آماده اند. شانکرها در طول سال توسعه پیدا میکنند اما بیش ترین میزان توسعه در بهار روی درختانی که در اثر تنش به خصوص خشکی آسیب دیده باشند، اتفاق می افتد و در تابستان به علت افزایش دما، کاهش رطوبت نسبی و تغییر در فیزیولوژی درختان، توسعه بیمارگر حداقل است.

روشهای انتشار و وقوع بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب :

دمای مناسب برای رشد اغلب گونه های Cytospora در ایران 23 تا 27 درجه سلسیوس ذکر شده است و اغلب گونه ها در 35 درجه سلسیوس رشدشان متوقف میشود. با این حال برخی گونه ها بیشتر در مناطق سردسیری و برخی دیگر در آب هوای گرمتر شیوع دارند (1989 Bigges )  . اسپورهای زنده سیتوسپورا در تمام طول سال ازجمله در شرایط آب هوایی زیر صفر نیز روی تنه و شاخه درختان ردیابی شده اند. اسپورهای سیتوسپورا توسط قطرات باران پس از برخورد با کانونهای آلوده پخش و همچنین توسط ابزارهای هرس نیز قابل انتقال . قارچ عامل به راحتی از محل زخم دم میوه ها دم برگها ( ریزش برگها ) ، محلهای هرس و محل قطع و برش شاخه ها و تنه های قطور درختان، محل آفتابسوختگیهای روی شاخه ها، ترکهای ناشی از سرمای زمستانه، خسارت حشرات، صدمات مکانیکی ماشین آلات و ادوات کشاورزی که در پوست تنه و شاخه شکاف ایجاد نموده و یا از محل انشعابات شاخه ها وارد شده و آلودگی ایجاد مینماید . بر اساس محلهای مورد حمله قارچ، آلودگی در اکثر نقاط چوبی مشاهده و میزان خسارت هم تا حدودی متفاوت خواهد بود . تولید و انتشار اسپور در سراسر فصول رشد ادامه داشته و اسپورها در مناطق معتدل و مرطوب تقریباً در تمام طول سال تولید میشوند. گونه های قارچ عامل بیماری علاوه بر میسلیوم کنار شانکرها، به صورت پیکنیدیوم (اندام بارده غیر جنسی) در شانکرها و ندرتاً هم با تشکیل پریتسیوم ( اندام بارده جنسی) زمستان گذرانی می کنند، در سال بعد اسپورهای هر دو اندام قارچی میتوانند منبع آلودگی جدید باشند و چون آلودگی در سال جدید از محل شانکرهای فعال، با رشد میسلیومها توسعه می یابد لذا این شانکر جزو شانکرهای دائمی محسوب میشود. درصورتی ،که شاخه های آلوده هرس شده در محیط باغ انباشته شوند، محل زمستان گذرانی و کانون آلودگی خواهند بود . چنانچه آلودگیهای بوجود آمده روی شاخه ها گسترش یابند و دور تا دور شاخه را بگیرند باعث خشکشدن قسمت فوقانی شاخه خواهند شد، این امر ممکن است روی تنه اصلی درختان جوان در باغهای تازه احداث شده اتفاق افتد که منجر به خشکشدن کامل یک نهال خواهد شد . عامل بیماری در تنه و شاخه های قطور درختان از محل هرس شاخه ها وارد شده و با وجود گسترش کندتر بیماری در این بافتها با گذشت زمان شانکرهای وسیعی ایجاد میکند. حدود 15-30 روز پس از ورود قارچ به بافت گیاهی، بسته به شرایط محیطی و وضعیت رشد درخت و موقعیت استقرار قارچ، شانکرها تشکیل و در قسمت مرکزی آن، اندامهای بارده غیرجنسی قارچ به وفور دیده میشوند .

مدیریت بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب :

  • مدیریت تغذیه ای

تاثیر تغذیه گیاه بر تغییر الگوی رشد، ریخت شناسی، آناتومی گیاه و مخصوصاً ترکیبات شیمیایی گیاه ، باعث افزایش یا کاهش مقاومت یا تحمل گیاه در برابر تنش خشکی و عوامل بیماریزا یا آفات میشود، که میزان و چگونگی این تاثیر وابسته به عنصر غذایی، وضعیت تغذیه ای گیاه، گونه گیاه، نوع عامل بیماریزا و آفت است. مقاومت یا تحمل به سبب تغییر در آناتومی گیاه (مثل ضخیم شدن اپیدرم سلولها، افزایش در پدیده لیگنینی و سیلیسی شدن ) و خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی (مثل افزایش تولید مواد ممانعت و دفع کننده) افزایش می یابد، و تغذیه هر سه عامل را به درجات مختلف تحت تأثیر قرار میدهد . عدم تعادل (کمبود یا ازدیاد) مواد غذایی در خاک و گیاه باعث تنش در درخت و در نتیجه حساس شدن آن به این بیماری خواهد شد . دربین عناصر غذایی نیتروژن و پتاسیم به طور خاص مورد توجه قرارگرفته اند و استفاده متعادل از آنها منجر به کنترل موفق بیماریهای گیاهی ناشی از قارچها، باکتریها و ویروسها گردیده است . رشد و تولید محصول به شدت با تنشهای زنده و غیر زنده کاهش پیدا میکند، تنشهای زنده از قبیل ، بیماری ها باعث کاهش جذب و استفاده از مواد غذایی توسط گیاهان میشوند؛ بنابراین مدیریت تغذیه معدنی گیاهان نه تنها برای تولید محصول بیشتر که برای تغییر در پاسخ به وقوع تنش ها های زنده مانند بیماری ، نیز مؤثر است . در پژوهشی ، نمونه برداری از برگ و خاک درختان سالم و آلوده سیب سمیرم در شرایط خشکسالی و براساس اصول علمی انجام و عناصر غذایی ماکرو و میکرو اندازه گیری شد و اعداد به دست آمده در باغهای آلوده نسبت به غلظت مرجع DOP ( انحراف از درصد بهینه) در باغهای سالم محاسبه و تفسیر گردید. نتایج نشان داد که باغهای آلوده به شدت دچار کمبود کلسیم، پتاسیم و ازدیاد ازت بودند. میزان عناصر غذایی باغهای آلوده در مقایسه با باغهای سالم نشان داد که 62 % باغهای آلوده مبتلا به زیادی منابع ازت بودند (مصرف زیاد آن در شرایط خشکسالی نه تنها ازنظر نیاز آبی برای درختان مشکل ساز می باشد بلکه شرایط را برای استقرار و توسعه بیماری مساعد مینماید). درصورتی که به ترتیب ، 93 – 83 – 62 – 59 – 41 – 41 – 38 و 35 درصد باغ های آلوده به ترتیب کمبود عناصر غذایی کلسیم، مس، روی، آهن، پتاسیم، منیزیوم، فسفر و منگنز را داشتند؛ همچنین نتایج به دست آمده از این تحقیقات در شرایط کشت بدون خاک نشان داد که با افزایش مصرف میزان ازت و کاهش پتاسیم درصد خشکیدگی ناشی از سیتوسپورای همراه علائم شانکر درختان سیب در تیمارها متغیر و روند افزایشی دارد، این نتایج با نتایج به دست آمده از خاک و برگ درختان سالم و آلوده در شرایط طبیعی نیز مشابه بود . نسبت شاخص DOP (انحراف از درصد بهینه) درکلسیم به پتاسیم در باغهای سالم حدود 4 بود و در باغهای آلوده این نسبت، 8.48- بود که این مقدار کلسیم در برابر پتاسیم بسیار پائین بود. در باغهای سالم نسبت درصد کلسیم به درصد پتاسیم، 1.49 بود ولی در باغهای آلوده این نسبت 1.04 بود که بسیار پائینتر است. پس در گیاهان آلوده علاوه بر نقش پتاسیم و نیتروژن و نسبت این دو عنصر به هم، عنصر کلسیم هم نقش اساسی در مقاومت گیاه در برابر عامل بیمارگر و تنشهای خشکی دارد. با توجه به نتایج به دست آمده از این تحقیق در شرایط خشکسالی، برای مدیریت صحیح این بیماری لازم است تغذیه درختان را به گونه ای برنامه ریزی نمود که نه تنها در راستای کاهش اثرات کم آبی و خشکسالی باشد و بیماری کنترل گردد بلکه کمیت و کیفیت میوه تولیدی نیز افزایش یابد . به بیان دیگر براساس شاخص DOP باید میزان کلسیم هشت برابر و پتاسیم 2.5 برابر ازت و میزان کلسیم حدود 4 برابر بیش از پتاسیم در بافت گیاهی وجود داشته باشد . لذا اصلاح مقدار کلسیم و پتاسیم در باغهای آلوده در راستای برنامه های مدیریتی خشکسالی مدنظر قرار گیرد که این موضوع بایستی همراه با اقدامات پیشگیرانه نظیر استفاده از قارچ کشها باشد . در برخی موارد برخی مواد غذایی به اندازه کافی در خاک وجود دارد اما کمبود آنها به شدت در برگها محرز است که احتمالا مربوط به آهکی بودن خاک یا عدم تعادل عناصر غذایی در خاک است که مانع جذب گردیده است . لذا توصیه میگردد در نیمه دوم خرداد تا اواسط تیر در کنار تجزیه خاک تجزیه برگ نیز صورت گیرد و در صورت لزوم به صورت محلولپاشی کمبودها برطرف گردد .

  • مدیریت آب در راستای جلوگیری از تنشهای ناشی از خشکی

راهکارهای جلوگیری از تنشهای ناشی از خشکی عبارتند از :

  1. کنترل علفهای هرز و گندمیان در باغ، جهت جلوگیری از رقابت برای آب (مالچ های آلی به حفظ رطوبت و کنترل علفهای هرز کمک خواهند کرد).
  2. آبیاری در زمان مناسب و پیش از بروز علائم تنش ناشی از خشکی.
  3. ردیابی و کنترل کنه های تارعنکبوتی قبل از اینکه باعث آسیبهای شدید به برگ و در نتیجه باعث اعمال تنش به درخت بشوند (جمعیت آنها در آب و وهوای گرم خشک شدیداً افزایش پیدا میکند).
  4. عدم کاشت ارقام حساس به تنش ناشی از خشکی ( سیبهای گلاب، به خصوص گلاب اصفهان به کم آبی شدیداً حساس هستند ).
  5. اصلاح خاک با مواد آلی مانند کودهای حیوانی که باعث حفظ رطوبت و تخلخل بیشتر خاک خواهد شد که بالطبع ریشه ها بهتر نفوذ و توسعه پیدا خواهند کرد.
  6. اگر خشکسالی تداوم داشته باشد آبیاری تا اواخر پاییز ادامه پیدا کند تا اطمینان حاصل گردد ریشه با رطوبت کافی به خواب خواهد رفت.
  7. در سیستم های آبیاری قطره ای درصورتیکه آبیاری سبک با فاصله زمانی کمتر انجام شود بروز و توسعه بیماری بسیار کمتر از آبیاری سنگین و با فاصله زمانی بیشتر یا آبیاری غرقابی است .
  8. یکی از مکانیزم ها برا ی بهبود تحمل گیاهی نسبت به خشکی استفاده از پتاس می باشد که به نظر می رسد نقش مؤثری در غلبه بر تنش رطوبتیخاک دارد، پتاس نقش حیاتی در فتوسنتز، پروتئین سازی ، کنترل تعادل یونی تنظیم روزنه ها و استفاده از آب، فعالسازی آنزیم های گیاهی و فرآیندهای بسیاری را دارد. تحقیقات نشان می دهد پتاسیم نقش کلیدی در مقابله با تنشهای خشکی، سرما و شوری دارد اما نیاز به مطالعه بیشتر در خصوص اثر متقابل آن با عناصر میکرو در مواجه با تنشها دارد . پتاسیم همچنین نقش اساسی در کیفیت محصول دارد و نقش آن در مقابله با تنش زنده مانند بیماریها و آفات و تنش غیرزنده در شرایط مزرعه مشخص گردیده است . یون کلسیم نیز به عنوان یک پیام بر ( messenger ) واسط مهم در عملکرد تعداد زیادی از هورمون ها و فاکتورهای محیطی از جمله تنش های زنده و غیر زنده در گیاهان ایفای نقش میکند . لذا استفاده متعادل از این عناصر با توجه به آزمون خاک و برگ به طور همزمان، نه تنها کمک موثری در مدیریت بیماری خواهد کرد که نقش اساسی در کیفیت محصول و مدیریت آب نیز خواهد داشت .
  • اقدامات بهداشتی و کنترل شیمیایی

بیمارگر به صورت گسترده در داخل بافت پوست میزبان نفوذ میکند بنابر این بیماری به طور مؤثر از طریق تیمارهای شیمیایی کنترل نمیشود . گستردگی دامنه میزبانی و انتشار بیماری همراه با خصوصیات زیست شناسی آن باعث شده تا کنترل شیمیایی در غالب موارد موفقیت آمیز نباشد . ازسوی دیگر استفاده از قارچ کشها باعث ایجاد آسیبهای زیست محیطی و بهداشتی نیز می شود . بنابراین واضح است جهت مدیریت بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب، نیاز به یک روش کنترل پایدار اقتصادی و زیست محیطی است . راهبرد جدید در مدیریت تلفیقی، استفاده از ترکیبات شیمیایی زیست سازگار است که مقاومت به بیماری را در گیاهان از طریق مقاومت القایی افزایش میدهند . از روشهای اساسی کنترل، اقدامات بهداشتی، رعایت اصول باغبانی، تغذیه متعادل، جلوگیری از هر نوع تنش، جلوگیری از خسارت آفات از جمله سوسکهای پوستخوار و چوبخوار، رنگ آمیزی تنه ها برای کاهش آفتاب سوختگی و نابودی شاخه های آلوده هرس شده را میتوان نام برد . با این حال به کارگیری برخی ترکیبات قارچکش برای حفاظت درختان و یا پانسمان زخمهای ناشی از هرس با چسبهای حاوی این گونه ترکیبات برای کنترل شیمیایی توصیه شده است به. منظور پیشگیری از بروز و توسعه بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب استفاده از ترکیبات مسی مانند بردوفیکس ( %SC18 ) به نسبت 20 در هزار ( محلولپاشی) و پانسمان شانکرهای حذف شده و بردوکیمیا ( %SC18 ) به نسبت 20 در هزار (محلولپاشی) + بردوکیمیا 80 در هزار (پانسمان شانکرهای حذف شده )(شکل 6 ) در دو نوبت (آخر پائیز پس از برگ ریزان و آخر زمستان بعد از هرس، در مرحله تورم جوانه ها ) از به منظور پیشگیری و تا حدودی کنترل قابل توصیه می باشد .

تراشیدن زخمهای شانکر و اعمال تیمارهای شیمیایی

  • هرس

هرس درختان سیب برای تولید محصول بیشتر و مرغوبتر ضروری و مهم است، اما روش مناسب و زمان هرس برای مدیریت شانکر سیتوسپورایی باید مد نظر قرار گیرد. درخت در زمان خواب فاقد سیستم دفاعی است. زخمهای ناشی از هرس در اواخر پاییز و در زمستان به علت ایجاد مسیر برای نفوذ قارچ و وجود سلولهای آسیب دیده که غذای مورد نیاز برای تندش و رشد اسپور را فراهم می نمایند و فعال نبودن سیستم دفاعی، باعث میشود که درختان آسیب پذیرتر باشند. هرس به عنوان یک ابزار عملی در مدیریت شانکر سیتوسورایی تا حدامکان بایستی در مکانهای آلوده با تاخیر و در زمانی که بارندگی نیست، انجام شود. برش افقی نسبت به عمودی و اریب رطوبت را بیشتر نگه میدارد و اسپورهای سیتوسپورا قادر هستند سریع جوانه زده و آلودگی ایجاد نمایند (شکلهای 6 و 7  ).

برش های اریب و عمودی برای هرس و پانسمان زخمهای شانکر

  • سایر اقدامات

پاجوشهای آلوده و حذف کامل آنها از باغ به خاطر کاهش جمعیت بیمارگر، رعایت فاصله مناسب بین درختان برای تهویه مناسب، کاشت درختان دارای تاج بلند به عنوان بادشکن در پیرامون باغ ( ممانعت از انتقال بیمارگر به باغ و جابجایی آن در باغ توسط باد ) و عدم کاشت درختان غیر از سیب به خصوص گردو ( میزبان مناسب بیمارگر ) کمک قابل توجهی به مدیریت بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب خواهد کرد.

 

نگارنده :

احمد حیدریان

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان

همچنین مطالعه پست زیر پیشنهاد میگردد :

سفیدک پودری سیب

 

دانلود فایل PDF مقاله مدیریت بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب

دانلود فایل پی دی اف مدیریت بیماری شانکر سیتوسپورایی درختان سیب

کانال تلگرام شرکت کشاورزی سرافراز هزارمسجد

 

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *