تولید و کاشت برنج در کشاورزی پایدار ( ق2 )

تولید و کاشت برنج در کشاورزی پایدار

دانلود نرم افزار زراعت برنج

 

برای مطالعه قسمت اول تولید و کاشت برنج در کشاورزی پایدار به اینجا مراجعه نمایید.

 

آفت ساقه خوار نواری برنج و کنترل تلفیقی آن

ساقه خوار نواری برنج، جدیترین آفت برنج در شمال کشور است که بوته های برنج را در تمام مراحل رشدی آن آلوده میکند. جدای از نقش آن در کاهش عملکرد برنج، وقوع این آفت باعث مشکلات جانبی متعددی از جمله استفاده بیرویه از سموم نامناسب، مصرف بی موقع آنها و هم چنین افزایش دفعات سمپاشی و میزان سم مصرفی است. استقبال کشاورزان از پرورش رتون و دوبار کشت برنج در استان مازندران و همزمانی آن با اوج جمعیت ساقه خوار نواری هم زمینه را برای گرایش و جابجایی شب پره های ساقه خوار از مزارع کشت اول به کشت دوم و نیز مزارع اختصاص داده شده به برداشت مجدد برنج (رتون) فراهم خواهد کرد.

 

چرخه زندگی کرم ساقه خوار نواری برنج

پروانه

مناسبترین درجه حرارت برای شروع پرواز پروانه ساقه خوار نواری 19 تا 33 درجه سانتیگراد است. بیشترین میزان پرواز در 29 درجه سانتیگراد با رطوبت 90 درصد مشاهده میشود و در دمای زیر 15 درجه سانتیگراد پرواز صورت نمیگیرد.

 

لارو کرم ساقه خوار  , شفیره کرم ساقه خوار وپروانه کرم ساقه خوار

 

تخم

آستانه حرارتی برای رشد تخم 10 الی 12 درجه و دوره رشد تخمها 5 الی 9 روز است. طول دوره جنینی با افزایش درجه حرارت کاهش می یابد، که از 30 درجه سانتیگراد شروع شده و تا 35 درجه ادامه می یابد و در این درجه حرارت اگر چه رشد جنینی می تواند کامل شود ولی لاروها در داخل پوسته تخم می میرند. اپتیموم درجه حرارت برای خارج شدن کرم از داخل تخم 21 الی 33 درجه و رطوبت 90 درصد است و در رطوبت پایینتر از 70 درصد تلفات تخمها زیاد است.

 

دستجات تخم کرم ساقه خوار برنج روی برگ

 

کرم (لارو)

کرمهای تازه از تخم خارج شده برای مدت کوتاهی به نوک برگ میروند، سپس بین غلاف برگ و ساقه قرار میگیرند و در قسمت غلاف برگ به مدت یک هفته تغذیه میکنند. حداقل دمای لازم برای رشد کرمها 10.5 الی 12 درجه و بهترین دما برای رشد آنها 22 الی 33 درجه سانتیگراد است. در زمستان، آفت ساقه خوار برنج به شکل کرمهای درشت در داخل کاه و کلش و علفهای هرز زندگی میکنند و با گرم شدن هوا خواب زمستانی شکسته شده و شروع به رشد میکنند و تبدیل به شفیره میشوند.

 

شفیره

تبدیل کرم به شفیره درون پیله در داخل ساقه و کاه و کلش اتفاق می افتد. حداقل دما برای رشد شفیره 10 درجه سانتیگراد است و با افزایش دما از 15 تا 30 درجه سانتیگراد، سرعت رشد شفیره به تدریج افزایش می یابد. در دمای بالای 35 درجه سانتیگراد مرگ و میر شفیره ها زیاد میشود. طول دوره تبدیل کرم به شفیره شش الی 12 روز است، اگر کرم در مقابل روشنایی قرار گیرد سریعتر تبدیل به پیله میشود، در حالی که تاریکی باعث کند شدن روند تبدیل کرم به پیله میشود.

 

شفیره کرم ساقه خوار برنج

 

نحوه و میزان خسارت کرم ساقه خوار

لارو یا کرم این حشره در مرحله رویشی با تغذیه از بافت ساقه گیاه موجب زردی و خشکیدگی پنجه و مرگ جوانه مرکزی و در مرحله زایشی باعث پوکی خوشه های برنج و بروز علامت سرسفیدی خوشه میشوند.

 

نحوه و میزان خسارت کرم ساقه خوار برنج

 

مدیریت تلفیقی آفت ساقه خوار نواری برنج

کنترل زراعی

در مناطق برنج خیز شمال ایران، طبق معمول مزارع برنج را از اواسط تا اواخر تابستان درو میکنند. پس از درو، مزارع برنج به حال خود رها میشوند. در فاصله این مدت طولانی، لاروهای کرم ساقه خوار به رشد و نمو خود ادامه میدهند و خودشان را برای حمله مجدد در سال آینده با قدرت بیشتر و جمعیت بالاتر آماده میکنند. برای جلوگیری از این امر باید اقدامات زیر را انجام داد:

  1. دروی محصول مزارع حتی المقدور باید پایین و نزدیک طوقه گیاه انجام گیرد تا هر چه ممکن است لارو کمتری در مزرعه باقی بماند.
  2. خوشه های بریده شده به مدت چند روز در همان مزرعه روی زمین نگهداری شوند تا خشک شده و سپس با خرمنکوب له شوند.
  3. شخم مزرعه با تیلر در دو نوبت عمود بر هم انجام شود.
  4. زمین شخم خورده هر چه زودتر آبتخت شود.
  5. علفهای هرز کنار و حاشیه مزارع که پناهگاه لاروها در زمستان هستند، کنده و سوزانده شوند.
  6. خزانه های برنج همه روزه بازرسی، برگهای آلوده چیده و از بین برده شوند.
  7. تنظیم تاریخ کاشت: همه ارقام برنج در مازندران کم و بیش به کرم ساقه خوار آلوده میشوند. با کاشت زودهنگام برنج، گیاه در نسل دوم ساقه خوار خشبی شده و آفت را کمتر جذب میکند.
  8. استفاده از ارقام با تحمل نسبی بالا
  9. کنترل فیزیکی: نصب تله نوری در اول بهار برای تعیین اعلام حضور آفت، تعیین تغییرات جمعیت آفت و تعیین زمان مناسب مبارزه شیمیایی یا بیولوژیکی

شخم زمین شالیزار به منظور کاهش کرم ساقه خوار برنج

آب تخت کردن زمین به منظور مبارزه با کرم ساقه خوار برنج

 

کنترل مکانیکی

کنترل مکانیکی میتواند شامل بریدن نوک گیاهچه ها قبل از انتقال به زمین اصلی باشد که باعث انهدام برگهای حامل تخم میشود. روش دیگر کنترل مکانیکی، کندن پنجه های آلوده (جوانه های مرکزی خشک شده) و از بین بردن آنها از سه هفته بعد از نشاکاری تا زمان خوشه دهی است.

 

بریدن نوک نشاهای برنج قبل از انتقال به زمین اصلی به منظور انهدام برگهای حامل تخم

کندن پنجه های آلوده و از بین بردن آنها جهت کنترل کرم ساقه خوار برنج

 

کنترل بیولوژیکی

رهاسازی زنبور تریکوگراما

اولین رهاسازی زنبور باید در خزانه، حداقل 10 روز قبل از انتقال نشا به زمین اصلی صورت گیرد. رهاسازی زنبور برای مقابله با نسل اول ساقه خوار، باید زمانی صورت گیرد که در 50 درصد از نمونه های برداشت شده، شفیره داخل ساقه باشد و یک هفته بعد از آن نیز رهاسازی مجدد انجام شود. برای مقابله با نسل دوم، با آشکار شدن شروع پرواز پروانه ها از طریق تله های نوری، رهاسازی زنبورها انجام و پس از آن هم سه بار با فاصله هفت تا 10 روز تکرار میشود.

 

استفاده از فرومونهای جنسی

با استفاده از تله های فرومونی، پروانه های نر محیط مزرعه در محل فرومون جمع شده و شکار میشوند و در نتیجه درصد تخمهای بارور در سطح مزرعه کاهش می یابد. این امر باعث کاهش تعداد دفعات سمپاشی و حتی در مواردی باعث حذف کامل سموم شیمیایی میشود.

 

کنترل شیمیایی

استفاده از سموم شیمیایی در خزانه اصلا لازم نیست. پس از نشا در زمین اصلی، آن دسته از نشاهایی که تاریخ کاشت آنها قبل از نیمه اول اردیبهشت باشد نیاز به سمپاشی دارند. اگر رقم زودرس و یا میان رس باشد حداکثر یکبار سمپاشی ( 15 کیلو دیازینون یا 20 کیلو ریجنت 0.2 درصد در هکتار) توصیه میشود. سمپاشی حتما باید به صورت گرانولپاشی انجام شود تا حشرات مفید و غیر هدف از بین نروند. اگر رقم کشت شده دیررس باشد حداکثر دو بار سمپاشی برای نسل دوم و سوم با فاصله 15 روز توصیه میشود. چنانچه تاریخ کاشت بعد از نیمه اول اردیبهشت باشد، اگر رقم مورد کاشت زودرس باشد یکبار سمپاشی برای نسل دوم و اگر دیررس باشد حداکثر دو بار سمپاشی برای نسل دوم و سوم با فاصله 15 روز توصیه میشود.

از دیگر آفات برنج میتوان به کرم ساقه خوار صورتی برنج  ,کرم ساقه خوار زرد برنج  ,کرم برگخوار سبز برنج  ,پروانه تک نقطه ای برنج  ,زنجرک سبز برنج  ,مگس خزانه  ,سرخرطومی ریشه برنج  ,آبدزدک , موش مزارع برنج  ,ملخ آسیایی  ,گنجشک  ,شپشه برنج  ,شپشه دندانه دار برنج  ,کنه برنج اشاره کرد که قبلا در پستهایی جداگانه به معرفی آن ها پرداخته شده است که میتوانید به بررسی آن ها بپردازید.

 

بیماریهای مهم برنج و مدیریت تلفیقی آنها برای تولید محصول سالم

گیاه برنج در طی مراحل رشد به بیماریهایی مبتلا میشود که کمیت و کیفیت محصول را کاهش میدهند. در شمال کشور، بیماریهایی مانند بلاست، سوختگی غلاف برگ، پوسیدگی طوقه و ریشه، لکه قهوه ای، پوسیدگی ساقه، پوسیدگی غلاف برگ پرچم و تغییر رنگ خوشه ها همه ساله خسارات قابل توجهی به محصول برنج وارد میکنند. در بعضی سالها با مساعد بودن شرایط محیطی، برخی بیماریها به صورت همه گیری محلی و منطقه ای در می آیند و خسارات غیرقابل جبرانی وارد میکنند. وقوع بیماری و شدت آن بستگی به حضور عامل بیماریزا، شرایط محیطی، میزان حساسیت رقم کاشته شده و مدیریت محصول دارد. پیشگیری و کنترل زود هنگام بیماری بر اساس شناخت عوامل موثر در توسعه و گسترش آن، نتیجه مطلوبی بدنبال خواهد داشت. مدیریت صحیح زراعی و تغذیه ای محصول به عنوان روشهای پیشگیری، و مبارزه شیمیایی به عنوان گام آخر و درمان در مدیریت مبارزه مطرح است.

جدول -3 عوامل بیماری‎زای برنج

عوامل زندهعوامل غیرزنده
قارچها: عامل بیماری بلاست برنجکمبود و یا زیادی عناصر غذایی
باکتریها: عامل بیماری سوختگی باکتریایی برنجشرایط نامساعد محیطی: سرما، گرما، کمبود یا زیادی رطوبت
ویروسها: عامل بیماری کوتولگی گال سیاه برنجمسمومیتها
نماتودها: عامل بیماری نوک سفیدی برگ برنجنامناسب بودن pH خاک
—-عدم رعایت اصول زراعی
—-کمبود و زیادی نور
—-آلاینده های هوا

عارضه کوتولگی برنج

در صورت مصرف زیاد برخی از علفکشها، خصوصا در مزارع باتلاقی و بعد از نشاکاری، شاهد سوختگی، توقف رشد و تحلیل رفتن تدریجی بوته ها خواهیم بود. این حالت اگر با وزش باد همراه باشد در حاشیه های کرتها شدیدترخواهد بود. در این صورت علفکش در آن قسمتهای مزرعه تجمع یافته و باعث سوختگی میشود. این حالت در تمام کرت یکسان نیست و در بعضی از مواقع در سایر کرتهای یک کشاورز مشاهده نمیشود. علاوه بر سوختگی برگ، کوتولگی بوته ها را به علت تجمع زیاد علفکشها در قسمتی از مزرعه را میتوان مشاهده کرد.

مبارزه

مصرف مناسب علفکش، تنظیم ارتفاع آب، زهکشی و خشکی دادن مزرعه توصیه میشود.

 

بیماری کوتولگی بوته برنج

علایم خسارت بیماری کوتولگی بوته برنج

 

بیماری بلاست برنج

بیماری بلاست برنج در بیش از 70 کشور جهان گزارش شده است. در ایران این بیماری برای اولین بار در سال 1328 در لاهیجان مشاهده شده است. عامل بیماری قارچ پیریکولاریا است. گسترش این قارچ در مزارع مازندران و گیلان موجب شده است که بیماری بلاست به عنوان مهمترین بیماری قارچی برنج در مناطق مزبور شناخته شود. در حال حاضر این بیماری به علت کشت ارقام حساس محلی و موقعیت خاص میکروکلیمایی در بعضی از مزارع که شرایط مناسبی برای توسعه بیماری فراهم میشود هر ساله موجب خسارت و کاهش محصول میشود.

 

علائم بیماری بلاست برنج

قارچ عامل بیماری روی برگ، گره ساقه، قسمتهای مختلف خوشه و به ندرت روی غلاف برگ پرچم ایجاد لکه میکند. لکه های روی برگ ابتدا سفید تا خاکستری با حاشیه نکروز بوده و لوزی شکل هستند. اندازه و شکل لکه ها بستگی به سن و رقم دارد. گره های آلوده، سیاه شده و به راحتی شکسته میشوند. گردن خوشه آلوده قهوه ای میشود و در صورت پیشرفت بیماری و آلودگی زود هنگام، دانه ها پوک میشوند و خوشه به رنگ سفید مایل به خاکستری در می آیند و گاهی این آلودگی باعث شکستگی گردن خوشه و خسارت میشود. پرخسارتترین مرحله بیماری زمانی است که قارچ به دم خوشه حمله میکند.

 

علایم بیماری بلاست برنج

 

عوامل موثر بر توسعه و شدت بیماری بلاست برنج

مصرف بیش از اندازه کودهای ازته و  زود جذب، آسمان ابری و باران پی در پی و نم نم باریدن، رطوبت نسبی هوا بیشتر از 90 درصد شبنم طولانی مدت، خیس بودن سطح برگها و کاشت رقم حساس مانند طارمهای محلی در توسعه بیماری مهم هستند.

 

مدیریت کنترل بیماری بلاست:

  1. کاشت ارقام مقاوم و یا متحمل : به عنوان مثال ارقام پرمحصول معرفی شده توسط موسسه تحقیقات برنج (معاونت مازندران) نعمت، فجر، ساحل، شفق و شیرودی و هیبرید در مقابل بیماری بلاست (مهمترین بیماری برنج در دنیا) مقاوم هستند.
  2. بذرگیری از مزارع سالم و عاری از آلودگی
  3. کاشت زودهنگام برای فرار از بیماریهایی مانند بلاست برگ و پوسیدگی غلاف برگ پرچم
  4. مصرف بهینه و متعادل کودها و به خصوص مصرف تقسیطی کودهای ازته توصیه میشود.
  5. رعایت اصول صحیح زراعت برنج مانند فاصله کاشت و تراکم بوته.
  6. ضدعفونی بذر با قارچکشهای مناسب : به منظور ضدعفونی بذور، ابتدا آنها را در محلول آب نمک سبک و سنگین کرده و سپس در آب ولرم به مدت 24 ساعت میخیسانیم. پس از آن بذر را در محلول سمی قارچکشهای توصیه شده حفظ نباتات، مانند تیوفانات متیل تیرام (پودر وتابل 80 درصد به میزان 4.5 گرم سم برای یک کیلو بذر در 1.5 لیتر آب)، کاربوکسین تیرام ( 75 درصد پودر وتابل با محلول دو در هزار)، سلست (مایع قابل حل 2.5 درصد به میزان دو در هزار) و تریفمین (امولسیون 15 درصد به میزان 3/3 در هزار) و بنومیل به نسبت 2 در هزار به مدت 24 ساعت خیسانده و سپس برای جوانه زدن در گرمخانه نگهداری شود. این عملیات برای مبارزه با بیماریهای مهم بذرزاد مانند پوسیدگی طوقه، لکه قهوه ای، بلاست و پوسیدگی غلاف برگ پرچم توصیه میشود.
  7. سمپاشی نشاها در خزانه در صورت مشاهده آلودگی با سموم مربوطه: برای مبارزه با بلاست در خزانه، با مشاهده علایم بیماری، سمپاشی با محلول یک در هزار قارچکش بیم توصیه میشود. به این گونه که 10 گرم از این سم در 10 لیتر آب حل شده و برای سمپاشی 100 متر مربع خزانه استفاده شود. سمپاشی خزانه با قارچکش ناتیوو به میزان 7 گرم در 20 لیتر آب، بیماری بلاست و لکه قهوه ای را کنترل میکند ( تاثیر این قارچ کش بر روی شیت بلایت نیز در دست بررسی است ) . همچنین خزانه ها را میتوان با محلول دو در هزار بنومیل علیه بلاست و دیگر عوامل بیماریزا مثل فوزاریومها سمپاشی کرد.
  8. در مزرعه، مبارزه در دو مرحله رویشی و زایشی انجام میگیرد. در مرحله رویشی، گیاه از اول پنجه زنی و تا رسیدن به حداکثر پنجه زنی حساس است و در مرحله زایشی، حساسیت گیاه از ظهور خوشه تا سفت شدن دانه ها ادامه پیدا میکند. برای مبارزه با بیماری بلاست در مرحله پنجه زنی ارقام حساس، در صورت مساعد بودن شرایط آب و هوایی برای بیماری (مانند آسمان ابری، بارانهای مستمر و رطوبت نسبی بالای 90 درصد مزرعه را باید با سموم بیم ( 0.5 کیلوگرم در هکتار ) و یا وین ( 400 سی سی در هکتار) و یا ناتیوو ( 160 گرم در هکتار) سمپاشی کرد. همچنین غوطه ور کردن ریشه نشا در محلول قارچکش وین و تریسیکلازول به اندازه محلولپاشی، بیماری بلاست برگ را کنترل میکند و دیگر نیازی به مبارزه شیمیایی در مرحله برگی نیست. همچنین برای جلوگیری از خسارت بلاست گردن و خوشه در زمان ظهور 10-20 درصد خوشه ها، میتوان مزرعه را با یکی از سموم ذکرشده سمپاشی کرد.
  9. سمپاشی مزرعه برنج در ساعات خنک روز (ترجیحا عصر) توصیه میشود.
  10. از اختلاط سموم و محلولهای کودی خودداری شود. اختلاط سموم مختلف بنا به توصیه شرکت سازنده آنها و کارشناسان خبره صورت گیرد.

علایم خسارت و آلودگی شالیزار به بیماری بلاست برنج

 

بیماری سوختگی غلاف برگ برنج (شیت بلایت)

عامل بیماری سوختگی غلاف، قارچ رایزوکتونیا، دارای دامنه میزبانی بسیار وسیع است. این بیماری در سراسر مناطق برنج کاری دنیا از نواحی گرمسیر و نیمه گرمسیر وجود دارد و روی ارقام اصلاح شده پرمحصول بیشترین خسارت را می زند. از سال 1360 به بعد با افزایش کشت ارقام پرمحصول مانند آمل 2، آمل 3، خزر، نعمت و ندا این بیماری ابتدا در مازندران و سپس در گیلان گسترش پیدا نمود به طوری که اکنون در سراسر دو استان به طور وسیعی گسترش دارد و به عنوان یکی از عوامل بازدارنده در توسعه ارقام پر محصول محسوب میشود.

 

علایم بیماری شیت بلایت

شیت بلایت معمولا از اواخر مرحله پنجه زنی گیاه برنج را مورد حمله قرار میدهد. علایم اولیه به صورت لکه های گرد و یا بیضوی به طول 10 میلیمتر و به رنگ سبز خاکستری روی غلاف برگ (نزدیک سطح آب مزرعه) ظاهر میشود. در شرایط مساعد، لکه ها به قسمتهای بالایی غلاف و حتی روی سطح برگ وسعت یافته و به طول 2-3 سانتیمتر میرسد. مرکز لکه ها خاکستری سفید و حاشیه آنها قهوه ای است. در روی لکه های پیشرفته اسکلروت قارچ تشکیل میشود که در ابتدا سفید و سپس قهوه ای میشود. در اثر اتصال چندین لکه به یکدیگر برگها خشک و در این حالت باعث ضعیف و چروکیده شدن دانه ها به ویژه در قسمت پایین خوشه برنج میشود.

 

علایم بیماری سوختگی غلاف برنج یا شیت بلایت

 

عوامل موثر بر توسعه و شدت بیماری سوختگی غلاف برنج

افزایش دما و رطوبت نسبی هوا، مصرف بیش از اندازه کودهای ازته، کاشت ارقام پر محصول و پر پنجه اصلاح شده در توسعه بیماری نقش دارند. بعد از مرحله حداکثر پنجه زنی، میزان آلودگی در مزرعه افزایش می یابد.

 

مدیریت کنترل بیماری شیت بلایت

  1. کاشت ارقام متحمل یا نیمه حساس، مانند برخی از ارقام طارم محلی
  2. رعایت بهداشت زراعی و جمع آوری بقایای گیاهی آلوده و شخم زمین و زیر خاک بردن بقایا (15 الی 18 سانتیمتر) در اواخر پاییز و اوائل زمستان و غرقاب کردن مزرعه پس از شخم.
  3. از بین بردن علفهای هرز میزبان.
  4. مصرف متعادل کودهای شیمیایی و اجتناب از مصرف بی رویه کودهای ازته (کوددهی به صورت تقسیط در سه مرحله صورت گیرد). همچنین استفاده از کود پتاسه توصیه میشود.
  5. اعمال مدیریت صحیح زراعی و رعایت فاصله کاشت
  6. کم کردن ارتفاع آب پای گیاه از زمان پنجه زنی تا حداکثر پنجه زنی
  7. عدم تناوب برنج با سویا، لوبیا، باقلا و سورگوم در زمینهای آلوده ای که شدت بیماری در آنها زیاد است.
  8. در صورت مشاهده علائم بیماری روی 20 درصد از ساقه یا پنجه ها در مرحله حداکثر پنجه زنی و ساقه دهی گیاه که مصادف با زمان آبستنی باشد مبارزه شیمیایی توصیه میشود.
  9. استفاده از قارچکش تیلت (پروپیکونازول) به میزان یک لیتر در هکتار و یا رورال تی اس به میزان یک کیلو در هکتار. در صورت لزوم، سمپاشی 10-15 روز بعد (در زمان ظهور 50 درصد خوشه ها) تکرار شود.

بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه برنج

عامل بیماری پوسیدگی طوقه برنج نوعی قارچ فوزاریوم است. کشاورزان مازندرانی آن را به نام بیماری ژیبرلا میشناسند. این بیماری از مهمترین بیماری های بذرزاد برنج است که از خزانه تا شالیزار روی برنج دیده میشود. خسارت ناشی از بیماری در نقاط مختلف دنیا تا 70 درصد نیز گزارش شده است.

 

علایم بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه برنج

بذرهای شدیداً آلوده، جوانه نمیزنند و یا در صورت سبز شدن در مرحله یک یا دو برگی میمیرند. در خزانه، نشاهای آلوده بلندتر و ضعیف و به رنگ سبز مایل به زرد و دارای برگهای باریک و مویی شکل و ریشه های کم و کوچک و قهوه ای تا تیره رنگ هستند و به راحتی از خاک جدا میشوند. مشخصترین علایم بیماری طویل شدن غیر طبیعی بوته های برنج است که در خزانه و مزرعه به خوبی مشهود است. ایجاد ریشکهای نابجا از بندهای بالای طوقه و پوسیدگی ریشه و طوقه از علایم دیگر بوته های آلوده است، که بهراحتی از زمین کنده میشوند. اگر بوته های آلوده در مزرعه به مرحله گلدهی برسند دارای خوشه های سبک و با دانه های پوک و یا درصدی از دانه ها پوک میشوند.

 

علایم بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه برنج

 

عوامل موثر برتوسعه و شدت بیماری

دمای مطلوب برای توسعه بیماری 27-35 درجه سانتیگراد است. مصرف بیش از حد و غیر اصولی کودهای ازته، کاشت ارقام حساس، عدم رعایت بهداشت زراعی و عدم ضدعفونی بذر در توسعه و شدت بیماری نقش دارند.

 

مدیریت کنترل بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه برنج

  1. تهیه بذر سالم از مزارع غیر آلوده
  2. ضدعفونی بذور با قارچکشهای تیوفات متیل تیرام (پودر وتابل 80 درصد) محلول سه در هزار یا بنومیل تیرام (پودر وتابل 40 درصد) محلول دو در هزار، به صورت غوطه ور کردن در محلول این قارچکشها به مدت 24 ساعت و محلولپاشی در خزانه به نسبت سه گرم در هر متر مربع، 24 ساعت قبل از نشاکاری توصیه میشود. همچنین ضدعفونی بذور با قارچکشهای تری فلومیزول (تریفیمین) به میزان 3/3 در هزار و سلست (مایع قابل حل 2.5 درصد) به میزان دو در هزار توصیه شده است.
  3. عدم کاشت متوالی ارقام حساسی مثل خزر در مزارعی که سابقه آلودگی دارند و برقراری تناوب کاشت با ارقام محلی مثل بینام که تحمل خوبی دارند.
  4. عدم تهیه خزانه در زمینهای آلوده
  5. عدم کاشت نشاهای بدست آمده از خزانه هایی که به صورت لکه ای آلودگی دارند.
  6. تهویه مناسب و مرتب خزانه هایی که زیر پوشش پلاستیکی تهیه میشوند.
  7. به منظور جلوگیری از جریان آب از مزارع آلوده به مزارع دیگر لازم است آب آبیاری مستقیماً از کانالهای آبیاری تامین شود.
  8. وجین بوته های آلوده قبل از زمان گلدهی.

علایم بیماری ژیبرلا فوجیکوری در برنج

 

توجه: مبارزه شیمیایی در زمین اصلی تاثیری در کنترل بیماری ندارد و توصیه نمیشود.

 

بیماری لکه قهوه ای برنج

بیماری لکه قهوه ای برنج یکی از مهمترین بیماری های بذرزاد برنج در دنیا است که در شالیزارهای مازندران و گیلان شیوع بسیار دارد. این بیماری در خاکهای ضعیف و فقیر و یا بدون زهکش بسیار رایج است. این قارچ که به طور مکرر از بذر برنج جدا میشود ( از 1 تا 65 درصد از بذرهای مورد آزمایش ) پتانسیل همه گیری پایینی دارد.

 

علایم بیماری لکه قهوه ای برنج

لکه های قهوه ای بیضوی و گرد مشخص روی برگها (به اندازه 1-2 × 0.5 سانتیمتر) با پراکندگی یکنواخت از علایم بیماری است. در مرحله بلوغ، مرکز این لکه ها به رنگ خاکستری یا مایل به سفید در می آید. این قارچ در مرحله جوانه زنی بذر با ایجاد گیاهچه های غیر طبیعی باعث کاهش درصد جوانه زنی بذر برنج میشود. همچنین در خزانه سبب سوختگی یا بلایت نشاها میشود. در مزرعه با ایجاد لکه هایی روی برگها و گلومها و با نفوذ در آن ها باعث ایجاد لکه های مایل به سیاه در آندوسپرم و بروز خسارت میشود. بذر، خاک، بقایای گیاهی آلوده و میزبانهای واسطه، بقا و انتقال قارچ را سبب میشوند.

 

علایم بیماری لکه قهوه ای برنج

 

عوامل موثر بر توسعه و شدت بیماری

شرایط خاک در ایجاد و شدت بیماری لکه قهوه ای بسیار مهم است. برنج کاشته شده در خاکهای فاقد زهکشی مناسب و دارای کمبود سیلیس و پتاسیم به راحتی مورد هجوم این بیماری قرار میگیرد. همچنین عدم رعایت بهداشت زراعی و عدم ضد عفونی بذر در توسعه بیماری و شدت بیماری نقش دارد.

 

مدیریت کنترل بیماری لکه قهوه ای برنج

  1. رعایت اصول صحیح تغذیه گیاه برنج و استفاده بهینه از کودهای ازته، پتاسه و فسفره توصیه میشود. زهکشی مناسب مزرعه و اصلاح خاک میتواند به کنترل بیماری لکه قهوه ای کمک کند.
  2. از آنجائی که این بیماری بذرزاد است، برای مبارزه با آن، تهیه بذر سالم، سبک و سنگین نمودن بذر در محلول آب نمک و ضدعفونی با قارچکش مناسب ضروری است. ضدعفونی بذر با سموم قارچکش کاربوکسین تیرام و یا بنومیل تیرام به میزان دو در هزار توصیه میشود.
  3. اجتناب از کاشت انبوه بذر در خزانه.
  4. محلولپاشی خزانه با قارچکشهایی مانند تیلت، یا بیم (به میزان یک در هزار)، و یا ناتیوو (به میزان هفت گرم در 20 لیتر آب) در صورت آلودگی خزانه به لکه قهوه ای قبل از انتقال نشا به زمین اصلی ضروری است.
  5. استفاده از قارچکش تیلت به میزان یک لیتر در هکتار در زمان ظهور 50 درصد خوشه ها از غلاف.
  6. از بین بردن علفهای هرز خانواده غلات و شخم بقایا.

سوختگی برنج ناشی از بیماری لکه قهوه ای در خزانه و اسپورهای عامل بیماری

 

بیماری پوسیدگی ساقه برنج

بیماری پوسیدگی ساقه، از بیماریهای مهم برنج به شمار رفته و در اغلب نقاط دنیا وجود دارد، به طوری که در نقاط گرمسیری و معتدل آسیا و همچنین آمریکای شمالی از نظر شدت با بیماریهایی نظیر بیماری پوسیدگی طوقه و لکه قهوه ای برابر است. اسکلروتهای قارچ نقش بسیار زیادی در شروع بیماری، توسعه و انتشار و همچنین بقای قارچ دارند. ازت اضافی باعث افزایش شدت بیماری و پتاس باعث کاهش آن میشود. عوامل موثر در بیماری پوسیدگی ساقه شامل وجود آب اضافی، پتاسیم کم در خاک و استفاده از ازت و فسفر زیاد در مزرعه است. در زمینهای باتلاقی خسارت بیماری بیشتر است.

 

بیماری پوسیدگی ساقه برنج

 

مدیریت کنترل بیماری پوسیدگی ساقه برنج

استفاده بهینه از کود ازته، فسفره و پتاس فراوان، جمع آوری و از بین بردن بقایای گیاهی پس از برداشت محصول و شخم زمین، رعایت تناوب زراعی برنج با بعضی گیاهان دیگر مثل گندم، خردل، یونجه و شبدر برسیم و زهکشی مزارع باعث کاهش جمعیت اسکلروتهای قارچ عامل بیماری میشود. خشکی مزرعه باعث کم شدن جمعیت قارچ عامل بیماری میشود. تنظیم ارتفاع آب به اندازه دو الی سه سانتیمتر در زمان پنجه زنی گیاه و رعایت فاصله کاشت توصیه میشود.

 

بیماری پوسیدگی غلاف برگ پرچم

بیماری پوسیدگی غلاف برگ پرچم، یکی از بیماریهای مهم در اکثر کشورهای برنج خیز است. این بیماری را به قارچها و باکتریها نسبت میدهند. این بیماری روی ارقام محلی و پرمحصول برنج مشاهده میشود، ولی اهمیت بیماری روی ارقام پرمحصول برنج بیشتر است.

 

علائم بیماری پوسیدگی غلاف برگ پرچم

بیماری به صورت پوسیدگی قهوه ای غلاف انتهایی در مرحله تورم ساقه و پیدایش خوشه شروع شده و در مرحله گلدهی و خوشه دهی به وضوح مشاهده میشود. در آلودگی شدید، همه قسمتهای غلاف برگ و خوشه خشک میشود. شلتوک به رنگ قهوه ای کمرنگ مشاهده میشود که به تدریج به رنگ قهوه ای تیره در می آید. از علائم دیگر بیماری خارج نشدن کامل خوشه از غلاف است. خسارت بیماری به صورت عقیمی، پوک شدن شلتوک، دانه لاغر و قهوه ای شدن دانه است و کمیت و کیفیت محصول را کاهش دهد.

 

بیماری پوسیدگی غلاف برگ پرچم در برنج

 

شرایط مساعد برای ظهور بیماری

بیماری در شرایط آب و هوایی خنک و بارانی با درجه حرارتهای 17 الی 22 درجه سانتیگراد که همزمان با مرحله خروج خوشه از غلاف و مرحله گلدهی باشد، شیوع بیشتری دارد و میتواند باعث ایجاد خسارت شود.

 

مدیریت کنترل بیماری پوسیدگی غلاف برگ پرچم

تهیه بذر از مزارع سالم، کاشت زود هنگام، استفاده صحیح از کودهای پتاسه و خودداری از مصرف بیش از اندازه کود ازته، سبک و سنگین کردن بذر در محلول آب نمک و ضدعفونی بذر با قارچکشهای مناسب و استفاده از قارچکش تیلت (پروپیکونازول) به میزان یک لیتر در هکتار در زمان آبستنی و در صورت شدید بودن میزان بیماری تکرار آن در زمان ظهور50 درصد خوشه ها از غلاف توصیه میشود.

 

بیماری تغییر رنگ خوشه های برنج

بیماری تغییر رنگ خوشه های برنج یک بیماری پیچیده است که عمدتاً قارچها و باکتریها در ایجاد آن دخالت دارند. در این بیماری، علائم تغییر رنگ و قهوه ای شدن تمام خوشه یا بخشی از آن، کاهش کیفیت بذر، پوکی و عقیمی بذر مشاهده میشود. علائم بیماری در شرایط مساعد جوی و محیطی از جمله با افزایش رطوبت نسبی هوا و بارندگی مستمر در مرحله گلدهی و ظهور خوشه به صورت شدید ظاهر میشود و در بعضی مزارع باعث خسارت و کاهش محصول میشود. همچنین بیماری سبب کاهش درصد جوانه زنی بذور میشود.

 

مدیریت کنترل بیماری تغییر رنگ خوشه های برنج

تهیه بذر از مزارع سالم، شخم بقایای گیاهی پس از برداشت برنج، کاشت زود هنگام برنج، تنظیم فاصله کاشت، استفاده بهینه از کودهای پتاسه و عدم مصرف بیش از حد کود ازت، از بین بردن علفهای هرز میزبان مانند سوروف، اویارسلام و سلواش. سبک و سنگین کردن بذر در محلول آب نمک و سپس ضدعفونی بذر با قارچکش مناسب توصیه میشود. همچنین در صورت بروز شرایط آب و هوایی مساعد برای شیوع بیماری مانند بارندگیهای فصلی مستمر و افزایش رطوبت نسبی در زمان ظهور خوشه، مبارزه شیمیایی با استفاده از قارچکش تیلت (پروپیکونازول به میزان یک لیتر در هکتار) و یا ناتیوو ( 160 گرم در هکتار) در زمان خروج 50 درصد خوشه ها از غلاف توصیه میشود.

 

بیماری تغییر رنگ خوشه برنج

 

کنترل علفهای هرز در شالیزار با تاکید بر کشاورزی پایدار

کشاورزی پایدار با هدف مصرف کمتر کودهای شیمیایی و آفتکشها، استفاده بهینه از خاک، آب و سایر منابع تولید بنا نهاده شده است و یک سیستم تلفیقی از تولیدات گیاهی و حیوانی در بلندمدت است. کشاورزی پایدار موجب افزایش کیفیت محیط زیست و حفظ و احیای منابع طبیعی میشود. همچنین از نظر اقتصادی پایدار است و موجبات بهبود کیفیت زندگی کشاورزان و افراد جامعه را فراهم می آورد. برنج هم به عنوان یک محصول از این قاعده مستثنی نیست و به عنوان مهم ترین عامل در امنیت غذایی و معیشت اصلی مردم آسیا قلمداد میشود. علفهای هرز مهمترین مانع در تولید برنج هستند که مبارزه با آنها به اندازه تاریخ زراعت این محصول قدمت دارد. بهره گیری از روشهای ابتدائی کنترل علفهای هرز (وجین دستی و غرقاب) در جوامع اولیه، بیانگر اهمیت علفهای هرز برنج در آن جوامع و مصرف گسترده علفکشها در دنیای پیشرفته تاییدی بر این واقعیت است. علفهای هرز نه تنها بر عملکرد، بلکه بر روی کیفیت محصول هم تاثیر منفی میگذارند. با افزایش بیرویه مصرف علفکشها از دهه 1940 به بعد، مصرف این مواد شیمیایی منجر به پیدایش مشکلات زیست محیطی، اثرات مضر بر موجودات غیرهدف، افزایش مقاومت برخی از علفهای هرز و باقی ماندن بقایای این سموم در محصولات و در نتیجه توجه بیشتر به روشهای مبارزه غیرشیمیایی در سراسر جهان شده است. بنابراین مدیریت تلفیقی به عنوان یکی از راهکارهای مناسب در این زمینه در نظر گرفته میشود.

 

جنبه های خسارت علفهای هرز در برنج

کشاورز برای آنکه خسارت علفهای هرز را کاهش دهد مجبور است دو و در مواردی تا سه بار مزرعه را وجین کند. میزان کاهش محصول ناشی از خسارت علف هرز در زراعت برنج بسته به روش کشت، نوع رقم برنج، فاصله کاشت و مصرف کود ازته متفاوت است. متوسط خسارت علفهای هرز برنج پس از کنترل به طور متوسط 10-25 درصد برآورد شده است که به نظر می رسد این میزان در ایران به مراتب کمتر باشد. علفهای هرز بعضا در مزارع برنج موجب افزایش آفات و بیماریهای گیاهی نیز میشوند، زیرا برخی از علفهای هرز مثل سوروف میزبان ثانویه آفاتی از قبیل پروانه تک نقطه ای برنج هستند و نیز کرم ساقه خوار برنج، زمستان را در ساقه اینگونه علفهای هرز سپری میکند و به دلیل ضخامت ساقه، درصد زنده مانی آن در این گیاه بیشتر از ساقه برنج است. علفهای هرز با ایجاد مانع در برداشت برنج نیز موجب افزایش هزینه برداشت میشوند.

 

تقسیم بندی علفهای هرز مهم مزارع برنج

به طور کلی، علفهای هرز مزارع برنج بر اساس شکل ظاهری به چهار دسته نازک برگها، جگنها، پهن برگها و سرخسها تقسیم میشوند.

 

الف- نازکبرگها

دارای برگهایی با رگبرگهای موازی بوده و تعداد اجزای گل در آنها سه یا مضربی از سه است، مانند سوروف (با نام محلی: وازمل، زرا، وازمبیل، کل دمه)، قیاق (با نام محلی ارداله)، بند واش یا سگ واش. این علفها با جذب آب و مواد غذایی و همچنین نور و اشغال فضا، موجب ضعیف شدن نشاها میشوند.

 

علف هرز سوروف

طرز تشخیص سوروف از برنج

 

ب- جگنها

جگنها از نظر شکل ظاهری شبیه نازکبرگها هستند، اما فرق این گروه با نازکبرگها این است که ساقه ها اغلب توپر و سه گوش هستند و برگها در امتداد هم روی ساقه قرار دارند، مانند انواع اویارسلام ارغوانی و اویارسلام زرد.

 

دو نمونه جگن در شالیزار به نامهای اویارسلام بذری و پیزور دریایی

 

ج – پهن برگها

این علفهای هرز دارای برگهایی پهن با رگبرگهایی منشعب هستند. جوانه زدن در این دسته از علفهای هرز با دو لپه و یا دو برگ بذری آغاز شده که در موقع کنترل شیمیایی با این دسته از علفهای هرز قابل توجه است. از این گروه قاشق واش (قاشقک یا بارهنگ آبی)، تیرکمان آبی، عدسک آبی، علف ارزنی و سلواش را میتوان نام برد.

 

علف های هرز قاشق واش و تیرکمان آبی

علف هرز قاشق واش و گوشاب ( روغن واش ) و علف هرز آزولا

 

د- سرخسها

آزولا : یکی از گیاهان مهم که در ابتدای فصل زراعی موجب آزار و اذیت کشاورزان منطقه میشود آزولا است. آزولا در شکلهای متفاوت سه گوشه، چندگوشه و یا دایره ای دیده میشود. آزولا در ابتدا به عنوان کود و یک عامل بیولوژیک برای کنترل علفهای هرز برنج معرفی شد، چون با ایجاد پوشش سبز در سطح آب از رویش علف های هرز داخل کرت جلوگیری میکند. افزایش پوشش آزولا روی آب، شدت نور را به طور تصاعدی در زیر آب کاهش میدهد. زمانی که سطح آب به طور کامل بوسیله آزولا پوشانده شود، 90 درصد نور خورشید بوسیله آزولا جذب میشود.

 

کنترل علفهای هرز در مزارع برنج

اِعمال مدیریت صحیح در کنترل علفهای هرز برنج نقش مهمی در جلوگیری از کاهش محصول و در عین حال کاهش خسارت دارد. عوامل زیادی در میزان تراکم علفهای هرز شالیزارها نقش دارند که با اقدامات لازم و به موقع میتوان از اثرات این عوامل جلوگیری و خسارت ناشی از آنها را به شرح زیر به حداقل رساند:

  1. استفاده از بذور عاری از بذور علف هرز در خزانه و در مزارعِ با کشت مستقیم.
  2. در نشاکاری دستی، امکان انتقال علفهای هرز از خزانه به مزارع با شناختی که کشاورزان دارند عملاً منتفی است.
  3. فاصله کشت یکی از عوامل مهم تراکم علفهای هرز است؛ هر قدر فاصله کشت کمتر باشد امکان رقابت برای علف هرز کمتر است.
  4. مصرف کود ازته در شالیزارهای آلوده سبب رشد علفهای هرز میشود، زیرا علفهای هرز نسبت به برنج کود ازته را بهتر جذب میکنند.

روشهای مبارزه با علفهای هرز در شالیزار

 

روشهای کنترل علفهای هرز

روش کنترل زراعی

اساس این روش فراهم نمودن شرایطی است که قابلیت رقابت برنج را افزایش دهد تا بتواند مانع از رشد علفهای هرز شده و یا خسارت آن را به حداقل برساند.

 

انواع روشهای کنترل زراعی عبارتند از:

  • پیشگیری: پیشگیری به مفهوم جلوگیری از ورود یک علف هرز جدید به یک منطقه یا محدود ساختن و جلوگیری از افزایش جمعیت آن پس از ورود است. پیشگیری از طریق بهداشت زراعی میسر است که در آن از بذر بوجاری شده و ماشین آلات تمیز استفاده و حاشیه مزارع عاری از علف هرز نگهداشته میشود. علف هرز سوروف مهمترین علف هرز برنج است که بذر آن همراه با بذر برنج منتقل میشود. این علفهرز حدود یک هفته زودتر از برنج به خوشه میرود، لذا باید قبل از خوشه دهی برنج، اقدام به حذف زودهنگام خوشه این علف هرز کرد تا مانع تولید بذر، افزایش آلودگی و انتقال آن به سال بعد شود.
  • عملیات خاکورزی: گرچه خاکورزی به منظور آماده سازی بستر کشت در اول فصل در بسیاری از محصولات زراعی رایج است، اما به نظر میرسد خاکورزی در کنترل علفهای هرز برنج دارای اهمیت و ضرورت بیشتری باشد. اولین شخم زمانی آغاز میشود که بارندگی سنگین شالیزار را سیراب کند که زمان آن حداقل یک ماه قبل از پادلینگ پیش( کاول یا گِل خرابی) است. در اجرای شخم، که شامل دو بار شخم عمود بر هم با گاوآهن است، زمین از حالت سختی خارج شده و علفهای هرز و کاه و کلش به زیر خاک میرود. شخم عمیق ( بیشتر از 20 سانتیمتر) برای کشت برنج مناسب نیست. همچنین شخم اول را نباید قبل از سرد شدن هوا، یعنی در اوایل یا اواسط پاییز انجام داد، زیرا میکروارگانیسمهای خاک این مواد را تجزیه میکنند و مواد غذایی آنها در اثر بارندگی از دسترس گیاه سال بعد خارج میشود. ولی اگر شخم با سرد شدن هوا زده شود این مواد بدلیل سرما و در نتیجه کاهش فعالیت میکروارگانیسمها، تا شروع فصل بهار تقریبا به حالت خود باقی مانده و با گرم شدن هوا در بهار تجزیه میشوند و در اختیار گیاه قرار میگیرند. شخم دوم 7-10 روز قبل از نشاکاری انجام میشود که در آن ارتفاع آب نباید بیشتر از 2-3 سانتیمتر باشد. انجام شخم دوم که همان عملیات پادلینگ است از ویژگیهای جدایی ناپذیر کشت برنج است که خواص فیزیکی و شیمیایی خاکهای شالیزاری را به طور قابل ملاحظه ای تغییر میدهد. این تغییرات روند فیزیولوژیک گیاه برنج را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. تسطیح نهایی، آخرین مرحله آماده سازی زمین است که به منظور صاف و هموار نمودن سطح زمین انجام میشود. چنانچه تسطیح شالیزار به طور یکنواخت صورت نگیرد، به طوری که در بعضی نقاط آن پوشش آب وجود نداشته باشد تبادل اکسیژن و نفوذ نور در آن نقاط موجب جوانه زدن بذور علفهای هرز میشود و کنترل یکنواخت آن را دچار مشکل میکند. شالیزار نباید سه الی چهار هفته بعد از نشاکاری به تناوب خشک شود تا علف هرز فرصت جوانه زدن پیدا نکند.
  • روش کشت: روش کشت بر توانائی گیاه برنج در رقابت با علف هرز و کاهش خسارت آنها موثر است. در روش نشاکاری دستی امکان انجام وجین دستی میسر است، در حالی که در کشت ردیفی (بذرکاری یا نشاکاری) امکان انجام وجین دستی و ماشینی هر دو فراهم است. در روش کشت مستقیم (بذرپاشی)، انجام وجین ماشینی میسر نیست و وجین دستی دارای کارآئی پایین است و موجب خسارت به گیاه زراعی میشود.
  • مدیریت آب: آب به عنوان یک عامل مهم و موثر در کنترل علفهای هرز شالیزار شناخته شده است. تعداد زیادی از علفهای هرز در وضعیت غرقاب نمیتوانند جوانه بزنند (البته آب باید به مقدار کافی وجود داشته باشد). لذا، جمعیت علف های هرز با افزایش عمق آب کاهش می یابد. کنترل عمق آب در مراحل اولیه رشد برنج میتواند اثر عمده ای در کنترل علفهای هرز داشته باشد، به طوریکه اگر علفهای هرز بیش از حد رشد کنند کنترل آنها از طریق مدیریت آب مشکل میشود. چنانچه شالیزار خوب تسطیح شده باشد میتوان عمق آب را به راحتی تنظیم کرد. بهترین زمان غرقاب سه تا چهار روز بعد از نشاکاری است. در تنظیم عمق آب باید دقت شود که سطح آب خیلی پایین نباشد و شالیزار صاف و تسطیح شده و باید فاقد نواحی با خاک خشک باشد. به ویژه سه الی چهار هفته بعد از نشاکاری، شالیزار به تناوب خشک نشود تا علف هرز فرصت جوانه زدن پیدا نکند. با تنظیم آب به عمق 10 سانتیمتر، اکثر علفهای هرز از بین میروند. سطح آب باید متناسب با رشد گیاه برنج حداکثر پنج تا 10 سانتیمتر باشد. وجود کانالهای بتنی نقش مهمی در تنظیم آب و آبیاری منظم شالیزار دارد.
  • تناوب کشت: تناوب کشت به مفهوم کشت گیاهان مختلف در فصلها و سالهای زراعی است. در گیاهان یکساله و چند ساله، تناوب از موفقترین روشهای مدیریت علفهای هرز است. در شالیزار نیز، علفهای هرز با زیستگاه کشت برنج سازگار میشوند. مزارع برنج که به طور مداوم عملیات خاکورزی در آن انجام میشود دارای علفهای هرز یکساله بیشتری نسبت به دیگر اراضی هستند. کشت تکراری موجب افزایش جمعیت علف های هرز میشود. روشهای مختلف کشت نیز علفهای هرز مختص خود را دارد که به عملیات زراعی رایج در آن زراعت وابسته است. به عنوان مثال، در اراضی غرقاب، علف های هرز خاص سازگار به این اقلیم فراوانترند که با علفهای هرز غالب در کشت آپلند برنج متفاوت هستند.
  • زمان کشت برنج: زمان کشت برنج بر نوع علف هرز و میزان خسارتزائی آن مؤثر است. کشت خیلی زود برنج مانع از رقابت موثر آن با علفهای هرز میشود، زیرا در هوای سرد اول فصل، سرعت رشد برنج کُند است. کشت زودهنگام به نفع علف هرز سوروف و کشت دیر هنگام مساعد جگنها و پهن برگها است. زمان کشت باید نه فقط بر اساس تاثیر آن بر رشد علفهای هرز، بلکه بر اساس پتانسیل عملکرد برنج تنظیم شود.
  • تراکم کشت: یکی از اصول مهم در زراعت برنج، انتخاب فاصله کاشت یا تراکم مطلوب جهت رسیدن به حداکثر عملکرد است. این امر میتواند به واسطه کاهش رقابت با علفهای هرز، استفاده بهینه از منابع را به همراه داشته باشد. از آنجائی که نور مهمترین عامل تعیین کننده در رقابت برنج با علفهای هرز است، تنظیم تراکم مناسب گیاه زراعی جهت کاهش سهم نور دریافتی توسط علف هرز از اهمیت خاصی برخوردار است. بدیهی است هرچه تراکم گیاهی افزایش یابد به همان نسبت میزان نفوذ نور به زیر کانوپی برنج کاهش می یابد، اما افزایش غیر متعارف تراکم رقابت زودهنگام در گیاه زراعی را سبب میشود که میتواند علاوه بر کاهش عملکرد برنج، ورس زودهنگام آن و عدم تلقیح دانه را به دنبال داشته باشد. تراکم در کشت نشائی به رقم برنج، حاصلخیزی خاک و فصل کاشت بستگی دارد. میانگین تراکم کشت حدود 20 کپه در  یک متر مربع و در کشت مستقیم بسیار متغیر ( 20-100 کیلوگرم شلتوک در هکتار) است، که بسته به تکنولوژی و شرایط منطقه دارد.
  • وجین دستی : وجین عموماً در دو نوبت به وسیله دست یا پا انجام میشود. نوبت اول 15 تا 20 روز بعد از نشاکاری و نوبت دوم حدود 30 تا 35 روز بعد از نشاکاری است. این روش امتیازات زیادی نسبت به روشهای دیگر به ویژه روش شیمیایی دارد . اولاً هیچ علفی در برابر این روش مقاومت نشان نمیدهد زیرا هنگام وجین هر نوع علف هرز از یکساله تا دائمی پهنبرگ یا نازکبرگ جمع آوری یا مدفون میشوند . ثانیاً برای محیط زیست کاملاً بیضرر است . ثالثاً موجب تهویه خاک و خروج گازهای مضر میشود و اکسیژن بیشتری در اختیار ریشه ها قرار میگیرد . رابعاً نیروی انسانی موجب کاهش مصرف سموم شیمیایی میشود. چنانچه وجین دستی در مرحله مناسب رشد برنج (پنجه زنی) انجام شود، رویش مجدد برخی علفهای هرز دیر رشد (جگنها و روغن واش) خسارت قابل توجهی نخواهد داشت. در صورت وجین در مرحله نامناسب، تکرار وجین دستی ممکن است ضرورت پیدا کند. این وضعیت در ارقام اصلاح شده بیشتر از ارقام بومی پابلند مشاهده میشود. ابزارهای ساده ای همانند وجینکن مکانیکی (کونوویدر) در ایران وجود دارند که در کشت ماشینی و ردیفی برنج (کشت نشایی و کشت مستقیم) جهت کنترل علف های هرز در بین ردیفها مورد استفاده قرار می گیرند.معمولاً سه هفته بعد از نشاکاری هنگامیکه اندازه علفهای هرز کمتر از 10 سانتیمتر باشد، مناسبترین زمان استفاده از این وجینکن است. در این زمان سطح آب مزرعه باید به ارتفاع حدود 2-3 سانتیمتر باشد. استفاده از وجینکن مکانیکی موجب کاهش زمان مورد نیاز برای کنترل دستی علفهای هرز میشود.

کشت توام برنج و اردک

به طور کلی در همه مناطق برنج کاری که خیلی گرم و خشک نباشد، امکان پرورش اردک در شالیزار وجود دارد . تقریباً همه ارقام متداول در ایران برای پرورش اردک مناسب هستند ولی ارقامی که طول دوره رشد آنها بیشتر و نسبت به خوابیدگی بوته (ورس) متحمل باشند مناسبتر خواهند بود. به طور مثال، ارقام اصلاح شده و دیررس نظیر خزر، ندا و نعمت برای اینکار مناسب هستند. البته ارقام محلی و اصلاح شده زودرس با رعایت نکات لازم، قابل استفاده خواهند بود ولی مدت زمان حضور اردک در شالیزار کمتر است. بنابراین میتوان بعد از برداشت برنج مجدداً اردک را در شالیزار رهاسازی کرد. با رعایت مدیریت تلفیقی، اردکها نه تنها مشکلی برای بوته های برنج ایجاد نمیکنند، بلکه از حشرات و آفات موجود در روی بوته ها تغذیه کرده و با ایجاد تهویه مناسب در خاک و افزودن فضولات به عنوان کود دامی باعث افزایش حاصلخیری خاک و رشد بهتر بوته های برنج میشود و در نتیجه موجب افزایش حدود پنج درصدی عملکرد شلتوک خواهند شد. همچنین حضور اردک در شالیزار باعث کاهش مصرف مواد شیمیایی نظیر سموم علفکش و آفتکش شده و برنج سالمتر تولید خواهد شد. مناسبترین زمان برای رهاسازی جوجه اردکها وقتی است که گیاهچه های برنج بعد از نشاکاری استقرار لازم را پیدا کرده باشند. زمان رهاسازی به شرایط شالیزار، نوع رقم و نشاهای تولیدی بستگی دارد و معمولاً یک تا دو هفته بعد از نشاکاری است. تعداد جوجه اردکها برای هر هکتار شالیزار به میزان مواد غذایی موجود در شالیزار بستگی دارد و میزان مواد غذایی شامل تراکم و انواع علفهای هرز و بذور آنها، موجودات و جانوران ریز موجود در شالیزار و میزان آزولا است. به طور متوسط 250 تا 300 جوجه اردک با سن یک تا دو هفته ای ( 100 تا 150 گرمی) برای هر هکتار مطلوب خواهد بود. اردک ها پس از رهاسازی در شالیزار نه تنها از گیاهچه سبز برنج تغذیه نمیکنند، بلکه حتی از علفهای هرزی که از آب خارج شده و استقرار پیدا کرده اند نیز تغذیه نمیکنند. اردکها معمولاً از علفهای هرزی که خیلی کوچک و در زیر آب هستند و نیز از بذور علف هرز تغذیه میکنند. علاوه بر آن، اردک ها با گل آلود کردن آب مانع رسیدن نور کافی به سطح خاک شالیزار میشود و با منقار و پاهای خود در اثر همزدن و جابجایی گل از رشد علفهای هرز جلوگیری میکنند.

 

کشت همزمان برنج و ماهی

پرورش ماهی در مزارع برنج یکی از مهمترین روش ها برای استفاده بهینه از شالیزار است. این روش در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، توسعه یافته و به عنوان بخشی از فعالیتهای کشاورزی مورد توجه است.

 

شالیزارهای مناسب کشت توام برنج و ماهی

شالیزارهای مناسب کشت برنج و ماهی باید دارای شرایط زیر باشند :

  1. امکان تامین آب مورد نیاز
  2. بالا بودن درصد رس خاک
  3. داشتن مرز و مناسب بودن ارتفاع آن
  4. ورودی و خروجی مناسب آب
  5. آفتابگیر باشد تا دمای مطلوب ایجاد شود
  6. شیب ملایم زمین و عدم اختلاف ارتفاع در کرتها
  7. دسترسی آسان به مزرعه و نزدیکی به منزل مسکونی بهره بردار

مدیریت صحیح شیمیایی با تاکید بر کشاورزی پایدار

استفاده از علفکشها قبل از بذرپاشی در خزانه

حدود سه روز قبل از بذرپاشی، بستر خزانه کاملاً ماله کشی شده و ارتفاع آب، حدود 5 سانتیمتر تنظیم میشود. سپس علف کش مورد نظر به مقدار 30 سی سی برای 100 متر مربع خزانه به صورت قطره پاشی در سطح خزانه پخش میشود. لازم به ذکر است که باید از ورود و خروج آب تا مدت 48 ساعت جلوگیری شود و سپس آب خزانه تخلیه شده و چند بار این کار تکرار شود و سپس با دست کشیدن در سطح بستر بذرها و اندکی هوادهی اقدام به بذرپاشی شود.

 

کنترل علف هرز سوروف بعد از سبز شدن خزانه

چنانچه بنا به عللی فرصت مبارزه با سوروف در مرحله قبل از بذر پاشی از دست رفته باشد، در دو تا سه هفته بعد از بذرپاشی زمانیکه تراکم علف هرز سوروف خیلی زیاد باشد و از لحاظ اقتصادی نتوان وجین کرد، در مرحله2 تا 3 برگی سوروف در خزانه، با استفاده از علفکش پروپانیل باید خزانه را سمپاشی کرد که برای اینکار یک روز قبل از سمپاشی لازم است آبیاری را قطع کرد و یک روز بعد از سمپاشی مجدداً، جریان آب را برقرار کرد. به منظور پرهیز از هرگونه اثر نامطلوب علفکش، حداقل یک هفته قبل از سمپاشی تا یک هفته بعد از سمپاشی باید از مصرف حشره کش و کودهای شیمیایی خودداری شود. مقدار علفکش مورد نیاز برای 100 متر مربع، 120 سی سی علف کش با سه لیتر آب مورد نیاز است. در حین سمپاشی باید توجه داشت که چون سم پروپانیل یک علفکش تماسی است، باید دقت کرد که سم با تمام سوروفها تماس پیدا کند تا اثر کند. ضمنا رعایت نکات ایمنی از قبیل استفاده از دستکش و ماسک الزامی است.

 

مصرف علفکشها قبل از نشاکاری در زمین اصلی

  1. مزرعه خوب تسطیح شده باشد و پستی و بلندی در آن دیده نشود.
  2. با توجه به نوع علف هرز منطقه سعی شود از علفکشی استفاده شود که بیشترین کارایی را داشته باشد.
  3. علفکش به موقع استفاده شود که زمان درست مصرف علفکشها 3-5 روز قبل از نشا است.
  4. ارتفاع آب در سطح مزرعه یکسان و بین 5-7 سانتیمتر باشد و در حین سمپاشی ورود و خروج آب مزرعه حداقل 3-5 روز جلوگیری شود
  5. مصرف علفکشها به صورت قطره پاشی به درستی انجام شود. با توجه به اینکه در دهانه بطریهای قطره پاش سوراخهای خاصی تعبیه شده است، پس از برداشتن در بطری باید از ابتدای کرت به فاصله 2-2.5 متر از یک مرز مستقیم شروع و حرکت کرد و در هر قدم یا در هر دو یا سه قدم (بسته به مقدار علفکشی که باید در هکتار مصرف شود) یک بار به چپ و یک بار به راست بطری را حرکت دهد، به طوری که قطرات علفکش از هر طرف تا فاصله 2-2.5 متری و در واقع در نوار به عرض 4-5 متر، حتی الامکان به صورت یکنواخت پاشیده شود و با مسیر قبلی و به فاصله 4-5 متری آن حرکت برگشت را با همان شیوه انجام و آن را به همین صورت در بقیه کرتها ادامه دهد.
  6. برای دانستن میزان مصرف، از مقدار تعیین شده در بروشور سموم استفاده شود.

برای استفاده از علفکشها بعد از نشاکاری در زمین اصلی، همان نکات و روشهایی را که در مورد استفاده از علفکشها قبل از نشاکاری گفته شد باید رعایت شود، با این تفاوت که زمان مصرف علفکش در 5-7 روز بعد از نشاکاری است.

 

دانلود فایل pdf کاشت برنج در کانال تلگرام شرکت سرافراز هزارمسجد

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: عدم امکان کپی مطالب