علف هرز چیست و چگونه میتوان آن را کنترل کرد

نرم افزار شناسایی علفهای هرز

تعاريف :
– طبق يك تعريف ساده ،‌علف هرز يك گياه نابجا مي باشد يعني در جايي مي رويد كه حضورش نامطلوب مي باشد .
– علف هرز گياهي است خود رو كه به طور ناخواسته در مزارع و باغ ها مي رويد كه كميت و كيفيت و در نتيجه ارزش اقتصادي محصول زراعي را به شدت پايين مي آورد و ضمن اختلال در عمليات زراعي هزينه هاي توليد را افزايش مي دهد .
– علف هرز گياهي است كه در جايي كه روييد حضورش بيش از فايده است . گفته مي شود گندم در مزرعه جو علف هرز است يعني با وجودي كه گندم دارد چون به طور خودرو روئيده است و هدف كشت نبوده است ، علف هرز محسوب مي شود .

از گياهان علف هرز كه در يك مزرعه مي رويد مثل پنيرك و گل قاصد هميشه علف هرز محسوب مي شود ولي بعضي را هميشه علف هرز نمي ناميم . اين كه گياهي علف هرز شناخته مي شود يا نه، به مشكلاتي كه توليد مي كند بستگي دارد .
به عنوان مثال در يك مزرعه جو كه براي تغذيه دام مورد استفاده است ،‌مشكل بتوان گندم و يا يولاف را علف هرز دانست زيرا وجود آن ها مشكل ايجاد نمي كند ولي اگر در بين مزرعه ي جو كه براي توليد بذر كشت شده باشد مخلوط شدن بذر گندم و يا يولاف با بذر جو مشكل ايجاد مي كند و جداسازي آن ها هزينه در بر دارد .

صفات مشخص علف هاي هرز :

يك گياه هرز علاوه بر ناخواسته بودن مشخصه هاي ديگري هم دارد مانند :

–        دارا بودن قدرت توليد توليد بذر زياد و در نتيجه توليد جمعيت هاي بذر
–        داشتن قدرت فراوان براي تثبيت سريع جمعيت خود در زمين
–        توانايي حفظ قوه ي ناميه بذرهاي دفن شده براي مدت طولاني
–        سازگاري وسيع براي انتشار در شرايط گوناگون
–        دارا بودن اندام هاي رويشي تكثير شونده
–        توانايي اشغال سريع اراضي آماده شده براي كشت و كار

توزيع علف هاي هرز ‌:‌

حدود 250 گونه ي گياهي به عنوان علف هاي هرز شناخته شده اند كه اين علف هاي هرز يك دهم درصد از فلور گياهي جهان مي باشند از 250 گونه 70% در 12 خانواده ي گياهي وجود دارد ،‌30%‌آن ها در دو خانواده ي كامپوزيته و گرامينه قرار دارد .

زيان علف هاي هرز در مزارع كشاورزي :‌

1-    مصرف آب : علف هاي هرز مقدار قابل توجهي آب را كه بايد به مصرف گياهان زراعي برسد خود مصرف مي كنند . وجود علف هاي هرز در كف و كنار جوي ها كند شدن حركت آب و درنتيجه نفوذ بيشتر آب در زمين و خارج شدن مقدار زيادي آب از دسترس كشاورز را به همراه دارد .
2-    مصرف مواد غذايي : علف هاي هرز براي جذب مواد غذايي خاك قابليت زيادي دارند . قدرت جذب اغلب آن ها قوي تر از گياهان زراعي است و در ساختمان خود نيز مي توانند مقدار زيادي مواد غذايي را ذخيره كنند مثلا خردل وحشي يا ساير گياهان تيره ي شب بو ،‌نيتروژن و فسفر را چهار برابر گندم در ساختمان بدن خود ذخيره مي كنند .
3-    سايه افكني : نور خورشيد انرژي حياتي براي فتوسنتز و ساختمان غذايي گياهان است .  علف هاي هرز بيشتر از گياهان زراعي رشد كرده و شاخ و برگ بيشتري توليد مي كنند ،‌پس ضمن رقابت با گياه زراعي براي آب و مواد غذايي بر اثر سايه افكني رشد آن ها را نيز كاهش مي دهد .
4-    ترشح مواد مسموم كننده در خاك :‌ ريشه ي گياهان هرز معمولا مواد خاصي را ترشح مي كنند كه به صورت سم بسيار قوي عمل كرده و رشد گياهان را محدود يا متوقف مي كند . يكي از اين گياهان علف گندمي يا مرغ است . اين گياه چند ساله است و زيان آن روي جوانه زدن بذر و رشد و نمو گياهان زراعي طي آزمايشات متفاوت به اثبات رسيده است . از علف هاي هرز ديگري كه فعالانه مواد سمي ترشح مي كنند و باعث كاهش رشد گياه زراعي مي شوند مي توان به دم روباهي و قياق ، ‌اويار سلام ،‌كاهوي وحشي اشاره كرد كه به اين پديده آللوپاتي مي گويند . علف هاي هرز به اين وسيله شرايط محيطي را به نفع رشد خود تغيير داده و باعث كاهش كمي و كيفي محصول مي گردند . امروزه آللوپاتي به هر گونه پاسخ مثبت و يا منفي گياه نسبت به مواد شيميايي توليد شده توسط گياه ديگرتعريف مي شود . اين تعريف شامل مواد شيميايي توليد شده توسط قارچ ها ،‌جلبك ها ،‌آكتينومايست ها و ديگر ميكروب هايي كه ممكن است به صورت همراه وجود داشته باشند مي شود . تاثير بازدارنده و تحريك كننده ي اين تركيبات بستگي به غلظت مواد دريافتي و حساسيت گياه دارد . روشهاي مختلفي براي ورود مواد آلل شيميايي به محيط وجود دارد . ترشح از ريشه ي زنده ،‌آبشويي از روي برگ ها ،‌ساقه ها و ميوه ها ،‌آزاد شدن گاز هاي سمي به اتمسفر و همچنين مواد شيميايي ممكن است از طريق آبشويي از سطح لاشبرگ ها و يا بافت هاي ريشه وارد خاك شوند .
5-       ايجاد هزينه براي مبارزه
6-    كاهش ارزش محصول زراعي : يكي از پارامترهاي تعيين كننده ي قيمت مواد ومحصولات كشاورزي ، مقدار مواد خارجي مخلوط با محصول اصلي است . هر چه مقدار اين مواد بيشتر باشد ارزش محصول كمتر است .  علف هاي هرز كيفيت محصول زراعي را كاهش داده و گاهي آن را غير قابل فروش مي سازد . آلودگي شديد علوفه به علف هرز ارزش غذايي آن ها را كاهش مي دهد . سير وحشي بوي شديدي در گندم ايجاد و آن را بد طعم مي كند به طوري كه ارزش غذايي را براي آرد كردن از دست مي دهد . گاهي رسيدن علف هرز و محصول زراعي همزمان است كه در اين حالت بذر علف هاي هرز با محصول مخلوط مي شود . بذر برخي علف هاي هرز را نمي توان از بذر محصولات زراعي جدا كرد و در بعضي ديگر اين كار بسيار مشكل است . مثلا جدا كردن بذر پيچك از بذر غلات يا جدا كردن بذر سس از بذر يونجه تقريبا غير ممكن است . جدا كردن بذر بارهنگ از بذر شبدر بسيار مشكل است .
7-    كاهش كيفيت و خراب شدن محصولات دامي :‌ بعضي از علف هاي هرز تاثير نامطلوبي روي بو،‌ مزه يا طعم محصولات دامي دارند مانند آليسوم ، نياله ،‌خردل وحشي ،‌بومادران ،‌كاسني ،‌بابونه ،‌درمنه و بعضي ديگر كه ريشك ،‌دندانه يا قلاب دارند مثل توق ارزش پشم گوسفندان را پايين مي آورد .
8-    زيان هاي بهداشتي براي انسان و دام :‌حساسيت به دانه ي گرده يكي از نمونه هاي نامطلوب انسان و گياه است مانند درمنه كبير. گاهي مقدار بذر هاي علف هاي هرز سمي در مواد خوراكي به حدي افزايش مي يابد كه انسان را مسموم مي كند . محصول فله در اغلب نقاط ايران با بذر تلخه ،‌چچم ،‌ سياه دانه و … آلوده است .
9-       نامرغوب شدن بذرها :‌ بذر گياه زراعي كه براي كشت انتخاب مي گردد بايد عاري از علف هاي هرز باشد .
10-    مزاحمت در برداشت محصول و افزايش هزينه
11-   ميزباني آفات و بيماري هاي گياهي :‌ ويروس موزائيك فيارد ،‌اسپورهاي زنگ سياه گندم،‌ زمستان را روي علف هاي هرز  آگروستيس (‌چمن اروپايي )‌ وجو دم موشي مي گذراند . بعضي از زنجره ها روي علف هاي هرز تاج خروس پناه مي گيرند . زنگ زرد غلات نيز زمستان را روي زرشك و گندميان وحشي مي گذراند .
12-   ايجاد خوابيدگي در غلات :‌ خوابيدگي در غلات بيشتر تحت تاثير عوامل ژنتيكي است اما به علت كم شدن نور و همچنين وجود برخي علف هاي هرز پيچنده خوابيدگي يا ورس ممكن است ايجاد شود .
13-  افزايش خطر سرما زدگي در باغ ها در مناطق سردسير : وجود علف هاي هرز در سطح باغ كه مانع از رسيدن نور خورشيد به زمين مي شود و خاك زير آن ها همچنان سرد باقي مي ماند، باعث صدمه ديدن درختان مي شود .
14-   ايجاد مخفي گاه در باغ ها
15-   كم شدن ارزش زمين

علفهای هرز چسبک ، چچم و خونی واش

ميزان خسارت اقتصادي علف هاي هرز :‌

طبق‌ آزمايش ها و برآوردهاي انجام شده ،‌خسارت علف هاي هرز در مزارع غلات ايران به طور متوسط ساليانه 25%‌و در ساير زراعت ها به مراتب بيشتر از مزارع غلات است .        

فوائد علف هاي هرز

    در زمين هايي كه در معرض خطر آبشويي و فرسايش بادي قرار دارند وقتي در آن ها زراعت نمي شود علف هاي هرز تا حدي خسارت ناشي از فرسايش و آبشويي را كاهش داده و با پوشاندن خاك از آن محافظت مي كنند . علف هاي هرز براي پرندگان و جانوران وحشي ، غذا و پناهگاه هستند . در صورت نبودن علوفه يا مرتع مناسب ، علف هاي هرز خوش خوراك مي توانند براي تغذيه دام ها مورد استفاده قرار گيرند . بعضي از علف هاي هرز در تغذيه انسان بكار مي روند مانند بارهنگ ، خاكشير قدومه و … ، بعضي ارزش دارويي و تعدادي نيز براي تزيينات كاربرد دارند .

طبقه بندي علف هاي هرز :‌

1– طبقه بندي علف هاي هرز بر حسب طول دوره زندگي :

دوره زندگي يك گياه با جوانه زدن شروع مي شود و با توليد مثل پايان مي پذيرد بر اين اساس مي توان گياهان را به سه گروه كلي يكساله ، دو ساله و چند ساله تقسيم كرد .

الف ) علف هاي هرز يكساله : علف هاي هرزي كه در مدت يكسال و يا كمتر از آن رشد خود را تكميل كرده ،‌توليد مثل نموده و مي ميرند . حضور اين علف ها در مزارع بسيار بارز و مشكل عمده ي غالب مزارع كشت شده مي باشند ، زيرا تعداد آن ها بسيار زياد بوده و توانايي توليد مثل در بين گياهان زراعي يكساله را دارند . اين علف هاي هرز تنها بوسيله بذر تكثير مي شوند و دانه هاي بسيار زيادي توليد مي كنند . علف هاي هرز يكساله به دو دسته تابستانه و زمستانه تقسيم مي شوند . اكثر يكساله هاي تابستانه در اوايل بهار جوانه زده ،‌بطور فعال در طول بهار رشد كرده و توليد دانه نموده و در اواخر تابستان يا اوايل پاييز مي ميرند . دانه هاي آن ها تا بهار سال بعد به حالت خفته در خاك باقي مي ماند . اكثر علف هاي هرز يكساله تابستانه مي باشند مانند تاج خروس ، سلمك ،‌خرفه ،‌توق ،‌علف شور ، سوروف ، علف هفت بند ، شلغم وحشي ، خارخسك ،‌ ارزن وحشي و …  . يكساله هاي زمستانه ممكن است قبل از زمستان جوانه بزنند ولي روند رشد آنها بسيار كند است تا آنكه در اواخر زمستان يا اوايل بهار با افزايش دما سرعت رشد آن ها تشديد مي گردد . اين گياهان قسمت اعظم رشد خود را در بهار انجام داده و در اوايل تابستان پس از توليد دانه هاي جديد از بين مي روند . دانه هاي آنها بقيه تابستان را به حالت خفته در خاك گذرانده و در زمستان سال بعد جوانه مي زنند . گياهاني مانند قدومه كوهي ، جو ميش ، خاكشير تلخ ،‌كيسه كشيش ، گندمك و گاو چاق كن از اين زمره اند.
ب) علف هاي هرز دو ساله :‌ اين علف ها چرخه زندگي خود را در دو سال كامل مي كنند . يعني در سال اول فقط داراي رشد رويشي مي باشند كه بر گ ها به صورت رزت ظاهر شده و در سال دوم پس از سپري كردن سرماي زمستانه رشد زايشي را آغاز كرده و داراي يك ساقه گلدار شده و دانه توليد مي نمايند . بعد از توليد دانه گياه مي ميرد . اين گياهان در هنگام بلوغ گياهان نسبتا بزرگي بوده و داراي ريشه هاي ضخيم و گوشتي مي باشند . اصولا گروه بزرگي از گياهان نمي باشند و عموما مشكلاتي را در چراگاه ها و كشتزارها بوجود مي آورند مانند شنگ ، گل ماور ، گشنز وحشي ، خانواده چتريان و اسفنجيان .
ج) علف هاي هرز چند ساله : گياهاني كه بيش از دو يا سه سال زندگي مي كنند و با آنكه هر سال يك دوره حياتي را طي مي كنند پس از توليد مثل از بين نرفته و سال هاي متمادي به زندگي ادامه مي دهند . اين گياهان هم با بذر تكثير مي شوند و هم با اندام هايي مثل ريزوم ،‌استولن ، غده و پياز . هر سال بخش فوقاني يا اندام هاي هوايي اين دسته از گياهان از بين رفته و در بهار سال بعد رشد جديد آن از بخش زير زميني گياه شروع مي شود و چون ريشه هاي قوي دارند، ريشه كن كردن آنها اغلب مشكل است . نمونه هاي از اين گونه علف هاي هرز از اين قرارند : شيرين بيان ، پيچك ،‌ ترشك ، گل قاصد ،‌قياق ،‌فرفيون ،‌ مرغ ، يونجه باغي ، بارهنگ و … .
علف هاي هرز چند ساله خود به دسته هاي كوچكتري مثل ‌علف هاي هرز چند ساله ساده ،‌خزنده ، پياز دار ، غده دار و … تقسيم ميشوند . علف هاي هرز چند ساله ساده غالبا توسط بذر تكثير مي شوند . مثل گل قاصد ، بارهنگ ، ترشك و كاسني .
علف هاي هرز چند ساله خزنده علاوه بر بذر با اندام هاي رويشي مثل ساقه رونده و ريزوم نيز تكثير مي يابند . مرغ با داشتن استولن و ريزوم از گروه پاياي گياهان مي باشد .
گياهان هرز غده دار بوسيله غده و در واقع ريزوم هاي تغيير شكل يافته با محيط سازش يافته و تكثير مي شوند مانند اويارسلام.
گياهان هرز پياز دار بوسيله پياز يا برگ تغيير شكل يافته زياد مي شوند مانند سير وحشي . اين گياهان با همين اندام ها زمستان گذراني مي كنند .
كنترل گياهان هرز دائمي نسبت به علف هاي هرز يكساله و دو ساله احتياج به هزينه زيادتري دارد .
 بايد توجه داشت كه نزديك به  46 % گياهان هرز  يكساله ،‌9%‌ دو ساله و 45% چند ساله هستند . تعداد بذر توليد شده در علف هاي هرز چند ساله كمتر و در دو ساله ها از همه بيشتر است .

تفاوتهای علف هرز

2- طبقه بندي علف هاي هرز بر حسب نوع زندگي :

منظور از نوع زندگي هر فرد نحوه بدست آوردن غذا و ادامه زندگي آن است ؛ بر اين اساس علف هاي هرز به سه دسته زير تقسيم مي شوند :

الف ) علف هاي هرز كامل :‌ شامل علف هايي هستند كه به تنهايي غذاي مورد نياز خود را از زمين و هوا بدست مي آورند .
ب) علف هاي هرز نيمه طفيلي ( همي پارازيت “Hemi parasite” )‌: گياهاني هستند كه هم با اندام هاي خود مقداري از مواد غذايي را از زمين و هوا بدست مي آورند و هم مانند يك گياه طفيلي از غذاي گياه ميزبان استفاده مي كنند . مثل گياهان خانواده لورانتاسه كه معروف ترين آنها در كشور ما « دارواش » است كه روي درختان بزرگ زندگي مي كند .
ج) علف هاي هرز طفيلي ” Parasite ” :‌ اين گياهان زندگي انگلي دارند و نمي توانند غذاي خود را بسازند و براي بقا ناگزيرند از ميزبان استفاده كنند . گياهان سس و گل جاليز از اين گونه اند . سس انگل ساقه و گل جاليز انگل ريشه اند .

3– طبقه بندي بر حسب مورفولوژي :‌

اين طبقه بندي به دو دسته تقسيم ميشود :

الف )‌ دو لپه اي ها يا پهن برگ ها :‌ جوانه ي اين گونه علف هاي هرز دو لپه يا دو برگ بذري توليد مي كنند . برگ اين گياهان داراي رگبرگ هاي منشعب است و تعداد گلبرگ ها 4 و 5 و يا مضربي از آنهاست . از نمونه اين گونه علف هاي هرز مي توان به بارهنگ كاردي ،‌خرفه ، ترشك ، تاتوره ، تاج خروس ، كيسه كشيش ،‌آلاله ، سلمك و شلغم وحشي اشاره كرد .
ب) تك لپه اي ها يا باريك برگ ها :  اين گونه علف هاي هرز در هنگام جوانه زدن يك لپه توليد مي كنند و برگ هايي با رگبرگ هاي موازي دارند . تعداد قطعات گل در آنها سه يا مضربي از سه است مثل يولاف وحشي ،‌ مرغ و اويار سلام .

4- طبقه بندي علف هاي هرز از لحاظ فيزيولوژي :

در گياهان مختلف سبزينه دار كه فتوسنتز انجام مي شود و در نتيجه مواد غذايي ساخته مي شود اولين محصول پايدار بدست آمده در آنها متفاوت است . بدين معني كه اولين محصول پايدار در دسته اي از گياهان يك اسيد سه كربني به نام «3- فسفو گليسيريك اسيد» و دسته اي ديگر يك اسيد چهار كربني به نام« دي كربوكسيليك اسيد » ( داراي دو عامل كربوكسيل COOH- ، ‌مثل اسيد اگزالواستيك ،‌اسيد ماليك ، اسيد آسپارتيك ) مي باشد . گياهاني كه اولين محصول پايدار حاصل از فتوسنتز آن ها يك اسيد سه كربنه است گياهان C3 و آندسته كه اولين محصول پايدار آن ها چهار كربني است گياهان C4 ناميده مي شوند . گياهان C4  در مقايسه با گياهان C3 از بازدهي فتوسنتزي بيشتري برخوردارند . بر همين پايه علف هاي هرز C4 نسبت به علف هاي هرز C3 قدرت رقابت زيادتري دارند . در تعدادي از گياهان گوشتي فرآيند فتوسنتزي ديگري مشاهده شده كه در شرايط رطوبت كم روزنه ها در شب باز شده و Co2 جذب مي كنند و در روز بسته مي شوند لذا شدت تعرق گياه خيلي كم مي شود . به اين نوع مكانيسم ، متابوليسم كراسولايي (CAM) “Crassulation asid metabolism” مي گويند مانند آگاو ،‌آناناس ،‌كاكتوس . كليه ي گياهان (CAM) جزء‌گياهان گوشتي غير نمكدوست هستند و عموما با محيط هاي خشك  سازگارند . برخي از گياهان C3 عبارتند از گندم ،‌جو ،‌سلمه ،‌ترشك ، توق ، تاتوره ،‌يولاف ،‌بارهنگ و پنيرك .
از گياهان C4 مانند ذرت ، نيشكر ، اويار سلام ،‌ قياق ،‌سوروف ، پنجه مرغي ،‌تاج خروس ،‌خرفه ،‌سورگوم ،‌علف شور ،‌خارخسك.

5- طبقه بندي علف هاي هرز بر حسب زيستگاه :‌

بر اين اساس علف هاي هرز را به دو دسته خاكزي و آبزي تقسيم مي كنند . اين دو دسته از گياهان همانطور كه از نامشان پيداست به ترتيب در خاك و در داخل آب ،‌ روي آب (‌مانند عدسك آبي )‌ يا حد فاصل بين آب و خشكي (‌مانند لويي )‌ زندگي مي كنند . در بعضي از اراضي كه نسبت به آب غير قابل نفوذ هستند پس از بارندگي ،‌ آب ، ‌زمين را فرا مي گيرد و در آن علف هاي هرزي كه قسمت عمده ي زندگي خود را در آب مي گذرانند ميرويند ولي هنگاميكه آب فروكش مي كند يا تبخير مي شود ،‌علف هاي هرز نيز از بين مي روند . اين قبيل علف هاي هرز آبزي اغلب با علف هاي هرز مزارع برنج شباهت دارند و عبارتند از قاشق واش ،‌ ني ، ترشك ، تيركمان آبي و لويي .

– زيست شناسي و بوم شناسي (‌اكولوژي علف هاي هرز )‌ :
زيست شناسي علف هاي هرز از تندش (‌جوانه زدن )‌دانه ، برقراري گياهچه بذري ،‌رشد و نمو و توليد مثل آنها صحبت مي كند . در صورتي كه بوم شناسي علف هاي هرز ،‌توسعه ي يك گونه در داخل يك جمعيت و توسعه جمعيت ها در داخل يك جامعه در ناحيه ي معيني مورد بحث قرار مي دهد . عوامل متعدد محيطي اثر عميق روي همه ي اين سيستم ها و فرآيندها دارند . محيط و جامعه زنده با هم اكوسيستم ناميده مي شوند . وراثت ، ريخت يك موجود زنده ، استعداد رشد ، نحوه ي توليد مثل ،‌طول عمر و … را تعيين مي نمايد  . محيط اندازه ي پيشرفت اين فرآيندهاي حياتي را مشخص مي سازد . كسب اطلاعاتي در مورد زيست شناسي علف هاي هرز و بكارگيري مديريت عوامل محيطي ، تغيير جمعيت ها و جوامع گياهي را در جهت معيني امكان پذير مي سازد .

– تعداد بذر علف هاي هرز :
بقاي نسل گونه هاي مختلف گياهان بستگي زيادي به تعداد بذر توليدي و قوه ناميه آن ها دارد و مطالعات نشان مي دهد كه تعداد بذر گياهان وحشي و علف هاي هرز خيلي بيشتر از انواع اهلي آنهاست و مثلا در يك بوته چاودار وحشي تا 250 عدد بذر شمارش كرده اند. براي نمونه در زير تعدادي از علف هاي هرز و تعداد تقريبي بذر هر يك به ازاي هر بوته ذكر شده است :

مقدار بذر علفهای هرز مختلف در یک بوته

– توليد بذر در شرايط نامساعد :
علف هاي هرز در شرايط نامساعد نيز قادرند بذر توليد كنند . در شرايط نامطلوب و با حاصلخيزي كم زمين ، دماي پايين ، كمي‌ آب و كوتاه بودن فصل رشد ،‌ علف هاي هرز موفق ، بذر توليد مي كنند . مثلا سلمه ،‌توق ،‌دم روباهي و تاتوره مي توانند در اواسط شهريور جوانه بزنند و رشد كنند و قبل از فرا رسيدن زمستان و شروع يخبندان بذر هاي خود را توليد كنند . بعضي از آن ها به فاصله كوتاهي پس از گرده افشاني توليد بذر مي كنند . پيچك و فرفيون 10 روز بعد از گرده افشاني بذور كامل را توليد مي كنند .

– سبز شدن بذر علف هاي هرز :
جوانه زني شامل يكسري مراحل پي در پي مي باشد كه به فعال شدن رويان و ظهور آن از دانه منجر مي شود و براي رخداد اين فرآيند ، بذر ها احتياج به محيطي دارند كه رطوبت ، اكسيژن ،‌حرارت  و نور مناسب را فراهم سازد . جوانه زدن شامل حوادث مورفولوژيكي و فيزيولوژيكي زير مي شود :‌

  • آماس و جذب آب   
  • آبگيري بافت ها   
  • جذب O2 
  • فعاليت آنزيمي و هضم
  • انتقال مولكول هاي هيدروليز شده به محور جنين   
  • افزايش تنفس و ساختن مواد
  • شروع تقسيم سلولي و بزرگ شدن آنها   
  • ظاهر شدن جنين

تكثير و انتشار علف هاي هرز به ظرفيت جوانه زدن ،‌ قدرت جوانه زدن و دوره خواب بذر آن ها بستگي دارد . بذر تعدادي از علفهاي هرز قوه ي ناميه ي خود را ساليان دراز در خاك حفظ مي كنند . بذر علف هاي هرز همگي قادر نيستند به محض جدا شدن از گياه مادر و قرار گرفتن در زمين جوانه بزنند . از ميليون ها بذري كه بر زمين مي ريزد فقط تعداد محدودي سبز مي شوند و بقيه به همان وضع در زمين مي مانند كه در واقع اين مدت  زندگي پنهان يا دوره خواب بذر مكمل قدرت ناميه ي آن است . در بعضي از علف هاي هرز كه دو يا چند عدد بذر در يك ميوه يا كپسول قرار دارد با مدت زندگي پنهان هر يك از بذر ها متفاوت است . به اين معني كه ممكن است يكي از آن ها بعد از يك ماه و بذر ديگر بعد از يكسال جدا شدن از بوته ، ‌جوانه بزند يا آماده ي جوانه زدن گردد ؛ بدين ترتيب بذر علف هاي هرز در حفظ و بقاياي نسل گياه دخالت دارند و چنين استنباط مي شود كه آيش گذاشتن زمين نمي تواند دافع همه ي علف هاي هرز باشد .

– دوره ي خواب بذر :
دانه هايي كه يكي از شرايط لازم جهت جوانه زني را در اختيار نداشته باشند در يك دوره ي استراحت (‌سكون ،‌ “Quiesence” )‌ به سر برده و به محض اينكه شرايط لازم فراهم گردد جوانه خواهند زد . اگر شرايط لازم براي جوانه زني فراهم باشد ولي دانه در حالي كه زنده است نتواند جوانه بزند در آن صورت در حال خواب (‌خفتگي ) ” Dormancy” به سر مي برد .

– ‌قوه ي ناميه ي بذر علف هاي بذر :‌
عبارتست از توانايي بذر علف هرز براي جوانه زدن كه با درصد جوانه زدن ، ‌سرعت جوانه زدن و قدرت بوته هاي حاصل ارزيابي مي شود . عواملي مانند سن بذر و شرايط نگهداري آن بر قوه ي ناميه ي بذر تاثير مي گذارند . بعضي از علف هاي هرز قوه ي ناميه ي بذرهايشان بين 2 تا 5 سال مي باشد ولي اكثر آن ها بذرشان تا چند سال بعد نيز باروري خود را حفظ مي كنند مثلا بذر ترشك پس از 70 سال سبز مي شود . حفظ قوه ي ناميه ي بذر طي سال هاي متمادي همراه با تعداد فراوان آن براي علف هاي هرز اين امكان را بوجود مي آورد كه در صورت استقرار در زمين رشد ونمو بعدي آن ها تضمين شود . بدين ترتيب ممكن است يك علف هرز براي چندين سال پي در پي  بطور موثر كنترل شود ولي در صورت بي دقتي در روش هاي كنترل دوباره بصورت يك مشكل عمده بروز نمايد .

– سازش براي سهولت در پراكنده شدن :‌
ميوه و بذر علف هاي هرز براي تسهيل در پراكنش خود سازش يافته اند و براحتي قابل انتقال هستند .  بذر تعدادي از علف هاي هرز خار دارند و بدينوسيله به پر ،‌خز ،‌ موي حيوانات و لباس انسان چسبيده و جابجا مي شوند . تعدادي چتر و بال دارند كه سبب سهولت پراكنش آنها با باد مي شوند . در برخي ساختمان متورم يا چوب پنبه اي باعث مي شود كه روي آب شناور بمانند. بذر هايي كه فاقد اين خصوصيات هستند با ماشين آلات كشاورزي ،‌اتومبيل ،‌هواپيما ،‌كشتي يا محصولات كشاورزي و جنگلي آلوده براحتي منتقل مي شوند.

– عوامل انتشار بذر علف هاي هرز :‌

  • باد     
  • آب          
  • جانوران         
  • انسان        
  • بذر گياهان زراعي       
  • ادوات كشاورزي         
  • نهال و نشا
  • كود هاي دامي

– غير قابل تفكيك بودن بذر :‌
بذر بسياري از علف هاي هرز در صورتي كه با بذر گياهان زراعي مخلوط شود به سختي قابل تشخيص يا تفكيك از هم هستند . بسياري از علف هاي هرز بذرهايي توليد مي كنند كه از نظر شكل و اندازه با بذر گياهان زراعي تفاوت چنداني ندارند ؛ اين شباهت در شكل و اندازه باعث مي شود كه هنگام بوجاري نتوان آن ها را از هم جدا كرد ، در نتيجه به مزرعه بر گشته و كاشته مي شوند . مثل يولاف وحشي در داخل غلات ،‌ بذر سس با حبوبات دانه ريز مثل يونجه .

– اكولوژي علف هاي هرز :
تمام موجودات زنده اي كه در يك جامعه ي زيستي عضويت دارند تحت تاثير سه دسته عوامل محيطي قرار مي گيرند . اين سه دسته عوامل موثر در يك محيط عبارتند از :‌

1-      عوامل جوي محيط (‌عوامل اقليمي )
2-      عوامل محيط خاك  ( عوامل مربوط به زمين )
3-      عوامل زيستي محيط ( عوامل حياتي )‌

1-  رابطه ي علف هاي هرز و عوامل اقليمي : عوامل اقليمي موثر بر رشد ونمو گياهان شامل نور (‌كيفيت ،‌ شدت ، ‌مدت )‌،‌دما (‌حداقل، ‌حداكثر ،‌ معدل ماهانه ،‌ساليانه ،‌روزانه و دوره هاي يخبندان ) ،‌رطوبت ، ‌باد (‌جهت ،‌سرعت ، ‌مدت )‌ و اتمسفر (‌ميزان CO2 ،‌O2 ‌و مواد سمي  و رطوبت نسبي )‌ مي باشد . علف هاي هرز در مقابل شرايط خشكي و سرماهاي بي موقع محفوظ تر مي مانند . اغلب مشاهده مي شود كه بر اثر سرماي شديد ،‌ زراعت از بين مي رود ولي علف هاي هرز كه با زراعت و شرايط واحدي بوده اند مقاومت كرده ، كمتر دچار زيان مي شوند . بذر علف هاي هرز نيز براي انتشار و ماندن در خاك و حفظ قوه ي ناميه ي خود مقاومتر و مجهز تر از بذر گياهان زراعي است .

2–  رابطه ي علف هاي هرز و عوامل مربوط زمين : اين عوامل شامل فاكتورهاي توپوگرافيك (‌نقشه برداري )‌ ارتفاع و شيب و نيز پارامترهاي مربوط به خاك مثل PH ، بافت خاك ، ‌زه كشي خاك ، ‌حاصلخيزي خاك و مواد آلي و معدني موجود در خاك و … است.
الف )‌ ارتفاع محل : ‌علف هايي كه در كنار دريا و در سطح دشت مي رويند با علف هاي هرزي كه در مزارع واقع در ارتفاعات سبز مي شوند كاملا متفاوتند ؛ ‌حتي دو بوته از يك گونه ي علف هرز كه در دو مزرعه متفاوت از لحاظ ارتفاع مي رويند ، ‌ساختمان متفاوتي خواهند داشت .
ب)‌ نوع زمين : منظور از زمين  ،‌ داير ،‌ داير يا مخروبه بودن آن است كه با گونه هاي خاص علف هاي هرز بستگي دارد.  در زمين داير كه در آن گياهان زراعي كاشته مي شوند هر نوع محصولي علف هرز مخصوص به خود را دارد . در اراضي باير علف هاي هرزي مي رويدكه در ساير اراضي ديده نمي شود . مثلا سلمه تره در اراضي آباد و داير رشد و نمو مي كند و قياق مخصوص مزارع آبي است و در اراضي باير ديده نمي شود . علف هاي هرز باير خاص اين نوع اراضي هستند و در اراضي داير قادر به ادامه زندگي نيستند . اگر زمين بايري به داير تبديل شود علف هاي هرز آن بتدريج عوض مي شوند ؛ ‌خارشتر ،‌ ورك و جغجغه مخصوص اراضي بايرند . در اراضي داير كه الزاما آبياري و كود دهي مي شوند ناچار از بين مي روند . خار خسك معرف اراضي باير است . اراضي مخروبه يا زمين هايي كه چند سالي زير كاشت بوده و بعد رها شده اند نيز علف هاي هرز مخصوص به خود دارند . اكثر علف هاي هرز اين زمين ها هيچ شباهتي با زمان باير بودن يا هنگام داير بودن آن ها ندارند مثلا تاتوره ، تاج ريزي و ازمك از اين دسته علف هاي هرز هستند .
ج)‌ تركيب فيزيكي و شيميايي زمين : يكي از شرايط موفقيت در كشت گياهان زراعي  مناسب بودن زمين براي كاشت محصول زراعي مورد نظر است ؛‌يعني زمين شني يا سبك براي شبدر مناسب است يا براي اسپرس زمين آهكي بايد انتخاب شود . البته اين نوع نتايج با تجربه ي مكرر و تجزيه ي شيميايي خاك بدست مي آيد ولي در گياهان خودرو اين انتخاب به عهده ي طبيعت است . علف هاي هرز موجود در هر مزرعه آن هايي هستند كه توانسته اند خود را با محيط هماهنگ سازند . بنابر اين گونه هاي علف هرز بر حسب جنس زمين و تركيب شيميايي هر زمين محدود و مشخص خواهد شد ،‌ بطوريكه با مشاهده انواع علف هاي هرز در يك مزرعه يا زمين تركيب و جنس آن زمين را به طور تقريب مي توان تعيين كرد مثلا ورك و شبدر مخصوص اراضي شني هستند ،‌كاهوي وحشي و كاسني مخصوص اراضي رسي اند ،‌علف شور و اسفناج وحشي در اراضي شور و قليايي مي رويند . آلاله وحشي علف زمين هاي باتلاقي و شقايق و اسپرس وحشي علف هاي اراضي آهكي هستند .

3– رابطه ي علف هاي هرز با عوامل حياتي :  موجودات زنده اي كه در يك جامعه زيستي به سر مي برند ممكن است ارتباطات مختلفي با يكديگر داشته باشند . هر نوع ارتباط بين موجودات زيستي خود نوعي عامل زيستي محيط است . بين گياهان هرز و عمليات زراعي نيز روابطي موجود است كه به طور اختصار به آن ها اشاره مي شود :‌

الف )‌ انسان : انسان به صورت هاي مختلف و از راه هاي گوناگون در وضع علف هاي هرز دخالت مي كنند و از لحاظ تغذيه خود و دام هاي خود با علف هاي هرز سر وكار دارد . در حال حاضر نيز نظر مساعد انسان نسبت به بعضي از انواع گياهاني كه مورد نظر وي هستند باعث بقاي آن ها مي شود يا برعكس كوشش او در انهدام و فناي انواعي كه زيان آور محسوب مي شوند منجر به انهدام آن ها خواهد شد . ايجاد شهر ، شهرك ، ساختمان هاي مسكوني ، راه و .. در تغيير وضع محيط و علف هاي هرز مؤثر است .
ب) حيوان :‌ علف و حيوان علف خوار لازم و ملزوم يكديگرند ؛ حيوان در مقابل تغذيه با علف هاي هرز باعث ازدياد و انتشار آن مي شود حتي در بعضي از مواقع توقف بذر علف هاي هرز در معده ي حيوان شرط سبز شدن آن است .
ج) حشرات : بدليل انواع متعدد حشرات و ارتباط بيشتري كه با گياهان دارند ، همبستگي زيادتري نيز بين آن ها هست . حشرات اغلب از يك نوع گياه خاص و حتي از يك عضو به خصوص آن تغذيه مي كنند و بدين ترتيب وابستگي زيادتري بين‌آنها وجود دارد . حشرات با كمك به گرده افشاني موجب بقاي نسل برخي گياهان شده ، برخي نيز سبب انتشار انواعي از گياهان و برخي نيز بدليل افزايش جمعيت باعث انهدام گياه مورد علاقه ي خود خواهند شد.
د)‌ موجودات ذره بيني : مانند نماتدها و ميكروارگانيسم هايي كه باعث بيماري در بعضي گياهان زراعي مي شوند روي انواع بخصوصي از علف هاي هرز زندگي مي كنند.
هـ) گياهان زراعي : هر مزرعه علف هاي هرز مخصوص به خود را دارد . به عنوان مثال گل گندم را در مزارع گندم مي بينيم ، سس در يونجه زار و تاكستان مشاهده مي شود . قياق مخصوص مزارع آبي است و خارخسك معرف اراضي باير است . همانگونه كه بين علف هاي هرز و گياه زراعي همبستگي وجود دارد ، امكان نبود سازش نيز وجود دارد بطوريكه اگر در زميني كه علف هاي هرز مخصوص وجود دارد نوعي گياه زراعي را كه با آن ها سازش ندارند بكاريم، علف هاي هرز خود بخود از بين مي روند . در اصطلاح اين گياه زراعي را گياه خفه كننده يا زراعت پاك كننده مي گويند كه در برنامه ي تناوب براي از بين بردن علف هاي هرز مورد استفاده قرار مي گيرد مثل غلات يا آفتابگردان .
و) عمليات زراعي : بعضي از گياهان هرز به عمليات زراعي حساسيت دارند بطوريكه دخالت انسان سبب نابودي آن ها مي شود مانند گياهان مخصوص اراضي مخروبه ؛ برخي از علف هاي هرز برعكس  طالب اين گونه عمليات هستند ( باعث دوام و بقاي آن ها مي شود) مثلا تلخ بيان و شيزين بيان با شخم زدن زمين از داخل مزرعه خارج مي گردند. برعكس پيچك پس از شخم و آبياري زمين در داخل مزرعه نمودار مي شود . ورك با تغيير وضع فيزيكي زمين مثل كود دادن نابود مي گردد . منظور از عمليات زراعي ، شخم ، آبياري ، كوددهي و ديگر عملياتي كه براي گياه زراعي انجام مي شود نه عملياتي كه براي دفع علف هاي هرز صورت مي گيرد .

طبقه بندی علفهای هرز ( انواع علف کش )

روش هاي کنترل علف هاي هرز :
مبارزه ي صحيح با علف هاي هرز مستلزم شناخت دقيق بسياري از پارامترهاي محيطي است كه با كنترل علف هاي هرز ارتباط دارند . عملياتي كه براي محدود ساختن رشد و انتشار علف هاي هرز بكار گرفته مي شوند به سه دسته عمومي تقسيم مي شوند :‌

1– پيشگيري “Prevention” :‌

يعني ممانعت از ورود يك علف هرز به داخل منطقه ي غير آلوده كه در درجه ي اول رعايت بهداشت زراعي در حد مطلوب مورد نظر است . وقتي عمليات زراعي در مزرعه اي كه علف هرز ندارد شروع مي شود بايد از ورود و گسترش علف هاي هرز جديد جلوگيري شود .

–  روش هاي پيشگيري :

به منظور جلوگيري از آلودگي هاي اوليه راه هايي توصيه شده است كه هدف از آنها ممانعت از توسعه ي علف هاي هرز بوسيله ي بذر يا اندام هاي رويشي است .
الف ) استفاده از بذر سالم و بوجاري شده كه عاري از بذر علف هاي هرز باشد .
ب) استفاده از كودحيواني پوسيده ( بذر بسياري از علف هاي هرز مشكل آفرين ممكن است همراه با دانه هايي كه براي تغذيه ي طيور خريداري شده اند وارد مزرعه گردند . )‌
ج) جلوگيري از به گل نشستن علف هاي هرز ( هدف آنست كه از توليد بذر علف هاي هرز موجود جلوگيري شود .)‌
د) تميز كردن جوي هاي آبياري : در اطراف جويها و كانال هاي آبياري بدليل وجود رطوبت فراوان علف هاي هرز بسياري روييده مي شود ؛ اين كانال ها براحتي مي توانند منبع عظيمي براي گسترش علف هاي هرز به داخل مزرعه باشند .   
هـ) تميز كردن ماشين آلات و ادوات كشاورزي : قبل از شروع عمليات با ادوات و ماشين هاي كشاورزي براي اجتناب از آلوده شدن مزارع غير آلوده بايد همه قسمت هايي را كه احتمال وجود بذر در آن ها هست تميز كرد .

2– ريشه كن كردن “Eradication” :

يا نابودي علف هاي هرز عبارتست از حذف كامل همه ي بوته ها و قسمت هاي زنده مثل ريزوم ها ، ساقه ها و غده هاي علف هاي هرز از يك منطقه . در صورتي كه آلودگي مزرعه به علف هاي هرز در سطح كمي باشد و زمان كوتاهي از پا گرفتن آن گذشته باشد ، امكان موفقيت در ريشه كني زيادتر است ولي در صورتي كه مزرعه آلوده باشد ، روش هايي كه به كمك آن بتوان بذر هاي مدفون شده در خاك را كه ساليان دراز مي توانند زنده بمانند از بين برد وجود ندارد . معمولا براي مبارزه با عوامل زيان بار در كشاورزي هميشه تا رسيدن به آستانه ي اقتصادي از مبارزه خودداري مي شود . مفهوم آستانه ي اقتصادي اينست كه وسعت عمليات مبارزه نبايد به حدي باشد كه هزينه آن برابر ميزان خسارت باشد به عبارت ديگر در صورتي كه خسارت عوامل زيان آور بيش از هزينه مبارزه با آن ها باشد اقدام به كنترل و مبارزه مي شود و اين مفهوم در مورد علف هاي هرزي كه به آهستگي پراكنده مي شوند و پس از رشد يافتن كاملا مستقر مي گردند مصداق ندارد . آستانه ي اقتصادي يك علف هرز تازه وارد به مزرعه از موقعي آغاز مي شود كه توليد بذر كند . هرچند خسارت يك علف هرز نسبت به مجموع گياه زراعي ممكن است چشمگير نباشد اما ضرر نسل هاي بعدي آن و هزينه ي مبارزه با آن ها بسيار زياد خواهد بود . قبل از اينكه يك بوته ي علف هرز به بذر بنشيند بايد آن را از بين برد ؛ يعني هم خود علف هرز و هم اندام هاي زايشي آن بايد كاملا نابود و در واقع محل را از وجود آن پاك كرد . اين عمل خصوصا در مواردي كه آلودگي تازه صورت گرفته و يا نوع مخصوصي از علف هرز در مزرعه يافت شده باشد قابل توصيه است هر چند هزينه ي آن هم خيلي بالا باشد .  

3– كنترل “Control” :  

كنترل يا مبارزه يعني عملي كه در نتيجه ي آن مشكلات و زيان هاي ناشي از وجود علف هاي هرز كاهش يابد . مبارزه با علف هاي هرز را در بيشتر موارد مي توان عملي ترين و منطقي ترين راه علاج دانست . علف هاي هرز اغلب در چنان سطح وسيعي پراكنده مي شوند كه ريشه كن كردن آن ها ممكن نيست ولي در مقابل ،‌كنترل آن ها امكان پذير است ؛ يعني زيان آن ها را به حداقل برسانيم . كنترل علف هاي هرز شامل روش هاي مكانيكي ، زراعي ، شيميايي و بيولوژيكي است . با توجه به اينكه گياهان هرز مقاومت بيشتري دارند، براي اينكه كنترل آنها مؤثر واقع شود ،‌ بايد از كليه ي روش هاي موجود به صورت تلفيقي استفاده كرد ، ‌به همين دليل هزينه ي كنترل علف هاي هرز بالاست ولي در عوض محصول مزارع به نسبت قابل توجهي در بعضي موارد تا 50 درصد افزايش مي يابد . جهت موفقيت در اجراي روش هاي کنترل علف هاي هرز بايستي موارد زير را در نظر داشته باشيم :‌
الف ) راه هاي انتشار علف هاي هرز را بدانيم .
ب)‌ از ورود علف هاي هرز به مرحله ي گلدهي و دانه بندي جلوگيري كنيم .
ج)  از توسعه و گسترش علف هاي هرز چند ساله كه از طريق رويشي تكثير پيدا مي كنند جلوگيري كنيم .

1– كنترل فيزيكي يا مكانيكي ” Physical or mechanical control” :

كنترل مكانيكي قديمي ترين و پر طرفدارترين شیوه از  روش هاي کنترل علف هاي هرز محسوب مي شود و قدمت آن با كشاورزي برابر است .
الف ) شخم ” Tillage ” :  مهمترين هدف شخم در كشاورزي مدرن كنترل علف هاي هرز است كه از دو طريق زير حاصل مي شود:
1-      قطع كردن و زير خاك كردن اندام ها
2-      آوردن بذر علف هاي هرز به سطح خاك كه بعد از جوانه زني مي توانند توسط شخم ثانويه كنترل شوند .
شخم زدن ريشه ي علف هاي هرز را از خاك خارج مي سازد ، اندام هاي گياهي را مي برد يا تكه تكه مي كند كه در نتيجه خشك مي شوند . علف ها را در عمق خاك دفن مي كند كه بواسطه نداشتن ذخاير كافي قادر به رشد مجدد نخواهند بود . اگر علف هرز يكساله ،‌دو ساله يا چند ساله در مراحل رشد اوليه باشد ، ‌بهترين زمان براي از بين بردن آن ها هنگامي است كه هنوز جوان هستند و به خوبي در زمين مستقر نشده اند . شخم زدن همچنين قسمت هوايي گياهان چند ساله ي خزنده را از بين مي برد. اگر سطح خاك خشك باشد اين كار نتيجه ي بهتري خواهد داشت زيرا اندام هاي بريده شده رطوبت خود را زودتر از دست مي دهند . اگر خاك به اندازه ي كافي خشك باشد امكان از بين رفتن علف هاي هرز سمج نيز وجود دارد ولي اگر خاك مرطوب باشد يا بلافاصله پس از شخم زدن باران ببارد ممكن است علف هاي هرز دوباره زنده شوند . گياهان  هرز چند ساله ي خزنده كه با ريزوم و ريشه هاي خزنده توليد مثل مي كنند يا گياهان يكساله اي كه ريشه ي سالم داشته يا قدرت توليد ريشه ي نابجا داشته باشند مي توانند در چنين شرايطي مجددا تثبيت گردند . شخم زدن زمين باعث ريخته شدن خاك روي علف هاي هرز و پوشاندن آن ها مي شود . پوشيده شدن گياهان با خاك سبب خفه شدن مريستم هاي حساس ،‌كاهش جذب نور و تبادلات گازي مي شود و در نتيجه فتوسنتز متوقف مي گردد اما در مورد بذر اين موضوع مصداق ندارد . خاك ريخته شده روي بذر باعث افزايش مقاومت و بقاي آن مي شود . در نتيجه ي شخم زدن زمين اندام هاي هوايي علف هاي هرز چند ساله به خصوص اگر چند روزي از جوانه زدن آن ها بيشتر نگذشته باشد از بين مي روند . فشاري كه براي توليد ساقه هاي جديد براي اندام هاي زير زميني وارد مي شود باعث خواهد شد ذخاير غذايي آنها بتدريج تمام شود و در صورتي كه شخم زدن زمين تكرار شود از ذخاير كربوهيدرات در اندام هاي زير زميني گياه نيز كاسته مي شود .

مبارزه مکانیکی با علفهای هرز

ادوات و ابزار معمول براي زير ورو كردن خاك يا شخم اوليه :
1-   گاو آهن برگردان دار : كه خاك را مي برد ،‌بلند كرده و پس از برگردان ،‌خرد مي كند ، بدين ترتيب بقاياي گياهي با خاك پوشيده مي شود.
2-   گاو آهن بشقابي :‌اين وسيله خاك را كمتر بر مي گرداند و بقاياي گياهي بيشتري را در سطح زمين  باقي مي گذارد . در زمين هايي كه در آن ها ساقه هاي خشبي گياهان مستقر شده اند كارايي گاو آهن بشقابي بيشتر است .
3-   گاو آهن قلمي : با گاو آهن پنجه غازي و كولتيواتور شباهت زيادي دارد . هر قلم 5 تا 10 سانتيمتر پهنا دارد . نتيجه ي كار آن ها بريدن و نرم كردن  خاك است نه برگردان آن . با استفاده از اين نوع گاو آهن قسمت بيشتري از بقاياي گياهي در سطح خاك باقي مي ماند .
4-   گاو آهن پنجه غازي : معمولا در زمين هايي كه بقاياي گياهي زيادي وجود داشته باشند و بخواهند آن ها را در سطح زمين باقي بگذارند از اين گاو آهن استفاده مي كنند . در زمين هايي كه خطر فرسايش بادي و محدوديت آب وجود دارد براي شخم اوليه از گاو آهن پنجه غازي استفاده مي شود كه  ضمن باقي گذاشتن بقاياي گياهي ،علف هاي هرز را نيز كنترل خواهد كرد . 

روش هاي کنترل علف هاي هرز

 
ب) وجين كردن (‌كندن ) “Weeding ” :‌ وجين ساده ترين و قديمي ترين روشي بود كه انسان توسط آن به كنترل علف هاي هرز پرداخت . مؤثرترين و دقيق ترين روش كنترل علف هاي هرز يكساله و دوساله در كشاورزي فشرده و سطح كم ،‌وجين دستي آن ها در بين رديف هاي كاشت توسط بيلچه و بيل و در مرحله ي قبل از توليد دانه است ولي در مورد علف هاي هرز چند ساله چون قسمتي از اندام هاي زير زميني در خاك باقي مانده و از آن ها پايه هاي جديد ظاهر مي شوند بايستي عمل وجين در دو يا سه نوبت و بفاصله 15 تا 20 روز از هم تكرار گردد .  

ادوات وجين :
1-      ادوات دستي : بيل ،‌بيلچه ، فوكا
2-      ادوات موتوري : كولتيواتور ،‌روتيواتور ، هرس داندانه فنري
يكي از مهمترين دلايل كشت رديفي گياهان زراعي سهولت اجراي عمليات داشت نظير كولتيواتور زني است كه يك روش مفيد و عملي براي كنترل علف هاي هرز بين رديف ها در مزارع و باغات و اراضي تحت آيش بشمار مي رود . در ساختمان كولتيواتور دو نوع تيغه يكي پنجه غازي و ديگري قلمي (‌چيزلي ) وجود دارد . در ساختمان هر دو نوع كولتيواتور فنرهايي تعبيه شده كه از شكستگي تيغه ها در برابر موانع خاك جلوگيري مي كنند و در صورت استهلاك مي توان تيغه ها را تميز نمود .
كولتيواتور هاي قلمي به عنوان يكي از بهترين و مناسبترين دستگاه ها جهت كنترل علف هاي هرز در پاييز و فصل آيش كاربرد دارند و بدليل سطح تماس كمتر با خاك در عمق بيشتر نفوذ كرده و وظيفه ي سست كردن خاك در اعماق پايينتر و از بين بردن علف هاي هرز با ريشه هاي عميق را بعهده دارند . كولتيواتورهاي پنجه غازي معمولا در فصل بهار و بين رديف هاي كاشت براي كنترل علف هاي هرز تازه رسته و  جوان و با ريشه دواني كم بكار مي روند .
دستگاه روتيواتور داراي پره هايي است كه حول محوري چرخش داسته و نوك پره ها تقريبا بصورت عمودي وارد خاك مي شوند و علف هاي هرز را بيرون مي كشند . بهترين نتيجه از روتيواتور زني زماني حاصل مي شود كه علف هاي هرز حداقل 5 سانتيمتر ارتفاع داشته باشند و ضروري است كه بعد از روتيواتور زني به روش هاي مختلف نظير هرس زني در سطوح بزرگ و استفاده از شن كش در سطوح كوچك بقاياي علف هاي هرز را جمع آوري نمود . از اين دستگاه در سله شكني هم استفاده مي شود .

وجین دستی علفهای هرز

ج) چيدن ( درو كردن ) “Moving” :
يكي از روش هاي ابتدايي مديريت علف هاي هرز چيدن اندام هاي هوايي آنهاست كه امروزه نيز در سطوح كوچك انجام مي گيرد ولي در سطوح بزرگ از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نمي باشد . در مواقعي كه علف كاملا مزرعه را پوشانده است بخصوص در باغ ها ،‌كنار مزارع ،‌روي پشته ي نهرها و در چمنزارها مي توان با دست يا ماشين آلات مختلف علف هاي هرز را فبل از گل دادن چيد تا بدين وسيله از توليد بذر آن ها جلوگيري شود . چيدن در مورد اغلب علف هاي هرز يكساله تاثير قطعي داشته و براي كنترل علف هاي هرز دو ساله بايستي در سال دوم نسبت به اين كار اقدام نمود . براي كنترل علف هاي هرز چند ساله معمولا از اين روش استفاده نمي شود زيرا به دليل تكرار اين عمل هزينه ي‌ آن زياد مي شود . هدف از چيدن مكرر علف هاي هرز چند ساله جلوگيري از ادامه ي سنتز مواد غذايي در برگ ها ،‌تسريع در مصرف مواد غذايي ذخيره اي در اندام هاي زير زميني و قراردادن گياه در گرسنگي و در نهايت از بين بردن علف هاي هرز است . به عبارت ديگر چيدن مكرر اندام هاي هوايي موجب به تحليل رفتن مواد ذخيره اي اندام هاي زير زميني گرديده و گياه از بين خواهد رفت . اين عمل اصطلاحا گرسنگي اجباري مي شود .

د) سوزاندن “Firing” :‌
سوزاندن معمولا در مورد علف هاي هرزي كه در زمين هاي آيش و بدون زراعت وجود دارند انجام مي گيرد . علاوه بر گياهاني كه بر اثر آتش مي سوزند گرماي زياد باعث كشته شدن بذر علف هاي هرز ،‌ حشرات و قارچ ها نيز مي شود ؛ اين عمل بوسيله ي شعله افكن و يا توسط آب گرم ( 50 درجه سانتيگراد )‌ انجام مي شود .
سوزاندن علف هاي هرز اطراف مزارع ،‌بستر نهرها ،‌ اراضي بلا مصرف و كنار جاده ها وسيله ي مؤثري در مبارزه با علف هاي هرز به شمار مي آيد . بيشترين استفاده از اين روش در مورد مزرعه ي پنبه اعمال مي شود . پنبه ساقه هاي چوبي و سخت دارد ، با شعله افكني در فاصله ي رديف ها و زير بوته هاي آن علف هاي هرز كوچك مي سوزند .

معايب كنترل مكانيكي :
1-   ادواتي مانند گاو آهن برگردان دار با از بين بردن پوشش گياهي و سست كردن لايه سطحي خاك ، فرسايش آبي و بادي را به خصوص در زمين هاي شيبدار افزايش مي دهند .
2-      بديليل بهبود تهويه خاك و تجزيه مواد آلي تلفات ماده آلي خاك افزايش مي يابد .
3-   كولتيواتور زني ممكن است باعث قطع ريشه هاي سطحي برخي گياهان زراعي نظير ذرت و ذرت خوشه اي كه در عمق 10 سانتيمتري خاك فعاليت مي كنند شود .
4-   اجراي روش هاي مكانيكي ممكن است با تكه تكه كردن اندام هاي زير زميني علف هاي هرز چند ساله آن ها را در مكان هاي جديد استقرار دهد .
 

2– كنترل زراعي “Cultural control” :
آسانترين و ارزانترين روش مديريت علف هاي هرز محسوب مي شود . در كنترل زراعي علف هاي هرز از مديريت زراعي و رقابت استفاده به عمل مي آيد و مهمترين روش هاي آن عبارتند از :

الف )‌ آيش “Fallowing” :‌ نكاشت گذاشتن زمين براي يك مدت معين را آيش مي نامند . مفهوم آيش رها سازي زمين نيست تا علف هاي هرز در آن بذر توليد كنند بلكه بايستي توجه نمود كه در فصل آيش از طريق خراش دادن سطحي خاك توسط كولتيواتور قلمي و كاربرد علف کش ها نسبت به كنترل علف هاي هرز اقدام نمود .
ب)‌تناوب زراعي “Rotation” :‌ توالي كشت زراعت هاي مختلف در يك مزرعه و يا تعويض نوع كشت در يك قطعه زمين در فصول متوالي را تناوب زراعي مي نامند . هر نوع زراعتي اعم از رديفي و يا غير رديفي توسط علف هاي هرز خاصي كه بتوانند همان شرايط زراعي گياهان اصلي را تحمل نمايند مورد هجوم قرار مي گيرد به عنوان مثال تاج خروس ،‌سلمه تره ، توق و گونه هاي مختلف ارزن وحشي بيشتر در زراعت هاي تابستانه مانند ذرت و چغندر قند يافت مي شود . در حالي كه ارقام خردل ،‌يولاف وحشي ،‌سير وحشي و گل گندم بيشتر در غلات پاييزه مي رويند . وقتي كه عمليات زراعي مشابهي طي ساليان متمادي در مزرعه اي اجرا شود ،‌ علف هاي هرز وابسته به آن زراعت تمايل زيادي به تكثير خود نشان مي دهند و با گياهان زراعي با موفقيت رقابت مي نمايند . اگر كنترل علف هاي هرز مد نظر باشد بايد آن دسته از گياهان زراعي را در تناوب زراعي منظور نمود كه عادت رشد و نمويي آن ها كاملا با گياه زراعي قبلي متفاوت باشد. عوض كردن گياهان زراعي ،شرايط زراعي (‌تاريخ كشت ،‌  سرعت رشد ،‌رقابت گياه زراعي ،‌كود دهي و…) را كه علف هاي هرز معيني مي توانند تحمل نمايند تغيير مي دهد . تناوب زراعي سبب مي شود كه علف کش هاي مصرفي نيز تغيير داده شوند .
ج)‌مالچينگ (‌پوشاندن )‌”Mulching” : مالچ (‌خاك پوشش)‌ عبارتست از لايه ي تيره اي از بقاياي گياهي يا ساير مواد كه در زمين هاي تحت آيش به منظور افزايش ذخيره ي رطوبت در خاك و كنترل علف هاي هرز از طريق جلوگيري از جوانه زني بذر و يا ساير اهداف ،‌سطح خاك را مي پوشاند . يكي از عوامل در رشد و نمو علف هاي هرز نياز به نور است . هدف از اين روش ممانعت از رسيدن نور به گياه و جلوگيري از جوانه زني دانه ها ، فتوسنتز و رشد علف هاي هرز و در نتيجه كاهش قدرت رقابت آن هاست . مالچ بايد ارزان قيمت و كاركردن با آن آسان باشد ؛ پس موادي مانند كاه و كلش ، خاك اره ، تكه هاي چوب ، علف هاي هرز درو شده ، ‌نوارهاي پلاستيكي با رنگ هاي كدر و كاغذهاي قيري مي توانند به عنوان مالچ استفاده شوند . مالچ معمولا در كنترل علف هاي هرز چند ساله تاثير زيادي ندارد ، زيرا اين گونه علف ها داراي اندام هاي توليد مثل زيرزميني قوي هستند و ذخاير غذايي موجود در بخش هاي گوناگون آن ها امكان رشد برايشان فراهم ساخته و آنها را قادر مي سازد تا از ميان مالچ به خارج نفوذ كنند مانند خارشتر كه حتي از آسفالت هم خارج مي شود .

استفاده از مالچ برای کنترل علفهای هرز

د)‌مديريت آبياري :‌ علف هاي هرز خشكي زي از طريق غرقاب سازي و علف هاي هرز آبدوست از طريق زه كشي قابل كنترل هستند . غرقاب سازي يعني استفاده از آب براي مستغرق كردن اندام هاي هوايي گياه جهت جلوگيري از رسيدن اكسيژن به گياه و اختلال در تنفس ريشه كه معمولا در فصل آيش استفاده مي شود براي اين منظور اطراف ناحيه ي آلوده به علف هرز را با ايجاد پشته هايي ،‌كرت بندي مي كنند ،‌ سپس داخل كرت ها را به ارتفاع 10 تا 30 سانتيمتر (‌بسته به ارتفاع گياه )‌ آب پر كرده و به مدت 2 تا 8 هفته به حالت غرقاب نگه مي دارند . در طول اين مدت بايستي توجه نمود كه قسمت هاي هوايي گیاه به خصوص برگ ها بيرون از آب قرار نگيرند . غرقاب سازي براي كنترل علف هاي هرز چند ساله نظير پيچك ، ‌قياق ،‌ شيرين بيان ، ‌خارشتر و تلخه مناسب مي باشد .
هـ)‌ يخ آب زدن “Frost” :‌ از اين عمل در مواردي استفاده مي شود كه در طي فصول پاييز و زمستان دما به صفر برسد به اين ترتيب كه مزرعه را همانند روش غرقاب سازي كرت بندي كرده و از آب پر مي كنند ، در اثر پايين آمدن دما در فصول سرد آب ،‌ يخ مي بندد؛‌اين روش داراي مزايايي به شرح زير است :‌

  • علف هاي هرز تازه جوانه زده ي پاييزه را از بين مي برد .
  • لارو حشرات و عوامل بيماريزا تحت تاثير قرار مي گيرند .
  • در خرد كردن كلوخه هاي حاصل از شخم پاييزه مؤثر است .
  • يخ در اثر ذوب تدريجي مي تواند در خاك جذب شود .

از معايب غرقاب سازي و يخ آب زدن مي توان به دو مورد اشاره كرد :‌

  • بذور داراي پوسته ي ضخيم و در حال خواب از بين نمي روند .
  • اندام هاي تكثير غير جنسي در حال خواب تحت تاثير قرار نمي گيرند .

و)‌ ساير مديريت ها :‌

  • تغيير تاريخ كاشت
  • باقي گذاشتن بقاياي كاه و كلش در زمين بعد از برداشت محصول
  • تهيه ي بذور اصلاح شده و درشت
  • تهيه ي مناسب بستر بذر
  • اجراي به موقع عمليات داشت نظير خاك دهي پاي بوته ها
  • كاربرد كود سرك و آبياري مناسب در افزايش قدرت گياهان زراعي در مقابل علف هاي هرز مؤثر است .

3– كنترل بيولوژيك “Biological control” :‌
كنترل بيولوژيك عبارتست از استفاده ي عوامل طبيعي نظير حشرات ،‌كنه ها ، ‌نماتدها ، ‌قارچ ها ، ‌باكتري ها ، ‌ويروس ها و جانوران خاكزي و آبزي از جمله حلزون ، ‌ماهي هاي گياه خوار (‌نظير كپور)‌ ، ‌غاز و بز ،‌ عليه آفات ،‌ بيماري ها و علف هاي هرز و كاهش جمعيت آن ها تا سطح قابل تحمل .
در روش كنترل بيولوژيك ،‌ جمعيت علف هاي هرز تا حدي كنترل مي شود كه وجود آن ها براي محصول از نظر اقتصادي زيان آور نباشد ؛ ‌اين حالت در كنترل بيولوژيك يك موفقيت محسوب مي شود . در هر حال از بين بردن كامل جمعيت علف هرز ممكن است خسارت هايي به دنبال داشته باشد ؛ ‌به عنوان مثال اگر آن عامل زنده ميزبان خود را از دست بدهد با تغيير دادن رژيم غذايي مي تواند براي گياه زراعي نوعي انگل محسوب گردد . در دنيا سه كشور استراليا ،‌كانادا و آمريكا مبارزه ي بيولوژيكي با علف هاي هرز را جزء ‌برنامه هاي رسمي خود قرار داده اند .

4– كنترل شيميايي “Chemical control” :  
 عبارتست از استفاده از سموم علف کش براي دفع علف هاي هرز . سموم علف کش به گروهي از مواد شيميايي اطلاق مي شود كه با آنها علف هاي هرز مزارع و باغات از بين مي رود . از يك ماده شيميايي زماني ميتوان در مزرعه استفاده كرد كه به زمين زراعي و محصولات كشاورزي زيان نرساند و در عين حال علف هاي هرز را از بين ببرد .
عوامل موثر در انتخاب علف کش :‌
عواملي كه معمولاً در انتخاب علف کش ها موثرند از اين قرارند :‌
1-      علف کش با گياه اصلي (‌زراعي )‌سازگاري داشته و به گياه صدمه نزند .
2-      علف کش بتواند حداكثر علف هاي هرز مورد نظر را از بين ببرد و كاملا در اين زمينه موثر باشد .
3-      بهاي سم و هزينه كاربرد آن مناسب باشد.
4-      سم در بازار موجود و امكان تهيه آن نيز براي كشاورز فراهم باشد .
5-      زمان و نحوه مصرف آن با ساير كارهاي مزرعه هماهنگي داشته باشد .

نحوه ي تاثير علف کش :‌
موادي كه به عنوان علف کش در مزرعه پاشيده مي شوند تاثير يكساني نداشته بر حسب ساختمان شيمياييشان تاثير هاي متغيري دارند :‌
1-      بازداري از فتوسنتز
2-      جلوگيري از سنتز كارتنوئيدها و نمو پلاست ها و در نتيجه عدم تشكيل كلروفيل
3-      اختلال در تقسيم سلولي
4-      به عنوان اكسين مصنوعي و باعث افزايش رشد مي شوند .
5-      جلوگيري از سنتز چربي ها

طبقه بندي علف کش ها :
علف کش ها را در عمل فرموله مي نمايند تا بتوان آن ها را به كمك يك حامل مايع و جامد بكار برد .
الف )‌ فرمول بندي قابل اسپري :‌ اين فرمول بندي ها شامل مايعات قابل حل در آب ،‌پودرهاي قابل حل در آب ، مواد قابل امولسيون شدن در آب ، پودرهاي وتابل ،‌مايعات قابل پخش در آب ،‌ دانه هاي قابل پخش در آب هستند كه خصوصيات هر يك شرح داده مي شوند .
مايعات قابل حل در آب :‌ كه با S يا SL مشخص مي شود . با كمي هم زدن كاملا با آب مخلوط مي گردند و پس از آن نياز به هم زدن بيشتر ندارند .
پودرهاي قابل حل در آب :‌ اين نوع پودرها كه با SP (Soluable Powdrs) مشخص مي شوند به صورت پودر خشك و ذرات جامد ريزي هستند كه كاملا در آب انحلال پذيرند و پس از حل شدن نياز به هم زدن بيشتري ندارند .
مواد قابل امولسيون شدن در آب :‌ اين مواد كه با E يا ES (Emulsifable concentrates) مشخص مي شوند . مايعاتي روغني هستند كه قابليت امولسيون شدن را دارند . اين مايعات در آب پخش مي شوند و به صورت امولسين در مي آيند . (‌مانند قطرات روغني كه بوسيله آب محاصره مي شوند )‌ اين سموم در مخزن به صورت شيري بوده و براي جلوگيري از جدا شدن اجزا با يد آنها را به هم زد.
پودر وتابل :‌ كه با W يا WP (Wattable Powdrs) مشخص مي شوند . اين مواد ذرات جامد ريزي هستند كه داراي نوعي علف کش ،‌حمل كننده ي خشك و عوامل متفرق كننده هستند و اغلب مي توانند در آب حل شوند قبل از ريختن آن ها به داخل مخزن بايد با كمي آب مخلوط و به هم زده شود سپس در مخزن سم پاش به طور مداوم و زياد به هم زده شوند زيرا به محض توقف به هم زدن ،‌لايه در مخزن سم پاش ته نشين مي شوند .
مايعات قابل پخش در آب :‌ اين مايعات قابل جاري شدن هستندكه با F ،WDL  يا L (Water disporsable liquid) نمايش مي دهند . ذرات جامد كوچكي هستند كه اندازه آنها از پودر وتابل ريزتر است و در يك سيستم مايع به حالت معلق در آمده اند . اين مايعات براحتي در آب پخش و معلق مي شوند و در مخزن بصورت شيري كدر هستند و كمي نياز به هم زدن دارند .
دانه هاي قابل پخش يا قابل حل در آب : كه با DJ  يا WDJ (Water dispersable Granule) مشخص مي شوند .فرمول بندي هاي خشك و دانه اي دارند . يعني ذرات بسيار ريز جامدي كه با عوامل تعليق كننده و پخش كننده مخلوط شده اند و احتياج به حل كردن قبلي براي ريختن در آب مخزن ندارند و به سهولت و سرعت در آب پخش مي شوند و كار كردن با آن ها بسيار راحت است .
ب)‌ فرمول بندي هاي خشك براي استفاده مستقيم :‌
اين علف کش ها كه به صورت خشك و براي استفاده مستقيم تهيه شده اند به شكل دانه يا حبه هستند و چون بدون رقيق كردن در آب از بسته بندي خارج شده ،‌مستقيما در مزرعه پاشيده مي شوند . معمولا درصد ماده موثره آن ها كم است .
دانه : اين نوع علف کش كه با G (Granules) مشخص مي شود از ذراتي مجزا به اندازه 15 ميليمتر مكعب تشكيل شده اند . مواد مختلفي مثل رس ،‌پليمرهاي نشاسته اي ،‌كودهاي شيميايي ،‌بقاياي گياهي و ماده موثره علف کش ساختمان اين نوع دانه ها را تشكيل مي دهد . غلظت آن ها 20 تا 24% و براي نفوذ در خاك در مقايسه با فرمولبندي هاي قابل اسپري به آب بيشتري نياز دارند و لي زيان فراريت علف کش هاي ديگر را ندارد .
حبه :‌ كه با P  يا (Pellets) مشخص مي شوند از ذراتي تشكيل شده اند كه اندازه آن ها بزرگتر از 10 ميليمتر مكعب است . از اين حبه معمولا براي كنترل موضعي علف هاي هرز در مزرعه استفاده مي شود . غلظت ماده موثره در آن ها 5 تا 20%‌ مي باشد .

علف هرز کنگر
ماده موثره علف کش :‌

همان ماده موجود در فرمولاسيون علف کش است كه مسئول مسمويت گياهي است . طبق يك قاعده كلي معمولا  مقدار علف کش را بر حسب مقدار ماده موثر شيميايي در واحد سطح توصيه مي كنند كه معمولا درصد، برای فرمولاسيون هاي جامد و گرم در ليتر براي فرمولاسيون مايع مي گويند .
2)‌ طبقه بندي بر اساس زمان مصرف علف کش :‌
الف )‌ قبل از كاشت “Pre Planting”  :‌

در اين مرحله علف کش قبل از كاشت گياه زراعي به هنگام آماده كردن زمين پخش مي شود . اين روش رايج ترين روشهاست و براي زمين هايي كه قبلا آماده شده يا هنوز براي كشت آماده نشده اند انجام مي شوند . معمولا در اين حالت سمومي به كار مي روند كه از طريق ريشه موثر باشد . اكثر علف کش هايي كه قبل از كاشت به كار مي روند بايد با خاك مخلوط شوند . اين كار داراي مزايايي مي باشد :‌
1-      اتكا به بارندگي جهت انتقال علف کش به اعماق خاك كاهش مي يابد .
2-      از اكسيد شدن نوري علف کش درسطح خاك جلوگيري مي شود .
3-      كنترل علف هايي كه در اعماق جوانه مي زنند افزايش مي يابد .
ب)‌ قبل از سبز شدن” Pre Emergence” :‌

قبل از سبز شدن بلافاصله يا دو روز قبل از كاشت گياه زراعي و قبل از سبز شدن انجام مي شود . در گياهاني كه به مدتي نسبتا طولاني براي سبز شدن نياز دارند مثل پياز و هويج و يا زماني كه ترجيح داده مي شود محصول زراعي و علف هرز هر دو بعد از سم پاشي از خاك خارج شوند بيشتر كاربرد دارد . موفقيت اين كار تحت تاثير عوامل مختلفي قرار مي گيرد مثل آبشويي ،‌تثبيت علف کش در خاك ،‌تبخير ،‌تجزيه شدن علف کش با نور و تجزيه شدن سم از طريق فعاليت موجودات زنده ذره بيني .

ج) بعد از سبز شدن “Post Emergence” :‌

در اين مرحله مي توان حداكثر نتيجه بكار گيري علف کش را به دست آورد . سم پاشي در اين حالت زماني انجام مي شود كه محصول اصلي يا علف هرز از خاك خارج شده باشد كه معمولا كمي بعد از خروج گياه يا پس از مستقر شدن كامل محصول انجام مي گيرد .

3)‌طبقه بندي از لحاظ حساسيت :

از اين نظر علف کش ها در دو گروه قرار مي دهند :‌
الف)‌ علف کش هاي عمومي (‌غير انتخابي )‌ “Non Selective Herbicides” :‌ موادي هستند كه روي شاخ و برگ گياهان و يا خاك پاشيده مي شوند و همه ي گياهان را بدون توجه به گونه ي آنها نابود مي كنند . از علف کش هاي عمومي در مكان هاي غير مزروعي نظير زمين هاي باير ،‌اراضي تحت آيش ،‌كنار خيابان ها و كنار ريل هاي راه‌آهن جهت كنترل علف هاي هرز باريك برگ و پهن برگ يكساله و چند ساله استفاده مي شود . مثل رانداپ ،‌تريازين ها ،‌ متيل برميد و گراماكسون .
ب)‌ علف کش هاي انتخابي “Selective Herbicides” :‌ علف کش هايي هستند كه فقط بر روي برخي ازگياهان و در مرحله خاصي از دوره ي رشد تاثير داشته ولي ساير گياهان نسبت به آن مقاوم مي باشند . اين علف کش ها در داخل مزارع كاربرد دارد . لازم بذكر است كه هر قدر تشابه گونه اي علف هرز و گياه زراعي بيشتر باشد ،‌دسترسي به يك ماده ي علف کشي كه بدون هيچ صدمه اي به گياه زراعي مورد نظر ،‌قادر به كنترل علف هاي هرز باشد مشكل خواهد بود . چون خاصيت انتخابي نسبي است لذا جهت حفظ اين خاصيت در سموم علف کش انتخابي بايستي آن ها را با غلظت توصيه شده مورد استفاده قرار داد در غير اينصورت همانند سموم عمومي عمل مي كنند . اين علف کش ها در چند گروه قرارمي گيرند .

–  علف کش هايي كه علف هاي هرز پهن برگ را در مزارع گياهان زراعي باريك برگ كنترل مي كنند . مانند تو فور دي ،‌گرانستار ، پيكلورام
–  علف کش هايي كه علف هاي هرز باريك برگ را در مزارع گياهان زراعي پهن برگ كنترل مي كنند (‌علف کش هاي گراس كش)‌  مانند نابوراس ،‌ فوكوس ،‌گالانت
– علف کش هايي كه علف هاي هرز پهن برگ را در مزارع گياهان زراعي پهن برگ كنترل مي كنند مانند تو فور دي بي ،‌پيرازون .
– علف کش هايي كه علف هاي هرز باريك برگ را در مزارع گياهان زراعي باريك برگ كنترل مي كنند . مانند ايلوكسان ،‌ سافيكس و تاپيك .
علف کش هايي كه كليه ي علف هاي هرز  را در مزارع ‌خاص كنترل مي كنند نظير آترازين در مزارع ذرت ،‌سونالان در پنبه و سنكور در سيب زميني .

علف کش ها چه عمومي باشند چه انتخابي به دو طريق به كار برده مي شوند :‌
1- روي اندام هاي هوايي گياه         2- درون خاك

4)‌طبقه بندي علف کش ها از لحاظ قابليت جذب :

الف )‌ علف کش هاي تماسي (‌غير قابل انتقال )‌ “Contact Herbicides” :‌ اين گروه از علف کش ها داراي خصوصيات زير مي باشند :‌
بر اثر تماس روي شاخ و برگ گياه اثر مي كنند و فقط بخش هايي از اندام هاي گياهي كه با سم در تماس بوده اند تحت تاثير قرار مي گيرند . اين علف کش ها در داخل اندام هاي هوايي غير متحرك هستند و يكي از دلايل تماسي بودن آن ها همين خاصيت است . جهت از بين بردن علف هاي هرز بايستي حجم محلول سمي زياد و تمام اندام هاي هوايي با آن آغشته شود . اثر اين علف کش ها سريعا ظاهر شده و از طريق پاره كردن غشاي سلول ها و خروج آب از آن ها موجب خشك شدن گياه مي شوند . اين علف کش ها در كنترل علف هاي هرز يكساله و به خصوص يكساله هاي پهن برگ و علف هاي هرزي كه جوانه ي رويشي آن ها بالاتر از سطح خاك و در تماس با علف کش  قرار دارند ،‌تاثير مفيدي داشته ولي جهت كنترل علف هاي هرز چند ساله مناسب نمي باشند چون اندام هاي زير زميني و جوانه هاي روي آن ها از اثرات سم مصون مي مانند . از اين گروه علف کش ها مي توان به پاراگوات به عنوان علف کش عمومي و بتانال AM به عنوان علف کش انتخابي مزارع چغندر اشاره نمود .

ب)‌ علف کش هاي جذبي (‌سيستميك )‌ :‌ بيشتر براي مبارزه با علف هاي هرز دائمي بكار مي روند  . علف کش هاي جذبي از نظر نحوه ي نفوذ به داخل گياه به سه گروه تقسيم مي شوند :
1- علف کش هاي “Symplastic” :‌ مسير سيم پلاست مسيري است پيوسته كه از سلول هايي با پروتوپلاسم زنده تشكيل شده است و چون سلول ها از طريق منافذ پلاسمودسماتا با هم ارتباط دارند يك مسير پيوسته بوده و مسير آوندهاي آبكشي را شامل مي شوند . اين نوع علف کش ها كه از علف کش هاي برگ مصرف محسوب مي شوند :‌
– بيشتر روي شاخ و برگ علف هاي جوان پاشيده مي شوند .
– از طريق كوتيكول ،‌روزنه و محل نيش حشرات به داخل اندام هاي گياه نفوذ مي كنند .
– از طريق سيتوپلاسم و سلول هاي آوندهاي آبكشي در تمام جهات حركت كرده و همراه با مواد فتوسنتزي به تمام اندام هاي هوايي و زير زميني گياه منتقل مي شوند .
– اگر در سطح خاك پاشيده شوند از طريق ريشه جذب شده و بعضي از‌ آن ها با انتقال به آوندهاي آبكش در مسير آيوپلاست و سيم پلاست حركت مي كنند ولي تاثير‌ آن ها ديرتر ظاهر مي شود .
2- علف کش هاي آيوپلاستيك :‌ مسير آيوپلاست مسيري است كه بيشتر از سلول هاي غير زنده تشكيل شده و همان مسير آوندهاي چوبي يا مسير حركت آب و املاح از ريشه است . در اين سيستم علف کش ها از طريق ديواره ي سلولي و فضاهاي بين سلولي آوندهاي چوبي همراه با آب و ساير مواد محلول از پايين به بالا حركت مي كنند . اين علف کش ها كه اصطلاحا علف کش هاي خاك مصرف ناميده مي شوند ، ‌بيشتر در خاك مورد مصرف قرار مي گيرند و از طريق دانه هاي در حال جوانه زني كلئوپتيل هيپوكوتيل ،‌اپي كوتيل ،‌ ريشه ها و ريزوم ها جذب مي شوند . بعد از پاشيدن اين علف کش ها روي سطح خاك جهت افزايش تاثير بايستي به روش هاي مختلفي آن ها را  در عمق معيني از خاك قرار داد . وجود رطوبت خاك در حد ظرفيت مزرعه در افزايش تاثير آن ها نقش مهمي دارد . انتخاب علف کش هاي خاك مصرف در محيط خاك عمر  طولاني و در سطح خاك دوام كمتري دارند .
3- علف کش هاي آيوسيم پلاستيك : علف کش هايي هستند كه از هر دو مسير آيوپلاستيك و سيم پلاستيك حركت مي كنند و مي توان آن ها را در خاك و يا بر روي شاخ و برگ بكار برد . از علف کش هاي اين گروه مي توان به دالاپون و پيكلورام اشاره نمود

5- طبقه بندي سموم علف کش از لحاظ شيميايي :‌
علف کش ها را مي توان از لحاظ خواص شيميايي و ساختمان مولكوليشان به سه دسته ي معدني ،‌آلي روغني و تركيبات آلي تقسيم نمود .

الف )‌علف کش هاي معدني :‌

اين علف کش ها از تركيبات غير آلي تشكيل شده و در زمان هاي قديم براي كنترل علف هاي هرز غير زراعي بصورت برگ مصرف و تماسي و عمومي كاربرد داشته اند و لي بدليل تاثير كم و سميت شديد آن ها روي انسان و حيوانات و جانشين شدن علف کش هاي آلي از رده خارج شده و امروزه كاربرد زيادي ندارند . به تعدادي از آنها اشاره مي شود :‌
1-   كلريد سديم (‌نمك طعام ) :‌ در زمان هاي قديم براي كنترل علف هاي هرز در زمين هاي غير زراعي به عنوان علف کش عمومي برگ مصرف بكار مي رفت و بدليل جذب رطوبت در گياه تشنگي ايجاد نموده و موجب سوختگي و زردي برگ ها مي شوند .
2-      سولفات آهن :‌ به عنوان علف کش عمومي براي كنترل خزه ها به كار مي رفت .
3-      آرسنات سديم :‌در آمريكا براي كنترل علف هاي هرز چند ساله ي مزارع نيشكر و علف هاي هرز آبزي كاربرد داشت .

ب)‌علف کش هاي روغني :‌

از اين گونه علف کش ها مي توان به نفت سفيد و روغن هاي سوختني اشاره كرد كه امروزه نيز از نفت سفيد در مزارع زيره ي سبز و هويج استفاده مي شود .

ج) علف کش هاي آلي :‌

علف کش هايي هستند كه در ساختمان شيميايي آن ها كربن بكار رفته و مهمترين و بيشترين علف کش ها را شامل مي شوند .
نام گذاري علف کش ها ي آلي :‌ براي علف کش سه اسم مختلف اختصاص پيدا مي كند :‌
1-      نام شيميايي :‌از مواد شيميايي علف کش مشتق مي شود نظير 2و 4 دي كلرو فنوكسي استيك اسيد .
2-       نام عمومي :‌ هر علف کش يك نام عمومي مربوط به خود دارد كه اغلب حالت ساده شده ي نام شيميايي آن است نظير تو فور دي
3-    نام تجاري (‌فروش )‌:‌ شركت سازنده ي علف کش پس از كسب مجوز براي توليد علف کش يك نام تجاري يا فروش اختصاصي به مدت 17 سال براي آن تعيين مي كند . در واقع امتياز انحصاري آن علف کش با نام تجاري مورد نظر در طول مدت تعيين شده به آن شركت اختصاص خواهد داشت نظير U-46 دي فلوئيد . با توجه به نحوه ي نام گذاري علف کش ها مي توان گفت كه هر علف کش يك نام عمومي دارد ولي ممكن است با يك يا چند نام تجاري در بازار وجود داشته باشد .

طبقه بندي علف کش هاي آلي :‌
اين علف کش ها مهمترين دسته ي علف کش ها هستند كه بر اساس بنيان شيميايي ،‌آن ها را به گروه هاي زيادي تقسيم مي كنند . كه مهمترين آن ها عبارتند از :
1–   تركيبات خطي (‌آليفاتيك ) :‌اين گروه شامل اسيدهاي خطي هستند كه در ساختمان آنها كلر جايگزين شده است و اغلب بصورت نمك سديم مصرف مي شوند . علف کش هاي مهم اين گروه دالاپون و  “TCA” هستند . اين مواد جذب اندام هاي زميني و هواي گياه شده و با ايجاد اختلال در رشد و متابوليسم گياهي آن ها را نابود مي كنند .
2–       آميدها :‌ اين تركيبات گروه وسيعي از علف کش ها را در بر مي گيرد كه فرمول كلي آن ها به صورت زير است :‌
بسته به اينكه به جاي R1,R2,R3 چه بنيان هايي جايگزين شود مواد مختلف با خاصيت گوناگون بوجود مي آيد . مواد اين گروه به عنوان علف کش هاي انتخابي براي بعضي مزارع بكار مي رود و اغلب از راه خاك و تعدادي نيز از راه شاخ و برگ مصرف مي شوند. آلاكلر ،‌بوتا كلر و ديفن آميد از تركيبات مهم اين گروه هستند .
3–   تركيبات آلي آرسنيكي :‌اين تركيبات نسبتا جديد در كنترل علف هاي هرز باريك برگ چند ساله و ساير علف هاي هرز مقاوم مصارف متعددي دارند . همچنين به عنوان مواد خشك كننده ي برگ ها جهت سهولت در برداشت محصول در برخي مزارع استفاده مي شود و درجه ي سميت آن ها براي انسان و حيوانات بيشتر است مانند مونوسديم متيل آرسونات ،‌دي سديم متيل آرسونات .
4–    تركيبات بنزوئيكي : اغلب علف کش هاي بنزوئيكي برگ مصرف و سيم پلاست هستند و برخي نيز از طريق ريشه به صورت آيوپلاست موثر واقع مي شوند . اين علف کش ها روي متابوليسم اسيد نوكلئيك و پروتئين تاثير مي گذارند مثل كلرامبن ،‌پيكلورام ، دي كامبا ،‌ كلروتال دي متيل .
5–   تركيبات باي پريديليوم :‌ اين گروه از علف کش ها در فرآيند انتقال در فتوسيستم 1 اختلال ايجاد مي كنند . اين سموم به عنوان علف کش هاي عمومي و تماسي به كار مي روند و هر نوع بافت سبز گياهي را خشك مي كنند مثل پاراگوات و  دي كوات
6–   كاربامات ها :‌ از اسيد كارباميك (NH2COOH) مشتق مي گردد و در فرمول كلي “R1- N – COO – R2 ” به جاي R1 , R2 راديكال هاي مختلف جايگزين شده و مواد گوناگون را بوجود مي آورند مانند فن مديفام ،‌پروفام ،‌كلروپروفام .
7–   تيو كاربامات ها (Thio= گوگرد )‌ :‌ اين علف کش ها با فرمولاسيون مايع از سموم معروف و عمده ي كشاورزي هستند كه در ساختمان آن ها گوگرد بكار رفته است . نحوه ي تاثير اين علف کش ها جلوگيري از رشد دانه هاي در حال جوانه زني و جوانه هاي موجود در روي اندام هاي زيرزميني علف هاي هرز چند ساله است . اين علف کش ها فراريت زيادي داشته و بعد از سم پاشي در سطح خاك سريعا تبخير مي شوند به همين دليل پس از پاشيده شدن روي خاك بايد با وسايل مناسبي با آن مخلوط شوند . بيشترين تاثير‌ آن ها روي علف هاي هرز باريك برگ است . از علف کش هاي عمده ي اين گروه متام ،‌EPTC ،‌ مولينات و تري آليت است .
8–   دي نيترو آنيلين ها : به عنوان علف کش انتخابي قبل از كاشت محصولاتي مانند پنبه ،‌سويا و سبزي هاي مختلف مصرف مي شوند و نحوه ي تاثير آن ها جلوگيري از جوانه زني بذر علف هاي هرز و بعد از سم پاشي بايد آن ها را بلافاصله در عمق 5 سانتيمتري با خاك مخلوط كرد تا از تبخير و تجزيه ي آن ها در برابر حرارت و نور جلوگيري شود . اين علف کش ها بيشترين تاثير را روي علف هاي هرز باريك برگ تيره ي گندميان دارند مثل تري فلورالين ،‌اتال فلورالين .
9–   نيتريل ها : علف کش هاي گروه نيتريل به صورت خاك مصرف و برگ مصرف مورد استفاده قرار مي گيرند و از بازدارنده هاي فتوسنتز در فتوسيستم 2 محسوب مي شوند . علائم تاثير آن ها با ايجاد كلروز در اندام هاي هوايي گياه به خصوص برگ ها ظهور پيدا مي كنند مانند ديكلو بنيل ، بروموكسينيل .
10–  فنوكسي ها :‌ علف کش هاي فنوكسي بدليل داشتن اثرات اكسيني ،‌شبه اكسين ناميده مي شوند . زيرا سبب پيچش و انحناي دمبرگ ها و ساقه هاي گياهان پهن برگ مي گردند . معرفي تو فور دي و MCPA در دهه ي 1940 كه بلافاصله بعد از جنگ جهاني دوم انجام گرفت كنترل علف هاي هرز را وارد يك مرحله ي جديد كرد و حدود 48% كل علف کش هاي مورد استفاده را به خود اختصاص داده اند . از ديگر علف کش هاي اين گروه مي توان به : 2و4D,B و 2و4و5 T,اشاره نمود.
11–   استرهاي آريل فنوكسي آلكانوئيك اسيد :‌ اين گروه از علف کش ها با جذب از ريشه و شاخ و برگ بصورت انتخابي علف هاي هرز باريك برگ را در مزارع گياهان زراعي پهن برگ كنترل مي نمايند . طرز تاثير آن ها جلوگيري از فعاليت هورمون هايي مثل اكسين و اختلال در سنتز اسيدهاي چرب است لذا توصيه مي شود از اختلاط اين گروه علف کش ها با علف کش هاي گروه فنوكسي كه تاثير آن ها همانند هورمون اكسين است خودداري شود . از سموم اين گروه مي توان به ديكلوفوپ متيل ،‌ آلوكسي فوپ اتيل ،‌ فلو آزيفوپ بوتيل و فنوكسا پروب اتيل اشاره كرد .
12–   تريازين ها : مشتقات حلقوي ناهمگن ازت هستند كه از فعاليت فتوسنتزي جلوگيري مي كنند . اغلب تريازين ها خاك مصرف هستند  و يكي از خواص عمده ي آن ها دوام زياد در خاك تا بيش از يكسال است و به همين دليل جزء علف کش هاي پايدار طبقه بندي مي شوند . مانند آترازين ،‌ سيمازين ،‌ پروپازين ،‌آمترين و پرومترين .
13–   تريازول ها : مهمترين علف کش سيستميك اين گروه آميترول است كه جوانه هاي روي ريشه هاي خزنده و ريزوم هاي عميق برخي علف هاي هرز چند ساله را در باغات تحت تاثير قرارداده و از بين مي برد .
14–   مشتقات اوره :‌ اكثر علف کش هاي گروه اوره غير انتخابي بوده و توسط ريشه ها جذب شده و از فتوسنتز جلوگيري مي كنند. مانند مونورون ،‌ديورون و ‌لينورون .
15–    سولفونيل اوره ها :‌ مانند تري بنورون متيل و بن سولفورون
16–  اكسيم ها :‌ علف کش هايي برگ مصرف و سيستميك هستند كه تاثير آن ها عكس علف کش هاي گروه فنوكسي است و براي كنترل علف هاي هرز باريك برگ يكساله و چند ساله بكار مي روند . مانند ستوكسيديم سديم ،‌ سيكلوكسيديم سديم و ترال اكسيديم .
17–   تركيبات آلي فسفره :‌ در ساختمان اين تركيبات فسفر بكار رفته است و از اين گروه مي توان به گليفوسيد و گليفوزينات آمونيوم اشاره كرد .

خاك و علف کش ها :  
موقعی كه علف کش در خاك پاشيده مي شود سه پديده ي جذب ،‌حركت و تجزيه سرنوشت آن را در خاك تعيين مي كند. اين سه پديده با هم مرتبط هستند و تفكيك آن ها از هم مشكل است . براي اينكه استفاده كننده بتواند مقدار لازم علف کش ،‌ميزان پراكنش علف کش از محل توزيع و دوام علف کش را در خاك تعيين كند لازم است از نحوه ي تاثير اين پديده ها بر علف کش درك كلي داشته باشد .
–    جذب : جذب سطحي به مفهوم چسبيدن مولكول ها به سطح ذرات جامد خاك است كه ذرات با بار منفي رس و مواد آلي ،‌ غالبا اين سطوح را در خاك فراهم مي كنند . مولكول هايي از علف کش كه شديدا جذب كلوئيدهاي خاك مي شوند براي كنترل علف هاي هرز قابل جذب نخواهند بود . اين علف کش ها در خاك حركت كمي دارند و موجودات ذره بيني نيز قادر به تجزيه ي آن ها نيستند .
–    حركت :‌ توانايي حركت يك علف کش از محلي كه پاشيده مي شود به محل ديگر بستگي زيادي به ميزان انحلال پذيري در آب و ميل تركيبي آن با كلوئيدهاي خاك دارد . حركت با آب و تبخير عمده ترين راه هاي حركت علف کش ها هستند .
الف )‌حركت با آب :‌ آب عامل مهمي در حركت علف کش در سطح خاك يا داخل خاك است . حركت هاي عمده ي آب به صورت روان آبي ،‌ آبشويي و مويينگي است .
ب)‌ تبخير :‌ عبارتست از تغيير فيزيكي يك مايع به گاز . دليل فرار علف کش هاي موجود در سطح يا نزديك به سطح خاك به اتمسفر و نيز دليل پخش دوباره ي آن ها در خاك همين پديده است . عمده ترين راه حركت علف کش هايي كه تركيبات فرار دارند تبخير است .
ج) جذب به داخل سيستم موجوات زنده :‌ گاهي علف کش ها با جذب شدن در سيستم زنده مانند گياهان زراعي ،‌موجودات ذره بيني و حيوانات حركت مي كند . پس از استفاده از علف کش ها جابجا شدن گياهان از يك نقطه به منطقه ي ديگر توسط انسان مثال خوبي از حركت علف کش در سيستم هاي زراعي است .
د) تجزيه :‌ علف کش ها به روش هاي مختلفي در خاك تجزيه و بي اثر مي شوند . اين روش ها عبارتند از :

1- تجزيه ي ميكروبي (‌بيولوژيكي )‌ : اين تجزيه مهمترين روش تجزيه ي علف کش در خاك است . قارچ ها ،‌باكتري ها و جلبك ها از مهمترين ميكرو ارگانيسم هاي خاك هستند كه براي ادامه ي زندگي و تكثير ،‌مواد آلي خاك را تجزيه كرده و مصرف مي كنند . گروهي از اين ميكروب ها نيز مي توانند با توليد برخي آنزيم ها ،‌علف کش هاي‌آلي را همانند مواد آلي تجزيه نموده و مصرف كنند و از اين طريق علف کش ها را غير فعال كنند .
2- تجزيه ي شيميايي :‌ بسياري از علف کش ها در خاك تحت تاثير واكنش هايي نظير اكسيداسيون ،‌احيا و هيدروليز تجزيه شده و در نتيجه ي شكستن  مولكول علف کش ها ، خواص علف کشي‌آن كاهش مي يابد .
3- تجزيه ي نوري : در برخي از علف کش ها نور خورشيد با سست كردن پيوندهاي مولكولي موجب شكسته شدن ساختمان شيميايي علف کش مي شود .

گياه و علف کش ها :‌  
مهمترين شرط لازم براي اينكه علف کش بتواند بطور مؤثر موفق به دفع علف هاي هرز شود تماس آن با علف هرز است . براي جذب يا نفوذ علف کش در گياه تماس بايد به قدر كافي برقرار باشد تا علف کش پس از ورود به سلول هاي زنده ي گياهي يكي از پديده هاي ساختماني يا حياتي آن را نابود كند .

جذب سموم علف کش :‌
جذب در گياه عبارتست از انتقال يك ماده به داخل آن كه معمولا از راه ريشه يا اندام هاي هوايي مثل برگ صورت مي گيرد . علف کش هايي كه در خاك مصرف مي شوند براحتي در آب حل و از طريق ريشه جذب گياه مي شوند . در اين حالت ساختمان هايي از گياه كه مي توانند ماده ي سمي علف کش را جذب كنند ،‌ بذر درحال جوانه زدن ، ساقه و ريشه هاي گياهچه ( قبل از خروج از خاك)‌و ريشه ي بوته هايي هستند كه سر از خاك بيرون آوردند . اين گونه علف کش ها روي دانه هاي جوانه نزده تاثيري ندارند . در مورد علف کش هايي كه روي شاخ و برگ مصرف مي شوند بايد گفت كه ورود آنها از طريق ساقه مشكلتر از ورودشان از طريق ريشه است ،‌زيرا كوتيكول از جذب مواد جلوگيري مي كند . كوتيكول از سه لايه تشكيل شده است . لايه ي اول (‌لايه ي خارجي ) موم است كه چربي دوست مي باشد . لايه ي دوم كوتين است كه آبدوست تر از موم بوده و در صورت وجود‌آب ،‌ قدرت آبدارشدن دارد و لايه ي سوم پكتين است كه از دو لايه ي ديگر آبدوست تر است . وجود موم در قسمت خارجي كوتيكول مانع ورود تركيبات محلول در آب مي شود بنابراين حركت علف کش به داخل كوتيكول به ميزان انحلال پذيري علف کش در آب بستگي دارد . هر چه انحلال پذيري علف کش در آب بيشتر باشد ، نفوذ آن به داخل كوتيكول كمتر و هر چه قابليت انحلال آن در روغن بيشتر باشد ميزان نفوذ آن به داخل كوتيكول بيشتر است . هنگام تماس علف کش با برگ امكان از بين رفتن گياهاني كه روزنه هاي متعدد با اندازه ي بزرگ دارند به مراتب بيش از گياهاني است كه داراي روزنه هاي كم با اندازه ي كوچك هستند .

نفوذ سم علف کش در كوتيكول :‌
علف کش وقتي در سطح گياه پخش شود ،‌ براي رسيدن به بافت هاي زنده آن بايد از ميان كوتيكول غير زنده عبور كند. علف کش هاي حل شده در چربي در كوتيكول نفوذ مي كنند و مي توانند براحتي از آن بگذرند و به سرعت در  گياه حركت كنند ولي علف کش هاي حل شده در آب براي نفوذ كافي در گياه احتياج به نوعي مويان دارند . مويان ها به دو طريق عمل مي كنند :‌
اول اينكه باعث پخش محلول سم در سطح گياه مي شوند و امكان تماس آب با قسمت هاي آبدوست سطح برگ و در نتيجه امكان جذب آن را فراهم مي سازند . دومين اثر مويان ها احتمالا حل كردن كوتيكول است .

حركت علف کش ها در گياه :
زماني كه يك علف کش وارد گياه مي شود (‌از طريق خاك يا شاخ و برگ ) بايستي خود را به نقطه اي از گياه كه به آن حساس است برساند . در بعضي حالات ،‌حركت ناچيز علف کش هم باعث مرگ گياه مي شود ولي بعضي اوقات مخصوصا در صورت وجود اندام هاي وسيع زيرزميني ، علف کش بايد به تمام اندام ها منتقل شود .

سرنوشت علف کش در گياه :‌
علف کش وقتي مصرف مي شود با خاك يا شاخ و برگ گياهان تماس پيدا مي كند .  علف کش هايي كه روي شاخ و برگ پاشيده مي شوند ،‌امكان دارد با باران از سطح گياه شسته شده و در خاك رسوب كنند ،‌از سطح گياه تبخير يا براثر نور تجزيه شوند يا اينكه به داخل كوتيكول نفوذ كرده و وارد گياه شوند . علف کش هايي كه جذب گياه و شاخ و برگ نمي شوند ،‌مستقيما وارد خاك شده مانند علف کش هاي مورد استفاده در خاك ،‌تحت تاثير فرآيندهاي تجزيه اي كه در خاك رخ مي دهند قرار مي گيرند . علف کش هاي وارد شده در گياه چندين سرنوشت مي توانند داشته باشند .
الف )‌ ممكن است به قند ،‌اسيدهاي آمينه ،‌پروتئين يا ديگر تركيبات طبيعي گياه متصل شده در نتيجه ساكن يا غير فعال شوند .
ب)‌ امكان دارد به محل تاثير حركت كنند و بسته به درجه ي حساسيت گياه واكنش سمي در آن ايجاد كنند .
ج) در بعضي مواقع گونه هاي مقاوم و بعضي گونه هاي حساس گياهان ،‌ علف کش را تجزيه و در داخل خود به اسيد هاي آمينه يا پروتئين ها  متصل يا به آنها تبديل مي كنند . بعضي از علف کش ها مثل تيوكاربامات ها به طور كامل به آب و دي اكسيد كربن تجزيه مي شوند .
د)‌ ممكن است به هيچ وجه تجزيه نشوند يا تغيير نيابند مثل آرسنيك كه به ميزان زيادي در گياهان ثابت مي ماند . زماني كه بقاياي خشك شده ي گياه داخل خاك شد ،‌ميكروب هاي خاك آن را تجزيه مي كنند .

همچنین شما میتوانید با مراجعه به پستهای زیر مطالبه کامل دیگری را در این مورد مطالعه نمایید

علف هرز سس و روشهای کنترل سس

نی و راههای کنترل آن

دریافت فایل کامل مقاله در کانال تلگرام شرکت

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

3 دیدگاه در “علف هرز چیست و چگونه میتوان آن را کنترل کرد

باعرض سلام وعرض تبریک ولادت امام رضا(علیه السلام)خدمت شما
چشم حتما اینکارو میکنم
باتشکر از زحمات شما
التماس دعا

باعرض سلام وعرض تبریک ایام مبارک دهه کرامت
در گلدون درخت اقاقیا من یه نوع علفهایی سبز میشن که رنگشون قرمزه وسه گلبرگ قلبی شکل دارند چند بار از ریشه کندمشون ولی باز درمیاد.میخواستم. ببینم آیا این علفها برای درخت اقاقیام ضرر داره یاخیر؟!وراه مبارزه بااین علفها چیه؟!
باتشکر از زحمات شما

سلام بهترین راه مبارزه همون از ریشه درآوردنه که بعده مدتی ریشه کن میشن فقط مدام بررسی کنید و هر وقت علفی سبز شد کامل از ریشه در بیارین . نیاز به چیزه دیگه ای نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: عدم امکان کپی مطالب